صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1397/04/03
 
   
شهر :  یزد
نام مکان :   بقعه شاهزاده فاضل
نوع مکان :
تاريخچه : بقعه شاهزاده فاضل یزد این بقعه باشکوه در خیابان امام خمینی شهر یزد واقع شده و به شازده فاضل مشهور است

درگذشته درب اصلی بقعه از جانب شمال باز می شد که خود شامل ایوان باشکوه و مناره بلند و حسینیه و بازار است. امروزه بیشتر آمد و رفت از درب شرقی مقابل خیابان امام خمینی صورت می¬گیرد که شامل ایوان و سر دربی زیبا به ارتفاع تقریبی شش متر است. بقعة شاهزاده فاضل با توجّه به گنبد آجری کم خیز که ارتفاع آن حدود هشت متر است، و نمای سادة ‌بیرون آن، از نظر معماری جلوه‌ای خاصّ دارد. اصل بنا در قرن هشتم ساخته شده و در دوره های مختلف مرمّت شده است. طبق نوشته¬های تواریخ یزد؛ در سال 747 ﻫ . ق به هنگام حکومت امیر مبارز الدّین محمّد بن مظفّر، متوفّای 765 ﻫ .ق برای حفاظت و توسعة شهر، در اطراف برج دروازة شهر که مجاور این بقعه بود، به حفر خندق اقدام کردند. جسد سالمی که بر روی سینه‌اش مصحفی بود، از زیر خاک بیرون آمد، چون خبر به امیر مبارزالدّین رسید، دستور داد تا نبش نکنند و فصیل گرد قبر او بکشند و بقعه‌ای بنا کنند. در سال 844 ﻫ . ق امیر قطب الدّین خضر شاه بن شمس الدّین محمّد، قطعه‌ای زمین مجاور بارو را خریداری کرد و به توسعه ساختمانِ مزار پرداخت. در کتاب جامع مفیدی آمده است: «هنگامی که شاه اسماعیل به قصد خواباندن فتنة رئیس محمّد کره به یزد آمد، چون کراماتی از این مزار دید مبلغی از بابت وجوهات یزد را به رسم سیورغال متولّی این آستانه مقرّر کرد که تا زمان تألیف کتاب برقرار بوده است.» او اضافه می‌کند: «بیرون مزار تالاری از چوب ساخته... و شیخ بزرگوار مشهور به پیربرج در آنجا آسوده... محمّد علی بیک ناظر بیوتات کر کراق سرکار خاصّة شریفة دارالعبادة یزد می‌بود برجی رفیع اساس که از قدیم الأیام در آنجا ساخته بودند، عمارت کرده نقّاره خانه را از میدان خواجه ضیاء الدّین محمّد بدانجا نقل نمود...» این بنا براساس نوشتة‌ جامع جعفری در سال 1226 ﻫ . ق مرمّت شده و اتمام آن را عبد الوهّاب طرّاز به سال 1240 ﻫ . ق می‌داند. یگانه کتیبة ‌قدیمی که در این مزار دیده می‌شود. کتیبة کاشی معرّق عصر تیموری به اندازة 70×90 سانتی متر است که به طور عمودی بر بالای سر قبر نصب شده بود و این عبارت بر آن خوانده می‌شد: «استشهد فی سبیل الله الحیّ الرزّاق فرحاً بما آتاه من فضله الخلّاق الامام بن الامام سبط رسول الله الملک العلام الفضل بن الامام العالم موسی الکاظم بن الامام الناطق جعفرالصادق بن الامام القادر محمّدالباقر بن الامام الزاهد بن علی زین العابدین بن الامام السعیدالحسین لشهید بن اسدالله الغالب علی بن ابی طالب سلام الله علی آبائه الکرام و علیه السلام فی حدود سنة اثنتین و مأتین.» نصب این کتیبة کاشی دورة تیموری باید از آثار قطب الدّین خضر شاه باشد که مؤلّف جامع مفیدی به اشاره می‌نویسد؛ «قبر را از کاشی ترتیب داد.» در سال 1312 ﻫ . ش. بر اثر احداث خیابان پهلوی،‌ بخشی از مجموعه شاهزاده فاضل تخریب شد. بدنة‌ داخل بقعه با کاشیکاری طرح هندسی مرکب از ستاره‌های شش پر و شش ضلعی‌ها و حاشیه‌ای از کاشی معرّق زینت شده است. بنای فعلی از سال 1350 ﻫ .ش. زیر نظر هیأت امنا و با نظارت اوقاف یزد بازسازی شد. بقعه در دو طبقه ساخته شده و سراسر آن آئینه کاری، گچبری و نقّاشیهای زیبا و ظریف دارد که توسّط هنرمندان یزدی، انجام شده است. مقرّنس کاریهای جالبی در زاویه های جرز متّصل به گنبد مشاهده می‌شود. به خاطر احداث گنبد بنا، دوازده ستون بزرگ در چهار جهت بقعه نصب شده و در وسط آن ضریح بسیار باشکوه که از نقره و آب طلا است، از مرقد محافظت می‌کند. گنبد بقعه، دوپوش و از داخل به صورت عرقچینی به قطر ده و ارتفاع تقریبی پانزده متر است. دورتا دور ساقه گنبد از داخل، اشعار محتشم کاشانی در زمینه لاجوردی به طرز زیبایی بکار رفته است. در منتهی الیه پایه های ستون بقعه که گنبدخانه بر آن سوار است، سورة‌ مبارک تبارک الذی بیده الملک، تمام فضا را مزیّن ساخته است. بر درب ضریح کتیبه‌ای به این مضمون قلمزنی شده که: «السلام علیک یا شاهزاده فاضل، سازنده یزد محمّد دهقان» اندازه ضریح 3 × 2 متر و در سال 1369 ﻫ‌ . ق در بقعه نصب شده است. بقعه شامل دو حیاط یا صحن است که یکی در شمال بقعه و دیگری در شرق آن است. این دو صحن توسّط یک هشتی با گنبد خانه قدیمی به همدیگر وصل می شود. در انتهای صحن شمالی، صورت قبری است که متعلّق به سیّد سلیمان و از همراهان امامزاده فاضل می دانند که در این مکان به شهادت رسیده است. بر بالای درب اصلی بارگاه، ترجمة‌سنگ قبر بر روی کاشی انجام و نصب شده است. کرامات زیادی به این بقعه منتسب است که حکایت از علوّ مقام خفته در آن دارد. شهرت محلّی نسب دربارة‌ شخصیّت مدفون در بقعه، چندین دیدگاه است. جعفری و کاتب، اقدم تاریخ نویسان یزد، این مزار را که میان فصیل دروازة‌ مهریجرد بود تحت عنوان پیر برج آورده‌اندبرخی به تصوّر این نامگذاری چنین پنداشته‌اند که مراد از پیر برج، وجود زیارتگاهی از آن زرتشتیان است. بر این اساس زردشتیان به طور سنّتی این مزار را بسیار محترم می دارند و آن را مدفن یکی از شاهزادگان ساسانی می دانند. اما این ادّعا از اساس مردود است، زیرا «پیر» در اینجا به معنی کهنه و مزار قدیمی است و کلمه «پیر برج»‌ اصطلاحی برای شناساندن مزار قدیمی و کهنه نزدیک برج شهر یزد بوده است. مؤلّف تاریخ جدید یزد، روایت جدیدی دربارة این مزار در دو جای کتاب خود ذکر می¬نماید و می¬نویسد: «این شخص از مضروبین واقعة‌ فهرج بود که عدّه‌ای از آنها به یزد آمدند و یکی از آنها درین محل مدفون شد.» عبدالحسین آیتی معتقد است که این مزار از آن فضل بن علی برادر سهل بن علی و از خاندان فضل بن سهل وزیر مأمون عبّاسی است. این ادعا نمیتواند منشأ صحیحی داشته باشد، زیرا تمام مؤرخان یزد، از قرن هفتم تا زمان پهلوی، جملگی پس از ادّعاهای مطرح شده، قول مشهور که بقعه را از آن فضل بن امام موسی کاظم می داند، مطرح نموده و حتی سنگ قبر دورة تیموری تصریح به امامزاده بدون خفته در مزار دارد، که به شاهزاده فاضل مشهور است. اما همین دیدگاه معلوم نیست از کجا مطرح شده و به چه دلیل پس از کشف جسد امامزاده، به پسر امام هفتم خوانده شده است. جعفری پس از ذکر این واقعه و انتساب بقعه به فضل بن موسی تردید نموده و می¬نویسد: «به حقیقت نپیوسته است.» بر این اساس باید در حول زندگانی فضل تحقیقی بیشتری صورت گیرد تا صحّت و عدم صحّت این ادّعا مورد بررسی قرار گیرد. فضل، یکی دیگر از فرزندان امام موسی کاظم است که مادرش «اُمّ ولد»‌ کنیز بود. علمای انساب او را همزاد سلیمان و عبدالرحمان و حسین می¬دانند و می¬نویسند که وی بلا عقب بوده است ابن عنبه اضافه می‌کند که: فضل و سلیمان و احمد فرزندان امام موسی کاظم تنها دارای دختر بودند و فرزند ذکور نداشته‌اند متأسّفانه از وضع زندگی و تاریخ وفات و محلّ دفن او هم اطّلاع دقیقی در دست نیست به جز اینکه مزاراتی به او در آوه، محلّات، بهبهان و جهرم منتسب دانسته‌اند و نقل قول¬هایی متضادی از مهاجرت او به این مکانها ذکر شده است. الف. فضل در آبه قدیمی‌ترین مدرکی که از هجرت فضل بن موسی به ایران و شهادت او در آبه سخن به میان آمده، از شیخ عبد الجلیل قزوینی رازی است که می نویسد: «شهادتگاه و آرامگاه عبدالله و فضل و سلیمان فرزندانِ امام موسی کاظمدر آبه است، محلِّ قبور این عزیزان، نورانی و پر از قبور علماء‌ و فقهاست...» در حاشیة‌ عمدة ¬الطالب جایی که سلیمان و فضل دو پسر امام موسی کاظمرا وصف می کند. از قولِ سیّدحسین بن مساعد حائری گوید: «قبر آن دو در آوه است و من در ماه رمضان سال 918 ﻫ .ق آن را زیارت کرده‌ام.» قاضی نورالله شوشتری در کتاب مجالسالمؤمنین در هنگام وصف آبه گوید: «مشاهدی که در آبه قرار دارد عبارتند از؛ شهادتگاه عبدالله و فضل و سلیمان فررندان امام موسی که آنها مشاهدی نورانی است.» تصویری از گلدسته زیبای شاهزاده فاضل محمّد جواد نجفی می¬نویسد: «... و قبر امامزاده عبدالله و فضل سلیمان که فرزندان موسی بن جعفراند در آبه است.» جمع کثیری از نویسندگانِ معاصر همین قول را پذیرفته‌اندمعلوم نیست عبدالجلیل این مطلب را از کجا یافته و ذکر نموده است. زیرا تا کنون هیچ یک از علمای انساب وفات یا شهادت فضل را در آبه ننوشته‌اند. مؤلّف کتاب «کریمه اهل بیت» به نقل از مرحوم منصوری از کتاب ریاض الأنساب می¬نویسد: «پنج تن از برادران حضرت معصومهبه نامهای فضل، جعفر، هادی، قاسم و زید و تعدادی از برادرزادگان، و تنی چند از غلامان و کنیزان، آن حضرت را همراهی می‌کردند، تا به شهر ساوه رسیدند، چون مردم آنجا سنّی متعصّب بودند به کاروان مزبور حمله ور شدند و 23 تن از همراهان آن حضرت را به شهادت رساندند که من جمله آنها فضل بن موسی است. هنگامی که آن بانو جسد غرق به خون و پیکرهای عزیزان خود را نقش بر زمین دید به شدّت محزون گشت و در اثر مصائب جانکاه به شدّت بیمار گردید و در قم وفات یافت.» این موضوع در کتب معتبر انساب و تواریخ ذکر نشده و آثار تصرّف و جعل نیز در آن هویداست. زیرا به طور قطع امام موسی کاظم فرزندی به نام هادی نداشته، و قاسم بن موسی نیز در حلّه پس از شهادت پدر، وفات یافته استف و از طرفی زیدبن موسی در زمان مأمون عبّاس و پس از شکست قیام او دستگیر و روانه مرو شد، و عبدالله بن موسی نیز تا اواسط امامت امام جواد در قید حیات بوده و از اصحاب آن حضرت به شمار می‌رفته است. اصولاً طبق منابع معتبر، هیچ کدام از اسامی نامبرده همراه حضرت معصومه به قم مهاجرت ننموده تا در ساوه به کاروان آنان حمله ور شود و آنان به شهادت برسند. خصوصاً در تاریخ قدیم قم که در سال 378 ﻫ .ق توسّط حسن بن محمد بن حسن قمّی، از مورّخان و دانشمندان قرن چهارم نگارش یافته ذکری از این واقعه به میان نیامده، از اینرو سکوت مؤلّف مزبور از حادثه‌ای نظیر این رویداد و عدم راهیابی آن در کتب معتبر دیگر، نشان از مجعول و بی¬اساس بودن آن دارد. در برخی از منابع از سکونت فضل بن محمّد بن فضل بن حسن بن عبیدالله الثانی بن حسن بن عبیدالله بن عبّاس الشهید بن امیرالمؤمنین علیدر قم سخن به میان آمده، اگر بارگاه کنونی را از آن او بدانیم به دور از حقیقت نیست. هر چند شهرت مدفن فضل بن موسی (ع)‌ در آوه برسایر بقاع هم نام بیشتر است. ب: فضل در محلّات در بالای شهر محلّات و در کنار خیابان سرچشمه، مزار باشکوهی قرار دارد که به فضل الرضا و یحیی فرزندانِ امام موسی کاظم مشهور است. این ادّعا بدان جهت مطرح شده که بر فراز جرز شرقی بقعه،‌ لوحی از کاشی نصب شده است که دربارة‌ خفتگان این مزار چنین نوشته است: «هذه الروضة الشریفة المنوّر و المشهد المقدسة للسیّدین الشریفین الحسیبین النسیبین یحیی بن الامام الهمام موسی الکاظم و فضل الرضا علیه آبائهما التحیة والثناء ...» برخی معتقدند که این دو برادر از همراهان حضرت معصومه بودند و در محلّات وفات نموده‌اندو چنین شهرت دارد که به دست مخالفان به شهادت رسیده اند. اما در هیچ یک از کتب انساب و تواریخ دیگر به این موضوع اشاره نشده است. عبّاس فیض u پس از بیان بقعه مذکور می‌نویسد: «فضل الرضا راهم [در این بقعه] فرزند همان امام [موسی کاظمضبط کرده‌اند، در حالیکه با تصریح صاحب مجالس المؤمنین بر دفن وی در «آوه»‌ نمی‌توان اظهار عقیده کرد. پس اگر مدفونین در این مشهد را دو تن از احفاد امام کاظم به اسامی یحیی و فضل بخوانیم با مشکلاتی مواجه نمی‌گردیم، مخصوصاً که در میان سادات رضویه عنوان آل الرضا تا چند قرن متداول بوده است که باید معتقد شد که فضل هم از سادات رضویه قرن چهارم هجری است که از جمله خاندان موسی مبرقع بوده است. در جای دیگر از کتاب خود می¬نویسد: «از این خاندان [رضائیه] در قرن چهارم افراد بسیاری در محلات متوطن بوده‌اند.» نگارنده در کتاب قیام یحیی بن زید که به شرح حال حضرت یحیی پسر زید شهیدو مزارات منسوب به او و یحیی نامها می‌پردازد، نسب امامزاده را چنین نوشته است:‌ یحیی بن احمد بن محمّد بن احمد بن موسی المبرقع بن امام جواد و ابوالفضل علی بن ابی ابراهیم جعفر بن احمد بن محمّد بن احمد بن موسی المبرقع بن امام جواد. شرح حال این دو به تفصیل در کتاب فوق آمده است. ج – فضل در بهبهان بارگاه امامزاده فضل در بهبهان، از زیارتگاه های مشهور این شهرستان است که به «شاه فضل» شهرت دارد. قدمت بارگاه متعلّق به دورة صفوی است که در زمان قاجاریّه تعمیر شده است. دهخدا دربارة این مزار می‌نویسد: «امامزاده فضل برادر امام رضا(ع)است و بقعة‌ آن حدود یک هزار سال پیش بنا شده است.»‌این ادّعا ظاهراً از قول علّامه سیّد جعفر بحرالعلوم، نشأت گرفته است. وی در کتاب تحفةالعالم می‌نویسد:‌ «... و فضل، قبر او در بهبهان معروف است و زیارت و شناخته و به شاه فضل معروف است.» همین مطلب را مرحوم علّامه کمونه از سیّد بحرالعلوم نقل نموده است بنابراین تمام این ادّعا متعلّق به دو قرن اخیر است و نمی‌تواند منشأ صحیحی داشته باشد، بلکه از باب «ربّ شهرة‌ لا اصل لها» است. چنان که گفته شد، مزار کنونی باید از آن فضل بن موسی أبی سجة بن ابراهیم المرتضی بن امام موسی کاظم(ع) باشد، زیرا جمع کثیری از سادات موسوی به ارّجان «بهبهان» مهاجرت کردند. من جمله آنان محمّد بن ابراهیم بن موسی أبی سجة بن ابراهیم المرتضی است که برادرزادة‌ فضل بن موسی است به هر حال آنچه از قراین و امارات به دست می آید، مزار کنونی در بهبهان نمی‌تواند از آنِ فضل بن امام موسی(ع) باشد، بلکه همچنان که اشاره شد از آنِ فضل بن موسی ابی سجة، نوادة امام هفتم است که به جهت تشابه اسمی و نسبی به فرزند امام هفتم اشتباه گرفته شده است. د- فضل در جهرم در جهرم نیز مزار باشکوهی به فضل بن امام موسی مشهور است. و در بین اهالی چنین شهرت دارد که وی از همراهان حضرت معصومه یا احمد بن موسی، شاه چراغ بوده، که پس از درگیری قتلغ خان، حاکم شیراز با کاروان احمد بن موسی ، امامزادگانی که همراه آن بزرگوار بودند به ناچار متفرّق شدند و هر کدام به منطقه‌ای عزیمت کرده و به صورت ناشناس به زندگی ادامه دادند. در این میان فضل بن موسی به جهرم رفت و در بیرون از شهر در منطقة «خارقان»‌ سکنی گزیده و به صورت ناشناس به کشاورزی پرداخت. به مرور زمان مردم به این امامزاده بزرگوار علاقمند شدند و آوازة علم و تقوای وی در سرتاسر شهر پیچید تا اینکه حاکم شهر نیز از آن باخبر شد و هنگامی که از هویّت واقعی وی آگاه گردید، گروهی را مأمور به شهادت رساندن ایشان کرد. سرانجام یکی از مأموران هنگامی که فضل بن موسیاز شدّت خستگی از کار روزانه در کنار جوی آب به خواب رفته بود، با ضربات «بیل»‌ ایشان را به شهادت رسانید، فردای آن روز کشاورزان متوجّه پیکر مقدّس او که مظلومانه به خون غلطیده بود، شدند و در همان مکان (خارقان) به خاک سپردند. گزارش فوق، اگر چه در هیچ یک از کتب معتبر انساب و تواریخ ذکر نشده و تنها در افواه مردم و برخی ازکتب محلّی شهرت دارد، اما از آنجاییکه هجرت احمد بن موسی با جمع کثیری از سادات و برادران و برادرزادگان و بنی اعمام به شیراز از قطعیّات تاریخی است، خصوصاً نبرد میان کاروان شاه چراغ با سپاه قتلغ خان، حاکم شیراز و قتل عام سادات و پراکندگی آنان به مناطق دیگر، لذا این احتمال را تقویت می‌دهد که بارگاه کنونی در جهرم از آنِ فضل بن موسی باشد. هر چند احتمال دیگری از مدفون بودن سیّد فضل¬الله ابوالرضا بن حیدر العلوی الامیرالملکی متوفّای510 ﻫ .ق که از سادات جلیل القدر و در خدمت سلطان سنجر بن ملکشاه بود و مدتی نیز در نیشابور استماع حدیث نمود، داده شده است، امّا قول اوّل از اهمیّت بیشتری برخوردار است. همچنین مزارات دیگری به نام فضل بن موسیدر آمل، امامزاده فاضل در قم به فرزندان امام هفتم شهرت دارند، اما از اهمیّت چندانی برخوردار نیستند و خفتگان در آن مزارات سادات دیگری از نسل ائمه می باشند که در کتاب مزارات امامزادگان ایران شرح حال آنان به تفصیل نگاشته شده است. شخصیّت مدفون در این بقعه چنانچه ملاحظه شد، چهار مزار مشهور در ایران به فضل بن موسی شهرت دارد که هر کدام با منابعی ضعیف و مجعول، سعی در مدفون ساختن فرزند امام هفتم در منطقه خود دارند. بدون شک مزار امامزاده شاهزاده فضل در یزد که به شاه فاضل شهرت دارد، نمی‌تواند از آنِ فرزندِ امام هفتم باشد. چنان که در قسمت امامزاده زید اردکان اشاره می‌شود، هیچ یک از فرزندانِ امام هفتم در منطقه یزد وفات ننموده و تنها امام رضا از این استان گذر نموده است. از آنجایی که یزد، مقرّ سادات عریضی است و جمع کثیری از آنان در این شهر سکونت داشته و اینک صاحب گنبد و بارگاهند، لذا به ظنّ غالب و قریب به یقین، این مزار از آنِ یکی از سادات عریضی است. از اینرو احتمال می‌رود که وی سیّد فضل بن علی بن محمّد بن علی بن احمد بن محمّد بن عیسی بن علی بن حسن بن محمّد بن علی العریضی بن امام جعفر صادقباشد که به گفته عمیدی نسّابه فرزندی به نام اشرف داشته است همین شجره نامه را مؤلّف کتاب نزهة العیون اشاره نموده و احمد بن محمّد بن عیسی را با حذف محمّد، احمد بن عیسی دانسته است که پس از مراجعه به کتب انساب، صحّت این ادعا ثابت شده استسیّد فضل به گفته ی صاحب نزهه دارای دختر بوده و در شهر اصفهان سکونت داشته است. اکثر پدران و پسرعموهای وی از نقبای معروف اصفهان و از مشاهیر سادات اصفهان و کاشان و یزد به شمار می¬رفتندبرادر وی هلال بن علی همان شخصیّت بزرگواری است که اینک آرامگاه او به اشتباه در آران بیدگل به هلال بن علی بن ابی طالب فرزند امیرالمؤمنین مشهور است. از آنجاییکه یزد از توابع اصفهان به شمار می آمده، این احتمال تقویت می یابد که سیّد شاه فضل به این منطقه مهاجرت و در نیمه نخست قرن ششم وفات یافته است. گویند وقتی بر اثر حفاری دراین محل ظاهرا صدایی کارگران می شنوند - برخی این واقعه را چنین نقل می کنند: با نزدیک شدن حفاری به محوطه قبر، ندایی از داخل زمین بلند می شود که راه را برگردانید، کارگــران نسبت به این صدا بی اعتنایی نموده و به خیال اینکه دچار توهّم شده اند به کار خود ادامه می دهند، این صدا سه نوبت تکرار می شود، پس از چند لحظه، کارگران بی هوش به زمین می افتند، پس از بازدید امیر از مکان و مشاهده قبر، دستور نبش قبر می دهد، شجره نامه ای بالای سر حضرت در قبر وجود داشت که معلوم می کرد او به دست مخالفان به شهادت رسیده است. دستمالی بر سر خونین امامزاده بسته بود، امیر دستمال را برای تبرّک باز نمود و بجای آن دستمال دیگری می بندد که خون فوران می‌کند، تا اینکه دستمال قبلی را به زخم می بندد و دستور می دهد بقعه ای بر قبر او بنا کنند
آدرس :  
     
     
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.