صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1399/05/26
 
   
شهر :  خوزستان
نام مکان :   شهر عسکر مکرم
نوع مکان : تاريخي
تاريخچه : عسکر مکرم زمانی یکی از شهرهای آباد و معروف خوزستان بوده است. یاقوت حموی می‌گوید: «عسکر مکرم بضم میم و سکون کاف و فتح را بر وزن مفعل از کلمه کرامت، شهریست مشهور از نواحی خوزستان و آن منسوب است به مکرم بن معزا حارث، یکی از عشیره بن جعونه بن حارث بن نمیربن عامربن صعصعه بوده.»
مقدسی نیز می‌نویسد:
«حجاج بن یوسف را غلامی بود به نام «مکرم» چون او با سپاهیانش در اینجا فرود آمد و او را خوش آمد مردم با گردش فرا آمده ساختمان‌ها ساختند پس «عسکر مکرم» نام گرفت.
قصبه‌ایست که در کشور عجمان به از آن نیست.»
اما حمدالله مستوفی آن را از شهرهای دوران قبل از ساسانیان دانسته و می‌گوید:
«شاپور ذوالاکتاف تجدید عمارتش کرد و برج شاپور خوانند بر دو جانب آب دودانگه تستر نهاده است و در اول به تلفظ لشکر خواندند و لشکربن طهمورث دیوبند ساخته شهری بزرگ است از همه ولایات خوزستان هوای آن خوشتر اما عقارب قتال در آن بسیار است.»
آنچه که مورد اتفاق اکثر مورخین می‌باشد این است که یکی از امرای عرب به نام «مکرم» از سوی حکومت اسامی مامور تسخیر شوشتر گردید. وی پس از رسیدن به محل ماموریت خویش، ابتدا اقدام به محاصره شهر نمود، ولی مردم شوشتر مقاومت نموده و در محافظت از شهر کوشیدند.
چون گشودن شهر به آسانی میسر نگردید، مکرم به لشگریان خود امر کرد تا در حوالی شهر منازلی ایجاد نمایند. بنابراین هر کدام از لشکریان در خارج از شهر برای خود خانه‌ای ساخت تا اینکه سرانجام بین سپاه اسلام و مردم شوشتر مصالح شد و شهر تسلیم مکرم گردید. پس از برقرار صلح و ایجاد آرامش، مکرم که ماموریت خود را به انجام رسانیده بود، شوشتر را ترک کرد. ولی خانه‌هایی که به دست سپاهیان اسلام بنا گردیده بود توسط مردم بومی مسکونی شده و محل جدید به عسکر مکرم موسوم شد.
سید عبدالله جزایری در مورد عسکر مکرم می‌نویسد:
«عسکر مکرم اکنون خراب است و بعضی آثار قدیمه و تل‌های مرتفع از آن باقی است و غالب محصول آنجا نیشکر بود و شوشتر و عسکر مکرم هر دو از اقلیم سودمند و در زیجات طول شوشتر را یعنی بعد آن را از مبدا عمارت از جانب مغرب 84درجه و 30 دقیقه رصد نموده‌اند و عرض آن را یعنی از مبدا عمارت از جانب جنوب 31 درجه و 30 دقیقه و عرض عسکر مکرم 31 درجه و 15 دقیقه است و 15دقیقه جنوبی‌تر است و در طول با شوشتر مساوی است و از مشاهده آثار قدیمه مفهوم می‌شود که پادشاهان گذشته به شهر شوشتر عنایت عظیم می‌نمودند و در عمارت اطراف نواحی آن اهتمام زیاد می‌کردند.»
به طوریکه عبدالله جزایی می‌گوید، فاصله شهر عسکر مکرم تا شوشتر 15 دقیقه بوده است، یا بقول میرعبداللطیف خان «در قبلی شوشتر به سهل فاصله شهری بوده است موسوم به عسکر مکرم.» اما امام شوشتری می‌نویسد، اصطخری در صفحه 95-94 کتاب خود گفته است: «از عسکر مکرم تا شوشتر یک منزل است و از عسکر تا اهواز یک منزل» و از این جمله نتیجه‌گیری نموده و می‌گوید:
«باید دانست که محل شهر عسکر به تصریح اصطخری و دیگران در هفت فرسنگی (حدود 40 کیلومتری جنوب شوشتر در نزدیکی بند قیر) جنوب شوشتر در کنار رود گرگر (مسرقان) اندکی بالای بند قیرکنونی بوده.»
در صورتی که در نقد نتیجه‌گیری امام شوشتری باید گفت که: اولاً اصطخری به طور مستقیم فاصله شهر عسکر مکرم تا اهواز را عنوان ننموده است. و ثانیا این سوال پیش می‌آید که اگر هدف از آمدن لشکریان عرب فتح شوشتر بوده است چه لزومی داشت که پس از عدم موفقیت در گشودن شهر در فاصله 40 کیلومتری اردوگاه خود را برقرار نمایند. آیا منطقی‌تر نبود که از نظر استراتژیکی برای کنترل اوضاع در نزدیکی شهر شوشتر اقدام به احداث اردوگاه خود نمایند؟
لذا نظر امام شوشتری و مورخین دیگری که معتقدند لشکریان اسلام پس از عدم موفقیت در تصرف شوشتر در 40 کیلومتری جنوب آن اردوگاه خود را بنا کردند و نمی‌تواند پایه و اساس صحیحی داشته باشد و فقط در صورتی می‌توان پذیرفت جایگاه شهر عسکر مکرم در مکان مزبور می‌باشد. (40کیلومتری جنوب شوشتر) که این شهر به منظور دیگری در اینجا احداث شده باشد نه اینکه عسکر مکرم و لشکریانش پس از اعلام عدم موفقیت در فتح شوشتر اقدام به احداث این شهر نمودند. پس بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که نظر آقای عبدالله جزایری که می‌گوید این شهر در 15 دقیقه‌ای جنوب شوشتر بوده است به صحت بسیار نزدیک‌تر می‌باشد و احتمالاً این شهر در نزدیکی شهرک نورمحمدی کنونی بوده است. در مورد این شهر برخی از مورخین و جهانگردان مطالب افسانه مانندی ذکر کرده‌اند که بی‌مناسبت نیست در اینجا نیز به پاره‌ای از آنها اشاره شود.
در این باره ابن حوقل می‌گوید:
«در عسکر مکرم بچه عقرب‌هایی است معروف به جراده که به اندازه برگ انجدان و مانند آن زهر دارند و هرگاه کسی را بگزند کمتر اتفاق می‌افتد که جان سالم به در ببرد و از بعضی افعی‌ها کشنده‌تر و سمشان موثرتر است.»
فقیه عبدالوهاب بن محمد معسکری نیز حکایت کرده است:
«مفلوجی را از اصفهان برداشته به عسکر بردند تا به گزیدن کژدم علاج آن شود، پس بر دروازه سرایی به جانب شرقی انداختند و تنهایش گذاشتند، از بس که عقارب آنجا بسیار بود، و دیدم من آن علیل را افتاده در آنجا که قدرت گشتن از پهلو به پهلوی دیگر نداشت و نه یارای سخن گفتن پس شب در آنجا بود چون روز شد دیدند وی را که نشسته است و به زبان فصیح سخن می‌گوید و ستاد و روان شد.»
آدرس :  
     
     
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.