صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1397/06/03
 
   
شهر :  آبادان
نام مکان :   حسينيه و مقبره سيد شرف
نوع مکان :
تاريخچه : حسينيه و مقبره سيد شرف
حسينيه سيد شرف :
حسينيه اي است واقع در منطقه جمشيد آباد كه در آن سيد شرف مدفون مي باشد. سيد شرف در سال 1250 متولد شد. البته به اظهارات نوادگان او سن سيد شرف از آنچه در شناسنامه اش قيد شده , بيشتر مي باشد. دليل ان هم اين است كه همزمان با تولدش شناسنامه اي صادر نشده بوده است. زيرا در گذشته ( در زمان حيات وي ) مأمورين ثبت احوال به درب منازل مراجعه مي كردند و براي خانواده شناسنامه صادر مي نموده اند. در اين ميان گاهي اوقات سن افراد چندين سال بيشتر يا كمتر ثبت مي شده است ). وي فرزند سيد احمد و نوه سيد محمد ابوتاوه مي باشد. سيد احمد پسر دوم سيد محمد بوده است. سيد احمد در سال 1264 قمري مصادف با سال 1227 شمسي متولد شده بود. در سالي كه سيد احمد ازدواج كرد ( 1247 شمسي ) هدايايي از طرف سيد محمد به وي اهدا شد. اين هدايا عبارتند از يك خانه در منطقه نهراعوج و يكهزار نخل در قصبه اروندكنار و همچنين يك هزار نخل و يك باب خانه در بهمنشير قريه ثوامر.
زندگي نامه سيد احمد :
سيد احمد در 20 سالگي ازدواج كرد. وي داراي سه همسر بوده است. همسر اول وي سعيده نام داشت كه از قريه مطوعه عراق مي باشد. ماحصل ازدواج اين دو , دو پسر به نامهاي شرف و سلمان و دو دختر به نامهاي كاظميه و حسنيه بوده است. فرزند اول سيد احمد و سعيده , سيد سلمان نام داشت كه در سال 1249 شمسي بدنيا آمد. فرزند دوم ايشان سيد شرف نام داشت. او در سال 1251 شمسي متولد شد. سپس در سال 1253 شمسي علويه حسنيه و در سال 1255 شمسي علويه كاظميه بدنيا آمد. همسر دوم سيد احمد لطيفه نام داشت كه در سال 1277 به عقد سيد احمد درآمد. همسر وي دختر عموي شيخ غلام , رئيس قبيله بغلانيها ساكن در قريه صوخ مي باشد. ماحصل ازدواج اين دو , سه پسر به نامهاي سعيد , جابر و حنون و دو دختر بنامهاي زهرا و منتوبه بوده است. سيد سعيد در سال 1280 , علويه زهرا در سال 1283 , سيد جابر در سال 1290 , علويه منتوبه در سال 1293 بدنيا آمد. زوجه آخر سيد احمد زكيه نام داشت. او از اهالي قريه سيبه عراق بود. ماحصل ازدواج اين دو , يك پسر بنام سيد محسن بوده است. سيد محسن در سال 1295 بدنيا آمد. او بيمار و عليل بود. وي آخرين فرزند سيد احمد بود. سيد احمد در سال 1341 قمري مصادف با سال 1301 شمسي دار فاني را وداع گفت. سن وي در هنگام وفات , 77 سال بوده است. سيد احمد آدم درويش مسلكي بود و زندگي خود را از طريق كشاورزي مي گذراند. مردم نيز براي او نذورات فراواني مي آوردند. بنابراين ايشان ملك و نخلستانهاي زيادي داشته. با اين كه تاريخ فوت سيد احمد روز 25 تيرماه بوده است , بنا به اظهارات مردم و نوادگان سيد احمد در آن روز باران شديدي باريده است. بنا به اظهار نوادگان وي در آن روز فرد نابينايي كه در اهواز زندگي مي كرده بر سر مزار سيد احمد حاضر مي شود و بينائيش را باز مي يابد و شفا پيدا مي كند. خبر شفاي اين بيمار در شهرهاي آبادان و خرمشهر و اهواز پيچيد. خانواده فرد شفا يافته مسئوليت ساخت و ساز قبر سيد احمد را به عهده گرفتند. آنها همچنين بر سر مزار سيد احمد گنبد و بارگاهي بنا نهادند. از آن پس مردم روزهاي چهارشنبه ( روزي كه بيمار نابينا شفا يافت ) بر سر مزار سيد احمد حاضر مي شدند و دخيل مي بستند.
اكنون از آن گنبد و بارگاه چيزي باقي نمانده. آنچه به جا مانده اتاقي 3*3 متري است كه در وسط خيابان واقع شده است. مدفن وي در منطقه جمشيد آباد , در اتاقي كه وي مدفون مي باشد , 2 قبر ديگر نيز وجود دارد كه متعلق به سيد احمد و سيد سلمان است.
زندگي نامه سيد شرف :
همانگونه كه مردم به سيد محمد و فرزندش سيد احمد ارادت داشتند , به سيد شرف نيز احترام مي گذاشتند. سيد شرف داراي سه همسر بوده است . همسر اول وي عاليه نام داشت. عاليه دختر سيد علي ( عموي سيد شرف ) بوده است. ماحصل اين ازدواج سيد شرف و عاليه سه دختر بنامهاي حوريه , رمله و زهرا و سه پسر بنامهاي سيد باقر , سيد كاظم و سيد مرتضي بوده است. همسر دوم سيد شرف علويه سارا نام داشت. ثمره اين ازدواج هيچ فرزندي نبوده است. همسر سوم او زهيه نام داشت. زهيه از قبيله بني خالد بود ماحصل ازدواج اين دو دختري بود به نام آسيه.
سيد شرف از راه كشاورزي امرار معاش مي كرده. او املاك بسياري داشته , همچنين چندين نخلستان خرما در شهرستان آبادان به ايشان تعلق داشته است. انباري از كيسه هاي گندم كه محصول زمينهاي خودش بوده نيز جز املاك وي بوده است. علاوه بر اين داراي 12 رأس اسب و گوسفندان بسياري نيز بوده.
يكي از كراماتي كه از سيد شرف مشاهده شده اين بوده است كه اشخاص مارگزيده را از شهرهاي مختلف به نزد وي مي آوردند تا آنها را معالجه كند. او نيز جاي نيش را ميمكيده و بدينوسيله سم را بيرون مي كشيده و بيمار شفا پيدا مي كرد. بيماراني نيز از كشور عراق به نزد وي مي آوردند تا آنها را شفا دهد.
مي گويند وي بالشتي داشته و آن را به ديوار تكيه داده بود و از اين بالشت به عنوان وسيله اي براي رسيدن به حقيقت استفاده مي كرده , بدينصورت كه اشخاص را به نزد وي مي آوردند , سيد شرف از اشخاصي كه مدعي بودند بي گناه هستند مي خواست كه به بالشت تكيه بدهند , اشخاصي كه مجرم و گناهكار بودند بالشت به پشت آنها مي چسبيد و درصورتيكه اعتراف و توبه مي كردند از پشت آنها جدا مي شد. همچنين بي گناهي فرد مضنون بوسيله نچسبيدن بالشت به پشت او ثابت مي شد.
همچنين يكي از نوادگان وي حكايت مي كند كه در گذشته سيد شرف بر قرصي نان دعايي مي خواند و آن را ميان افراد مراجعه كننده براي رفع اختلاف تقسيم مي كرد. شخصي كه گناهكار بود نان در گلويش مي ماند و نمي توانست آن را ببلعد و دچار حالت خفگي مي شد و به دست و پاي سيد شرف مي افتاد و توبه مي كرد , درنتيجه حالش خوب مي شد.
سالها پيش فردي با چشماني سالم و بينا به خواب مي رود اما صبح كه از خواب بيدار مي شود متوجه مي شود كه نمي تواند هيچ كدام از اشياء اطراف خود را ببيند. و در مي يابد كه نابينا شده است. اين شخص براي شفاي بيماري خود به سيد شرف متوسل مي شود ؛ به اين صورت كه شب را تا صبح در حسينيه و در كنار مزار سيد شرف مي خوابد و دعا مي خواند. صبح كه از خواب بيدار مي شود با تعجب متوجه مي شود كه بينايي خود را بازيافته و شفا پيدا كرده است. سالها از آن اتفاق مي گذرد. مرد مذكور ( بيمار شفا يافته ) سالهاست كه دار فاني را وداع گفته است. اين شخص در زمان حيات و در آن شبي كه به سيد شرف متوسل مي شود , نذر مي كند كه درصورت شفا يافتن گوسفندي را در روز عاشورا به حسينيه سيد شرف اهدا كند. وي تا زماني كه در قيد حيات بود , هر سال گوسفندي را به حسينيه اهدا مي كرد. اكنون نيز كه سالهاست از مرگ اين شخص مي گذرد فرزندانش نذر پدر را ادا مي كنند.
ديگر اينكه حدود سه چهار سال پيش پسري 6 ساله به نام حميد تصادف كرد. او كه در « مدرسه شهدا » درس مي خواند , درحال عبور از خيابان در مقابل مدرسه تصادف مي كند و مدت چند ماه را در كما بسر مي برد. پزشكان براي وي بسيار تلاش كردند ولي در اين مدت بدنش هيچ عكس العمل خاصي را از خود نشان نمي داد و فقط نفس مي كشيد. پزشكان معالج وي وقتي كه هيچ تغييري در وضعيت وي مشاهده نكردند او را مرخص كردند و به خانواده اش گفتند كه او را به خانه ببرند تا زماني كه از دنيا برود. خانواده اين كودك دردمندانه فرزندشان را به حسينيه سيد شرف آوردند و او را به زير منبر حسينيه و سپس در كنار مزار سيد شرف قرار دادند. آن كودك بي جان بعد از مدتي بصورت شگفت آوري شفا پيدا مي كند. خانواده او نذر مي كنند كه يك مراسم « سفره مولودي » را در حسينيه برگزار كنند. آنها پس از شفا يافتن فرزندشان نذر خود را ادا مي كنند و علاوه بر آن فرشي 12 متري را به حسينيه اهدا مي كنند.
ديگر اينكه بنا به روايت نوادگان سيد شرف در گذشته , « در زمان حيات سيد شرف » همسر سيد شرف به همراه عروسش ( همسر سيد كاظم ) مسئوليت نظافت حسينيه را به عهده داشتند. آنها عادت داشتند كه هر سال به مناسبت فرا رسيدن ماه محرم حسينيه را پاكسازي بكنند. آنها هر سال فرشها را بشويند و ديوارها را گردگيري و غباررويي كنند. ضمن اينكه علم ها و پرچم ها را نيز از جايگاه بيرون بياورند و گردگيري كنند و در جاي خود قرار دهند , در يكي از همين سالها كه خانم هاي مشغول پاكسازي حسينيه بودند و پرچم ها را از گوشه حسينيه بيرون مي آوردند متوجه مي شوند كه پرچم ها پاره و بعضاً توسط موشها جويده شده اند. از آنجايي كه فرداي آن روز , اولين روز ماه محرم الحرام بوده است , خانم ها بسيار نگران و ناراحت مي شوند و از ترس اينكه مبادا فردا مورد سرزنش و مؤاخذه قرار بگيرند و شرمنده شوند , پرچم ها را جمع مي كنند و آنها را در لفافه اي قرار مي دهند و در زير سر خود قرار مي دهند تا فردا در اولين فرصت آنها را به نزد خياط ببرند.
آنها صبح زود از خواب بيدار مي شوند و پرچمها همچنان كه در لفافه پيچانده بودند به نزد خياط مي برند و به وي تحويل مي دهند و ماجرا را برايش تعريف مي كنند. اما به محض اينكه خياط لفافه را باز مي كند و پرچم ها را وارسي مي كند با كمال تعجب مي بيند كه هيچ نشانه اي از پارگي و جويدگي در پرچم ها وجود ندارد. هم خياط و هم علويه سارا از وشعيت پيش آمده شگفت زده مي شوند.
لازم به ذكر است كه همسر سيد شرف ( علويه سارا ) نيز داراي كراماتي بوده است. در تأييد اين مطلب لازم است نظرات اهالي محل منعكس شود. خانمي كه سالها در آبادان زندگي مي كند و اظهار مي دارد ؛ همسر سيد شرف ( غلويه سارا ) بيماري دخترم را شفا داد. او مي افزايد ماجرا مربوط به 30 سال پيش بوده است. زماني كه متوجه شدم كنار مچ پاي دختر 6 ساله ام زخم عجيبي بوجود آمده , بطوريكه اين قسمت از پاي دخترم ملتهب و سفيد رنگ شده بود. بنا به توصيه يكي از زنان ميانسال همسايه , دخترم را به نزد علويه سارا بردم. او گفت اكنون برو خانه و دخترت را هنگام غروب نزد من بياور. هنگام غروب دخترم را نزد وي بردم. پاي دخترم را مشاهده كرد و بعد مقداري از تربت نماز را با آب دهان خود مخلوط كرد و بر جاي زخم گذاشت و تا مدت سه روز اينكار را تكرار مي كرد. در روز چهارم ديگر هيچ اثري از زخم باقي نمانده بود.
اكنون مريض هاي بسياري به حسينيه مي آيند و شب را به صبح مي رسانند درحاليكه در كنار مزار سيد شرف مي خوابند و متوسل مي شوند و به كمك اين سيد بزرگوار شفا پيدا مي كنند و حوائجشان برآورده مي شود.
سيد شرف قبل از فوت وصيت مي كند كه او را در حسينيه اش دفن كنند. حسينيه سيد شرف در گذشته ( تا فبل از فوت سيد شرف ) منزل مسكوني بسيار وسيعي بوده است كه به سبك خانه هاي روستايي قديمي , داراي 10 تا 15 اتاق بوده و هر كدام از فرزندان سيد شرف و برادرانش در يكي از اتاقهاي آن سكونت داشته اند. پس از فوت سيد شرف وي را طبق وصيت نامه اش در حسينيه خودش دفن مي كنند.


محل دفن سيد شرف اكنون در انتهاي حسينيه مي باشد. در گذشته بناي اين حسينيه متفاوت بوده به اين صورت كه مقبره سيد شرف در ابتداي حسينيه قرار داشته چون در آن زمان عرض حسينيه بيشتر از اكنون بوده است. ابعاد حسينيه سيد شرف 8*15 مي باشد و اگر حياطي را كه مقبره سيد باقر در آن واقع شده است را به اين حسينيه اضافه كنيم , ابعاد آن 8*22 مي شود. حسينيه در گذشته داراي دو در بوده است , دري كه به بيرون باز مي شد و دري كه به محوطه وسيع منازل مسكوني ذريه سيد محمد باز مي شد. آن خانه به چندين خانه مستقل تبديل شده است.
درواقع اين حسينيه سه مرحله ساخت را پشت سر گذاشته و دچار تغييرات شده است :
الف) زمانيكه حسينيه واقع در محوطه وسيعي به اتاق هاي فراواني بوده است.
ب) زمانيكه سيد باقر آن را در زمان قبل از جنگ ساخت. در آن زمان تقسيم ارث صورت گرفته بود.
ج) بعد از جنگ و در زمان بازسازي كه شهرداري 3 متر از مساحت حسينيه براي ايجاد كوچه برداشته است و بر همين اساس ساختمان حسينيه تغيير پيدا كرد. بطوريكه جاي حسينيه و حياط عوض شد.
لازم به ذكر است كه از تاريخ تأسيس اين حسينيه بيش از صد سال مي گذرد. از زمان سيد احمد تا سيد شرف اين حسينيه دائر بوده است و در سال 73-1372 سيد باقر آن را تجديد بنا كرد. و در زمان حيات سيد شرف , خود سيد شرف متولي حسينيه بود. زائران اين مقبره اكثراً خوزستانيهايي هستند كه ساكن خوزستان مي باشند و يا در شهرهاي ديگر به سر مي برند , مثلاً از شهرهاي اهواز , شادگان و ساير شهرستانهاي اطراف.
در حال حاضر در حسينيه سيد شرف منبري وجود دارد كه از جنس چوب است و با پارچه هاي سبز و مشكي رنگ پوشيده شده است. كسانيكه به زيارت مقبره مي آيند پس از قرائت فاتحه به سوي منبر مي روند و به منبر دست مي كشند و دستس را كه منبر را لمس كرده به سر و روي خود مي كشند. گاهي منبر را مي بوسند و در پاي منبر مشغول به دعا مي شوند و دخيل مي بندند.



وقتي از در ورودي حسينيه وارد مي شويم قير سيد شرف در سمت چپ قرار دارد. روي قبر را با پارچه سبز رنگي پوشنده اند. بعضي از افرادي كه به زيارت مي آيند گلابي را به همراه مي آروند و قبر را شست و شو مي دهند و بقيه گلاب را در گلابداني كه روي قبر وجود دارد مي ريزند. روي قبر هيچ ضريحي وجود ندارد. و در قسمت بالاي قبر كه ديوار حسينيه باشد سنگي وجود دارد كه بر روي آن تاريخ تولد و وفات سيد شرف نوشته شده است. بنا به اظهار يكي از نوادگان سيد محمد , سيد شرف 117 سال عمر كرده است.
در گذشته ( در زمان حيات سيد شرف ) عده اي به حسينيه مي آيند و اظهار مي كنند كه مراسمي دارند و به فرش و ظروف بسياري براي انجام مراسم خود نياز دارند. آنها از سيد شرف اين وسايل را بصورت امانت دريافت مي كنند. روزها از پايان مراسم عده مذكور مي گذرد ولي وسايل امانتي را كسي به حسينيه برنمي گرداند.
همه به سيد شرف مي گويند وسايل حسينيه به سرقت رفته است. بهتر است براي بازپس گرفتن آنها اقدام كنيم. در تمام اين مدت سيد شرف مي گفت تأمل كنيد , خودشان به زودي امانت را برمي گردانند. بعد از دو شب سارقين , ظروف و فرشها را در اتاقي كه مزار سيد احمد در آن وجود دارد قرار مي دهند و مي روند. بنا به اعتقاد اهالي محل , هيچ كس نمي تواند هيچ شي اي را از حسينيه بدون اجازه بردارد.
در اين حسينيه مراسم وفات ها و ولادتهاي ائمه معصومين برگزار مي شود. علاوه بر اين مراسم عيد فطر نيز در اين حسينيه برگزار مي شود. بسياري از اهالي مجلس ترحيم اموات خود را در اين حسينيه برگزار مي كنند.
در حال حاضر مراسم عزاداري حسيني در اين حسينيه برگزار مي شود و افراد بيشماري براي حسينيه نذر مي كنند و جاجتشان برآورده مي شود و نذر خود را ادا مي كنند. اكثر اين افراد نذر مي كنند كه گوسفندي را براي پختن غذاهاي نذري هديه كنند. همه ساله تعداد اين گوسفندان آنچنان زياد مي شود كه بعضي از آنها را براي طبخ غذاهاي نذري روز اربعين يا صفر ذبح مي كنند.
مردم محل غذاي نذري روز عاشورا را كه در حسينيه طبخ مي شود بسيار دوست دارند. آنها معتقدند كه حتي اگر يك قاشق از اين غذا را ميل كنيد براي تندرستي و شفاي آنان و همچنين برآورده شدن حوائجشان مؤثر خواهد بود. و به همين دليل است كه بقيه مردم از جاهاي مختلف براي بردن نذري به آنجا مراجعه مي كنند.
بر روي مزار سيد شرف صندوق فلزي اي وجود دارد كه مردم نذورات نقدي خود را در آن مي گذراند. در صندوق مذكور را نوه سيد شرف ( فرزند بزرگ سيد باقر ) باز مي كند و موجودي آن را صرف مخارج مراسم عاشورا و اربعين و ماه رمضان و احياناً ترميم حسينيه مي كند. فرشهاي موجود در حسينيه بعضاً اهدايي و نذورات مي باشند. و بعضي را نيز متولي حسينيه اهدا كرده است. همچنين هزينه مقداري از وسايل حسينيه را فرزندان وي با فروختن زمين كشاورزي كه سيد شرف داشته تهيه كرده اند. اين حسينيه در حال حاضر داراي كتابخانه مي باشد. اين كتابخانه داراي چند طبقه كتاب مي باشد. كتب موجود در آن بعضاً قديمي مي باشند از جمله كتاب قرآني كه تاريخ چاپ آن 1337 شمسي قيد شده است و در صفحه اول آن علما و فضلاي بزرگي صحت نوشتار آن را تأييد كرده اند. علاوه بر اين داراي 8 پنكه سقفي و 2 كولر نيز مي باشد.
در حياط اتاقي وجود دارد كه در آن مزار سيد باقر فرزند سيد شرف واقع شده است. سيد باقر در سال 1281 شمسي بدنيا آمده و در سال 1376 شمسي از دنيا رفته است. در گوشه اي ديگر از اين حياط سرويسهاي بهداشتي و چند شير آب جهت وضو گرفتن موجود مي باشد.

لازم به ذكر است كه تنها ارتباط حسينيه سيد شرف و اداره اوقاف در زمان بازسازي بوده است. در واقع در آن زمان متوليان همه حسينيه ها به اداره اوقاف مراجعه مي كردند و از آن اداره معرفي نامه اي را به ستاد بازسازي مي دادند تا آنها نهاد هزينه ساخت و ساز را در اختيارشان قرار دهد. بنا به اظهار متوليان ستاد بازسازي مبلغي حدود يك ميليون تومان جهت بازسازي حسينيه هزينه كرد.
در حال حاضر متولي اين حسينيه سيد ناجي فرزند سيد باقر ( نوه سيد شرف ) مي باشد. محل سكونت وي خانه اي است كه متصل به حسينيه مي باشد.
در حقيقت مي توان از درب ورودي حياط اين فرد به حسينيه وارد شد. بنابراين از دو راه مي توان به اين حسينيه وارد شد. راه اول درب ورودي منزل سيد ناجي و راه دوم درب ورودي حياط حسينيه. سيد ناجي همراه خانواده اش كه افراد بسيار مهربان و خونگرم مي باشند در جوار اين حسينيه زندگي مي كنند. آنها از تحقيق حاضر استقبال فراواني كردند و با سعت صدر به سؤالاتي كه پرسيده شد جواب دادند.































آدرس :  
     
     
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.