صفحه اصلی> نشست های مرکز پژوهش و سنجش افکار

تبيين نقش رسانه در انعکاس تحوّلات جهان اسلام و هندسه قدرت نظام جهاني

تبيين نقش رسانه در انعکاس تحوّلات جهان اسلام و هندسه قدرت نظام جهاني


نشست علمي « تبيين نقش رسانه در انعکاس تحوّلات جهان اسلام و هندسه قدرت نظام جهاني»،با سخنراني دکتر ابراهيم متّقي، استاد دانشگاه و مدير گروه روابط بين‌الملل دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران و با حضور  دکتر ملکي‌تبار، رئيس مرکز تحقيقات، مديران، برنامه‌سازان و پژوهشگران رسانه ملّي  و روز چهارشنبه، سي‌ام بهمن‌ماه سال‌جاري، در سالن جلسات حوزه ریاست مرکز تحقيقات برگزار شد.
دکتر متّقي در ابتداي سخنان خود با بيان اينکه هندسه قدرت موضوع جابجايي ساختار قدرت و چگونگي توزيع قدرت بين بازيگران اين عرصه است، گفت: در صدسال اخير تحوّلات ساختاري شاخصي در عرصه قدرت انجام شد که به فروپاشي امپراطوري اسلامي و پراکندگي ساختاري وضعيت جهان اسلام در سال 1919، تبديل جهان به ساختار قطبي در سال 1945 و تبديل امريکا به قدرت بلامنازع جهاني به عنوان نقطه عطف بعدي در ساختار قدرت جهاني مي‌توان اشاره کرد. امّا آنچه بويژه از سال 2004 ميلادي قابل تأمّل است، طرح موضوع چندجانبه‌گرايي در قدرت است. ایشان افزود: توزيع قدرت، حيات بين‌المللي، سياست، اقتصاد و فرهنگ را دگرگون ساخته است. در اين ميان شرکت‌هاي رسانه‌اي بين المللي نقشي محوري در کنترل ادراک کشورهاي درحال توسعه دارند. اين شرکت‌ها با استفاده از شبکه‌هاي اطّلاع‌رساني به توليد فرهنگ و انديشه اجتماعي مي‌پردازند و حتّي اوقات فراغت شهروندان کشورهاي مختلف را کنترل مي‌کنند. دکتر متّقي تأکيد کرد: شاخص‌هاي کلاسيک نقش شرکت‌هاي بين‌المللي ارتباطات را مي‌توان درنشانه‌هايي همچون: کنترل ايدئولوژي، کنترل تضاد طبقاتي، کنترل انديشه انقلابي، کنترل هويّت و کنترل جنبش‌هاي اجتماعي جستجو کرد. شرکت‌هاي بين‌المللي رسانه‌اي که در فرايند تمرکز و ادغام قرار دارند از قابليت لازم براي توليد ادبيات و مفاهيم به‌منظور کنترل اين نشانه‌ها برخوردارند و مهم‌ترين کارويژه خود را توليد ادبياتي مي‌دانند که اقتصاد نظام سرمايه‌داري را بازتوليد کند.
اين کارشناس مسائل سياسي ادامه داد :  با توجّه به رويکرد چندجانبه گرايانه، لازم است به جايگاه جهان اسلام در تغيير و تحوّلات فعلي توجّه بيشتري کرد و نقش رسانه‌ها بويژه رسانه ملّي را در بازتعريف جايگاه ساختاري جهان اسلام مورد بررسي قرار گيرد. رسانه بايد تحوّلات جهان اسلامي را مبتني بر نقش‌هاي رسانه‌اي، ملّي و اسلامي با رويکردي انتقادي تحليل کند و بداند چه بحث‌هايي را براي کنترل ادراک و هنجارها مطرح کند.

دکتر متّقي در ادامه با اشاره به ديدگاه فريد ذکريا، روزنامه‌نگار و تحليل‌گر سياسي آمريکايي، گفت: به باور ذکريا اين امريکا که در بيشترين سال‌هاي گذشته بر اقتصاد، علم و فرهنگ جهاني تسلّط داشته است، در قرن حاضر در حال ورود به دوره   «خيزش ديگران» است. کشورهاي ديگر، نهادهاي بين المللي و گروه‌هاي غيردولتي «ديگراني» هستند که  مرکزمداري امريکا را تضعيف کرده و از قدرت سنّتي آن، چه به لحاظ اقتصادي و چه نظامي کاسته است. مقاومت اسلامي، جمعيّت روبه رشد مسلمانان در اروپا، واکنش کشورهاي درحال توسعه نسبت به قواعد جهاني و بي‌عدالتي اجتماعي، چالشي براي دولت ها و همچنين سلسله مراتب موجود جهاني و در رأس آنها امريکاست.  از اين‌رو   براي آمريکا تنها راه بازدارندگي، ايجاد ائتلافي گسترده و پاينده، مصالحه و سازش و پذيرش رشد و اقتدار و نفوذ ساير کشورهاست. ايجاد توازن بين بازدارندگي و همسازي چالش اصلي سياست خارجي امريکاست. دکتر متّقي در ادامه به ديدگاه‌هاي برژينسکي اشاره کرد و گفت: برژينسکي براين باور است که امريکا با تناقض منحصر به فردي مواجه است:  پايان جنگ سرد ترکيب قدرت امريکا و جهاني شدن، و واکنش‌هاي خشم آلود عليه جهاني شدن که به ايالات متّحده منتهي مي‌شود و  دستيبابي کشورها و گروه‌هاي مختلف به فنّاوري‌هاي توليد سلاح‌هاي کشتار جمعي، همچنين تعدّد و تنوّع منابع و عواملي که مي‌توانند به خشنونت متوسّل شوند، موجب افزايش آسيب‌پذيري امريکا به‌عنوان کانون اين خصومت‌هاست.  جنگ‌هاي بزرگ منطقه‌اي، قومي (فارغ از اينکه جنگ‌ها چقدر از خاک امريکا دورباشد) و انقلاب از پايين، هم تهديد‌هاي غيرمستقيمي براي ايالات متّحده محسوب مي‌شوند. از نظر برژنیسکی امريکا بايد همواره «سريع» و «قاطعانه» از اهرم‌هاي سياسي و حتّي نظامي براي حفظ برتري خود به‌عنوان قدرت نخست جهاني استفاده کند. اين استاد دانشگاه با اشاره به ديدگاه‌هاي نظريه‌پردازاني همچون «چارلزکوپچان» در تشريح شرايط امريکا در سياست بين‌الملل گفت: امريکا از اقتدار خود بويژه بعد از پايان جنگ سرد استفاده نکرد و درحاليکه در شکل‌دهي حوادث آينده قابليّت‌هاي بي‌نظيري دارد، اما هيچ راهبرد کارآمدي در هدايت کشور خود به‌کار نگرفت و به ابرقدرتي سرگردان با رفتارهاي متناقض و نامنسجم تبديل شده است.
دکتر متّقي با بيان اينکه در فضاي هندسه قدرت نظام جهاني نيروهاي انسجام گرا در حال افزايش‌اند، و تضاد گفتماني جهاني در مقابله با نظام سلطه است، گفت: رسانه ملّي بايد توجّه داشته باشد که در هندسه قدرت جديد،  قدرت و ايدئولوژي ايالات متّحده امريکا رو به افول است؛ نشانه‌هاي افول حاکي از رشد قابليت «ديگران» از جمله جهان اسلام است. از اينرو با برجسته ساختن قدرت سخت‌افزاري ايران بويژه در خاورميانه و قدرت هويّت دهي و انسجام بخشي به اقداماتي همچون جنبش «بيداري اسلامي»‌ و تمرکز بر مشکلات درون ساختاري امريکا همچون نقد سياست‌هاي ميليتاريستي و سرمايه‌گذاري‌هاي فراسرزميني ايالات متحدّه به شکل شايسته‌اي از قابليّت‌هاي رسانه‌اي بهره‌برداري کند.
اين نشست با بيان پرسش و پاسخ برخی از حا‌ضران يافت.


  1392/11/30
آرشیو اخبار پژوهشی

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.