آخرین شماره فصلنامه مطالعات انتخابات   •  آرشیو
  
 
شماره فصلنامه مطالعات انتخابات  10-11
فصل :
سال :  1394
شناسنامه... دريافت فايل                       
فهرست فصلنامه مطالعات انتخابات
عنوان : رسانه هاي نوين و رفتار رأي دهي ايرانيان11

رسانه هاي نوين و رفتار رأي دهي ايرانيان11

چکیده: د ر اين پژوهش تأثير گسترش رسانه هاي جد يد بر رفتار رأي دهی ايرانيان بررسي مي شود . رفتار رأي دهی به د و بخش ميزان رأي دهی و گرايش رأي دهی تقسيم مي شود و تلاش بر آن است که تأثير کاربرد فزايند ة رسانه هاي نوين د ر جامعه ايران بر هر يک از اين سطوح مورد مطالعه قرار گيرد . براي ارزيابي رابطه رسانه هاي نوين و ميزان رأي دهی از تحليل همبستگي آماري و سپس تحليل سازوکارهاي نظري تأثيرگذاري احتمالي استفاد ه مي شود . براي ارزيابي رابطه رسانه هاي نوين و گرايش رأي دهی نيز د و استد لال مبتني بر مشاهد ه مطرح مي گرد د . د ر نهايت استد لال مي شود تأثير رسانه هاي نوين بر ميزان رأي دهی ايرانيان د ر انتخابات هايشان تاکنون ناچيز و غيرمعناد ار بود ه است. به نظر مي رسد مهمترين متغير تعيين کنند ه واسط د ر اين رابطه، ميزان رقابتي بود ن انتخابات بود ه است. با وجود اين، استد لال مي شود چنانچه د ر انتخابات رقابت حد اقلي وجود د اشته باشد ، اين رسانه ها مي توانند از طريق سازوکارهاي بازنمايي قطبي ساز و افزايش محرک هاي محيطي، ميزان رأي دهی را افزايش د هند . د ر باب تأثير اين رسانه ها بر گرايش رأي دهی نيز استد لال مي شود از آنجا که فضاي مجازي ايرانيان بيشتر تحت تأثير گفتمان ضد قد رت است و همچنين به د ليل اينکه افزايش احتمالي مشارکت ايرانيان تحت تأثير رسانه هاي نوين، باعث افزايش رأي دهی به سود جريان هاي اصلاح طلب و اعتادال گرا مي شود و شانس آنها براي پيروزي د ر انتخابات هاي آتي بيشتر خواهد بود .
نویسنده : مجتبي قلي پور د انشجوي د کتراي علوم سياسي،
نویسنده : علي عنايتي شبکلائي د انشجوي د کتراي علوم سياسي پژوهشگر مرکز پژوهش و سنجش افکار صد اوسيما
عنوان : بررسي رابطه مشارکت سياسي و شبکه هاي اجتماعي همراه مطالعه مورد ي: د انشجويان رشته علوم ارتباطات د انشگاه آزاد اسلامي تهران مرکز

بررسي رابطه مشارکت سياسي و شبکه هاي اجتماعي همراه مطالعه مورد ي: د انشجويان رشته علوم ارتباطات د انشگاه آزاد اسلامي تهران مرکز

چکیده: هد ف اصلي از نگارش مقاله حاضر، بررسي رابطه بين «استفاد ه از شبکه هاي اجتماعي همراه» ـ به عنوان يک ابزار سياسي ـ و «مشارکت سياسي استفاد ه کنند گان» است. براي رسيد ن به اين هد ف، از نظريه هايي چون «حضور اجتماعي» ، «مشارکت سياسي»، نظريه حوزه عمومي «يورگن هابرماس» ، سرمايه اجتماعي «پاتنام» و فرهنگ سياسي «گابريل آلموند » و «سيد ني وربا» استفاد ه شد ه است و براي جمع آوري د اد ه ها، تکنيک پيمايش و پرسشنامه بر خط1 به عنوان يکي از روش هاي نوين نظرسنجي به کار رفته است. جامعه نمونه اين پژوهش 216 نفر از د انشجويان د انشکد ه علوم ارتباطات و مطالعات رسانه را شامل مي شود که از طريق نمونه گيري احتمالي انتخاب شد ه اند . يافته هاي ناشي از آزمون فرضيه هاي پژوهش، رابطه معناد اري بين متغيرهاي ميزان و کيفيت استفاد ه با مشارکت سياسي و اعتماد سياسي نشان مي د هد ؛ همچنين حکايت از مستقيم بود ن رابطه بين ميزان استفاد ه و کيفيت استفاد ه با فرهنگ سياسي نظاره گر و معکوس بود ن رابطه با فرهنگ کنشگرانه د ارد ؛ د رنهايت، بر اساس نتايج پژوهش، از ميان ويژگي هاي جمعيت شناختي کاربران، بين متغير تحصيلات و ميزان استفاد ه از شبکه هاي اجتماعي همراه رابطه اي معني د ار و منفي وجود د ارد .
نویسنده : مرتضی قاسم زاد ه عراقي د انشجوي د کتراي علوم ارتباطات پژوهشگر مرکز پژوهش و سنجش افکار صد اوسيما
نویسنده : کيما انصاري د انشجوي د کتراي علوم ارتباطات د انشگاه آزاد واحد تهران مرکزي
عنوان : تبيين جامعه شناختي عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعي د ر انتخابات ملي

تبيين جامعه شناختي عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعي د ر انتخابات ملي

چکیده: مشارکت به حضور فعال مرد م د ر عرصه جامعه مد ني اطلاق مي شود که زمينه ساز تقويت د يواره د فاعي جامعه، توسعه جامعه، زند ه ماند ن ارزش هاي اجتماعي، حفظ سرمايه اجتماعي و تقويت پيوند هاي اجتماعي، حل وفصل مشکلات اجتماعي و افزايش انسجام اجتماعي است. براين اساس هد ف اصلي پژوهش حاضر، تبيين جامعه شناختي عوامل مؤثر بر مشارکت اجتماعي د ر انتخابات ملي است. روش پژوهش پيمايشي (کمي) و با ابزار پرسشنامه صورت گرفته است. يافته هاي استنباطي نشان مي د هد بين اعتماد سياسي (435/0)، فساد اجتماعي (321/0-)، انسجام د اخلي (309/0)، تهد يد بيروني (498/0)، ميزان ميهن پرستي فرد (561/0)، اعتقاد به ارزش هاي انقلاب (423/0)، رفتارهاي سياسي نخبگان جامعه (602/0) با مشارکت اجتماعي د ر انتخابات ملي رابطه معناد اري وجود د اشت، اما متغير وضعيت رفاه اجتماعي و عملکرد رسانه ها با متغير وابسته رابطه معني د اري ند اشته اند .
نویسنده : طاها عشایری د انشجوي د کتراي علوم اجتماعي- بررسي مسائل اجتماعي ايران
نویسنده : الهام عباسی عضو هئيت علمي گروه علوم اجتماعي د انشگاه پيام نور تهران
نویسنده : احمد سليماني سارد و کارشناس ارشد علوم سياسي
عنوان : بازنمايي انتخابات د ر سينماي ايران (1394-1359)

بازنمايي انتخابات د ر سينماي ايران (1394-1359)

چکیده: سينما که عمري همپاي انتخابات د ر ايران د ارد ، بعنوان بانفوذترين و موثرترين رسانه جمعي، نقش و اهميت ويژه اي د ر طرح، بيان و به تصوير کشيد ن موضوعات سياسي ايفاد مي کند . فارغ از مناقشاتي که بر سر تعريف سينماي سياسي و حد ود ماهوي آن وجود د ارد و بر مبناي اين تصوير از فيلم سياسي که بر نمايش روابط، مناسبات قد رت و مضامين سياسي استوار است، مي توان اين سوال را طرح کرد که سهم سينماي ايران بعد از انقلاب اسلامي د ر بازنمايي انتخابات به عنوان امري سياسي به چه ميزان بود ه است؟ بد ين منظور د ر پژوهش حاضر تلاش برآنست تا با استفاد ه از روش تحليل مضمون و با د ر نظر گرفتن متن و حاشيه فيلم هايي که سازند گانشان موضوع انتخابات را به عنوان تِم اصلي يا يکي از مضامين فرعي روايت اثر خود برگزيد ه اند به واکاوي بازنمايي انتخابات د ر سينماي ايران بپرد ازد . برآيند تحليل فوق بيانگر سيطره نگاهي بد بينانه و منفي به عرصه انتخابات د ر سينماي ايران د ر مسائلي از قبيل عوام فريبي، سرمايه سالاري در انتخابات، فساد اخلاقي نامزد ها، مافياگونگي تشکيلات سياسي و جناحي، و اهد اف معطوف به قد رت به جاي اهد اف معطوف به خد مت است. همچنين د ر بسياري از فيلم ها، انتخابات، مسئله حاشيه اي است نه اصلي؛ و فيلمسازان بستر فقر، مشکلات اقتصاد ي و عد الت اجتماعي را به عنوان محملي د ر مقابل بحث انتخابات قرار د اد ه اند
نویسنده : ابراهینم جمشیدی کارشناس ارشد روابط بين الملل از د انشگاه خوارزمي تهران
عنوان : تأثير رسانه بر سياست، مبارزات انتخاباتي و انتخابات

تأثير رسانه بر سياست، مبارزات انتخاباتي و انتخابات

چکیده: اعتقاد گسترده اي بر جهت گيري هاي سياسي قوي رسانه وجود دارد، هرچند اين امر تاحدودي درست است، اما اين مسئله هيچ تأثيري بر شکل دهي به ديدگاه هاي ر أي دهندگان ندارد. براي مثال يکي از بخش هايي که به روشني ديدگاه هاي روزنامه ها را نشان مي دهد، سرمقاله است. از همين بخش است که خوانندگان به جهت گيري هاي سياسي روزنامه پي مي برند. اين مقاله، نشان مي دهد که رسانه هاي گوناگون رويکردهاي متمايزي دارند که مي تواند در طول زمان ثابت بماند.
نویسنده : فاطمه عظيمي فرد دکتري زبان شناسي همگاني
عنوان : درک تبليغات سياسي د ر کارزارهاي انتخاباتي: سنجش تاثيرات شناختي و عاطفي 1

درک تبليغات سياسي د ر کارزارهاي انتخاباتي: سنجش تاثيرات شناختي و عاطفي 1

چکیده: علاقه علمي به آگهي هاي سياسي د ر سال هاي اخير روند رو به رشد ي د اشته و حجم قابل توجهي از پژوهش هاي عمد تاً متمرکز بر فضاي سياسي ايالات متحد ه آمريکا را به خود اختصاص د اد ه است. با اين حال بسياري از موضوعات مرتبط با تاثير و محتواي آگهي هاي انتخاباتي بويژه د ر فضاي سياسي کاناد ا آن طور که بايد مورد بررسي قرار نگرفته اند . اين مقاله به بررسي تاثير فوري و همزمان آگهي هاي انتخاباتي مثبت، منفي و ترکيبي مي پرد ازد و د اد ه هايي مرتبط با مجموعه اي از پيش آزمون هاي تجربي را مطرح مي کند که مربوط به 31 رأي د هند ه انتخابات فد رال کاناد ا د ر سال 2011 هستند . شرکت کنند گان د ر اين پژوهش، با د ستور کار تمرکز بر محتواي استد لالي و اجزاي غيرکلامي، آگهي هاي انتخاباتي را مشاهد ه کرد ند و د ر وهله بعد تاثير آگهي ها با استفاد ه از يک رويکرد ابتکاري ترکيبي متشکل از سنجش هاي فيزيولوژيک و شناختي مورد آزمون قرار گرفت. اين روش جد يد د ر کنار همه فوايد خود ، به ما اجازه د اد تا برآورد ي موشکافانه و د قيق تر از تاثير تبليغات منفي بر بينند گان تلويزيوني د اشته باشيم.
نویسنده : مهرداد مولایی کارشناس ارشد ارتباطات
عنوان : سوگيري به واسطه چارچوب گذاري: رسانه د ر توزيع قد رت1

سوگيري به واسطه چارچوب گذاري: رسانه د ر توزيع قد رت1

چکیده: چارچوب گذاري3، اولويت بند ي4 و برجسته سازي5 مي پرد ازد که به واسطه تلاشي نظام مند به منظور مفهوم سازي و د رک پيامد هاي اين تکنيک ها د ر خصوص د موکراسي و قد رت سياسي صورت مي گيرد . واژه کليد ي اين مقاله، «سوگيري» است که به طرز جالبي گفتمان عمومي را د ر مورد رسانه ها نظريه پرد ازي (تئوريزه) کرد ه است. اين مقاله بعد از نشان د اد ن اينکه چگونه برجسته سازي، چارچوب گذاري و اولويت بند ي مي توانند د ر قالب ابزارهاي قد رت با يکد يگر هماهنگ شوند ، اين مفاهيم را با تعاريفي صريح از کج اخبار6 و پد يد ه مرتبط اما متمايز جانب د اري پيوند مي زند و معيارهاي اصلاح شد ه براي سنجش کج اخبار و جانب د اري ارائه مي کند . اين د و مفهوم به شرط سنجش و تعريف، بينشي را نسبت به نحوه تأثير رسانه بر توزيع قد رت به د ست مي د هند ؛ چه کسي چه چيزي را د ر چه زماني و چطور د ريافت مي کند . بنابراين، بايد تحليل محتوايي با استفاد ه از نظريه اي روشن و صريح صورت گيرد که الگوهاي چارچوب بند ي را د ر متون رسانه اي با اثر قابل پيش بيني اولويت بند ي و برجسته سازي مخاطبان پيوند د هد . معيارهاي سنجش و نتايج جانب د اري رسانه با سست شد ن به واسطه اين نظريه، زير سؤال مي رود . با وجود تمام شور و شوق و توجهاتي که مفهوم جانب د اري د ر ميان فعالان و شهروند ان عاد ي ايجاد کرد ه هنوز تعريف روشني از اين مفهوم ارائه نشد ه است؛ چه برسد به اينکه توجه تجربي جد ي اي را به خود معطوف کرد ه باشد ( Niven, 2002). جانب د اري، سه معناي عمد ه مي تواند د اشته باشد : گاهي اوقات براي اخباري به کار مي رود که ظاهراً باطل بود ه يا تحريف شد ه اند (جانب د اري تحريفي) ؛ گاهي د ر مورد اخباري به کار مي رود که د ر آن د ر يک د رگيري سياسي به جاي اعمال برخورد يکسان با هر د و طرف، از يک سو حمايت مي شود (جانب د اري محتوايي)؛ و گاهي اوقات به انگيزه و ذهنيت روزنامه نگاراني که محتواي مغرضانه توليد مي کنند ، اشاره د ارد (جانب د اري د ر تصميم گيري). اين مقاله استد لال مي کند که مي توان با کنار گذاشتن تعريف اول و به کارگيري قالب هاي جد يد و د قيق تر تعاريف د وم و سوم، از جانب د اري يک مفهوم پژوهشي مولد ، قوي و باثبات ساخت
نویسنده : محمدرضا نقوی پور کارشناسي ارشد مد يريت رسانه از د انشگاه صد اوسيما و پژوهشگر رسانه
نویسنده : سيد محمد کاظمي اونجي کارشناس ارشد ارتباطات د انشگاه صد اوسيما
عنوان : گزينش نظام هاي انتخاباتي: تناسبي، اکثريتي و ترکيبي

گزينش نظام هاي انتخاباتي: تناسبي، اکثريتي و ترکيبي

چکیده: تاکنون اين امر به اثبات رسيد ه است که نظام هاي انتخاباتي يکي از با ثبات ترين ﻧﻬاد هاي د موکراسي اند . اصلاحات و تغييرات جزئي قواعد و مقررات، د ر رابطه با اد اره امر انتخابات بسيار رايج بود ه است؛ تغييراتي که شامل اصلاحات قوانين حاکم بر اطلاع رساني د ر زمينه انتخابات، قوانين مربوط به افشاي اطلاعات مالي انتخابات يا اصلاحات جغرافياييِ حوزه هاي انتخابيه بود ه است. بعد از جنگ جهاني د وم، کشورها هر از چند گاهي، فرمول هاي انتخاباتي را از د هونت 1به ال. آر-هير2 و برعکس، تغيير د اد ه، عد د آستانه موثر براي انتخابات تعيين کرد ه و اند ازه مجلس نمايند گان را گسترش د اد ه اند . اما تا همين اواخر، به ند رت شاهد اصلاحات کلّي و اساسي نظام هاي انتخاباتي به معناي اصلاحاتي که روش تبد يل آرا به کرسي ها را د گرگون سازد ، بود ه ايم. مهمترين استثنا بر اين قاعد ه، کشور فرانسه است، که نظام انتخاباتي آن ما بين نظام هاي تناسبي و اکثريتي د ر نوسان بود ه است. ليپست و روکان (1967) د ر اثر کلاسيک خود د ر مورد تقسيمات و انواع نظام هاي انتخاباتي، نظام حزبي اروپاي غربي د ر د هه شصت را نظامي بسته، غير منعطف و فاقد ظرفيت پذيرش اصلاحات مي د انستند ؛ نظام هايي که د ر اواخر قرن نوزد هم و اوايل قرن بيستم با اعطاي حق رأي به طبقه کارگر ايجاد شد ه بود ند . همچنين تا همين اواخر، نظام هاي انتخاباتي د ر د موکراسي هاي ليبرال بسيار غيرمنعطف بود و به نظر مي رسيد که فاقد ظرفيت لازم براي اصلاحات اند . احزاب د رون د ولت عموما طرفد ار و حافظ وضع موجود بود ند ؛ زيرا حفظ وضع موجود تأمين کنند ه منافعشان بود . احزاب و گروه هاي حاکم، به طور نظام مند ي به انتقاد ات مطرح شد ه از سوي احزاب و گروه هاي خارج از د ولت توجه نمي کرد ند ؛ انتقاد اتي که ند رتاً توانايي اصلاح و تغيير قواعد انتخاباتي را د اشتند .
نویسنده : ناصر ابراهیم زاده کارشناس ارشد مترجمي
             

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.