صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1397/04/16
 
   
شهر :  آبادان
نام مکان :   مقبره سيد مهدي و سيد موسي
نوع مکان :
تاريخچه : مقبره سيد مهدي و سيد موسي


زندگي نامه سيد مهدي :
همان گونه كه پيش از اين ذكر شده سيد محمد ابوتاوه داراي 4 فرزند ذكور بوده : سيد علي , سيد احمد , سيد مهدي و سيد موسي. پيش از اين به زندگي سيد علي و سيد احمد پرداخته شد و اكنون به زندگي سيد مهدي و سيد موسي خواهيم پرداخت.
سيد مهدي در سال 1266 قمري مطابق با سال 1228 شمسي بدنيا آمد. وي در سن 27 سالگي يعني در سال 1255 شمسي با علويه كامله خواهر كنوشه ازدواج كرد. كامله زني با تدبير و باعقل و باكياستي بود. ثمره ازدواج سيد مهدي و كامله 3 پسر و 2 دختر بود. اولين فرزند آنها دختري به نام علويه ميهن بود. وي در سال 1261 شمسي بدنيا آمد. دومين فرزند آنها سيد عيسي نام داشت كه در سال 1266 خورشيدي بدنيا آمد. فرزند بعدي آنها سيد صالح در سال 1268 شمسي بدنيا آمد. فرزند چهارم آنها علويه نعيمه نام داشت كه در سال 1270 خورشيدي متولد شد و آخرين فرزند سيد مهدي و كامله پسري به نام سيد جواد بود كه در سال 1274 شمسي بدنيا آمد.
پس از فوت علويه كامله , سيد مهدي عيال ديگري اختيار كرد. نام اين زن هيله بود. آنها در سال 1307 شمسي با يكديگر ازدواج كردند. خانواده هيله در كوت شيخ خرمشهر زندگي مي كردند. ثمره اين ازدواج يك دختر به نام فاطمه و دو پسر به نامهاي سيد هادي و سيد حسين بود. فاطمه در سال 1309 شمسي , سيد هادي در سال 1311 و سيد حسين در سال 1313 بدنيا آمد.
در ايام محرم سيد مهدي هر شب تمام سادات را جمع مي كرد و مراسم عزاداري را برگزار مي نمود. سيد محمد در وسط حسينيه قرار مي گرفت و سينه مي زد و بقيه هم در اطراف وي چنان سينه مي زدند كه در و ديوار حسينيه به لرزه در مي آمد.
راجع به زندگي سيد مهدي اطلاعات ديگري در دست نمي باشد. فقط طبق گفته هاي بعضي از بازماندگان آنها وي زندگي بسيار ساده اي داشته و او نيز صاحب كراماتي بوده است. وي پس از 89 سال يعني در سال 1316 شمسي دار فاني را وداع گفت.
زندگي نامه سيد موسي :
سيد موسي آخرين پسر سيد محمد مي باشد. او در سال 1287 قمري مطابق با سال 1248 شمسي بدنيا آمد. ( نام مادر وي را كسي بخاطر ندارد. فقط مي دانند كه او دختر الصفار از اهالي قريه مطوعه يا دوسر عراق بوده است. سيد محمد و مادر سيد موسي در سال 1267 قمري ازدواج كردند. ) سيد موسي در سال 1310 قمري مطابق با سال 1270 شمسي يعني در سن 23 سالگي ازدواج كرد. همسر اول وي عفيفه نام داشت. ثمره اين ازدواج دو پسر و يك دختر به نامهاي سيد خلف و سيد صادق و علويه معصومه بوده است.


سيد خلف در سال 1333 قمري مطابق با 1274 شمسي , سيد صادق در سال 1335 قمري مطابق با 1297 شمسي و علويه معصومه در سال 1237 قمري مطابق با 1299 شمسي بدنيا آمد.
همسر دوم سيد موسي نجيبه نام داشت. نجيبه سيده بود و طبق گفته هاي آنها مرسوم بوده است كه يك مرد فقط مي تواند يك زوجه سيده داشته باشد. بنابراين تنها زوجه سيده سيد موسي علويه نجيبه بوده است. ثمره اين ازدواج 4 فرزند پسر و 1 دختر به نامهاي سيد طاهر , سيد عبدا... , سيد هادي , سيد جابر و دختري به نام علويه طاهره بوده است.
همسر سوم سيد موسي جميله نام داشت و ثمره اين ازدواج دختري به نام ملكه بوده است. همسر چهارم سيد موسي نجيبه ( رحيمه ) نام داشت. نجيبه در قيد حيات مي باشد. ماحصل اين ازدواج 4 فرزند مي باشند , دو دختر به نامهاي سنيه و عزيزه ( نجات ) و دو پسر به نامهاي عزيز و اسماعيل.
سنيه و عزيزه همچنان مجرد هستند و با مادر خود زندگي مي كنند. آنها اكنون در خانه اي كه اداره بهزيستي در اختيارشان قرار داده زندگي مي كنند. سيد موسي درزمان حيات خود صاحب املاك , خدم و حشم , كنيزها و غلامان فراواني بوده است. مردم گوسفند و كيسه هاي گندم نذر سيد موسي مي كردند و او نيز گوسفندهاي نذري را قرباني مي نمود و مردم بسياري را اطعام مي كرد. هر كس اختلافي داشت به سيد موسي مراجعه مي كرد و هر كس كه به ديگري مظنون بود براي قسم خوردن به نزد او مي آمد و معمولاً گناهكار به محض ديدن سيد موسي به گناه خود اعتراف مي نمود. بنا به اظهارات سيد موسي ( علويه طاهره ) در گذشته , تا زمانيكه شيخ خزعل حاكم وقت خوزستان نبود , سادات ( سيد محمد و فرزندانش ) محل رفع و رجوع مردم بوده اند. اما بعد از تشكيل حكومت شيخ خزعل و ايجاد نيروهاي حكومتي و محكمه , مردم براي شكايت از موارد پيش آمده به محكمه مراجعه مي كردند. با اين وجود شيخ خزعل در بسياري از امور خود با سيد محمد مشورت مي كرد. حتي اگر سيد محمد از شيخ خزعل مي خواست كه از مجازات كسي صرف نظر كند , شيخ خزعل اطاعت مي نمود.
حسينيه سيد موسي :
سيد موسي در گذشته داراي حسينيه بزرگي بوده است. آن حسينيه در قسمتي از منطقه تانكي ابوالحسن كه سرويس قنواتي ناميده مي شود قرار داشته است. حسينيه مذكور درواقع داراي دو سالن بزرگ بوده كه بوسيله دري بهم متصل مي شده است. بناي ساختمان حسينيه از جنس خاك و گل و سقف حسينيه از چوب و حصير بوده است. زمين اين حسينيه در گذشته متعلق به سيد محمد بوده است كه به سيد موسي به ارث مي رسد.
پس از فوت سيد موسي , پسر بزرگ سيد موسي مسئوليت تقسيم ارث پدرش را به عهده مي گيرد و املاك سيد موسي را بين برادران خود تقسيم مي كند. از آن زمان حسينيه سيد موسي از بين مي رود. اما دختر سيد موسي ( علويه طاهره ) همسر سيد هادي ( پسر سيد مهدي ) كه همچوم ساير خواهران خود از تقسيم ارث بيهره مي ماند تصميم مي گيرد كه حسينيه پدرش را بياد گذشته از نو بنا كند. بنابراين علويه طاهره و همسرش و قسمتي از قطعه زميني كه در گذشته حسينيه سيد موسي بوده است را مي خرند و با هزينه شخصي خود آن را مي سازند.
اكنون اين حسينيه در خيابان بيست متري سرويس قنواتي واقع شده است. در كنار اين حسينيه منزل سيد هادي و همسرش قرار دارد. درواقع كليددار و متولي اين حسينيه سيد هادي و همسرش مي باشند.
ناگفته نماند كه سيد موسي داراي چهار كنيز به نامهاي فضه , غاليه و حسنيه بوده. همه كنيزهاي وي مجرد بوده اند. غلام ها و كنيزهاي سيد موسي در خانه وي زندگي مي كردند. پس از مرگ سيد موسي كنيزها نيز مردند.
سيد موسي در زمان حيات خود صاحب كرامات بسياري بوده است. او بيماران فراواني را شفا مي داد. دختر سيد موسي اظهار مي دارد در گذشته مردي كه مار نيشش زده بود به نزد پدرش مي آوردند. آن مرد در وضعيت نامطلوبي بوده است. بطوريكه چرك و خونابه از جاي نيش به بيرون سرازير بود. سيد موسي جاي نيش مار را لمس مي كند و آن مرد شفا پيدا مي كند.
وي مي افزايد كه پدرش حدود 50 يا 55 سال عمر كرده است. او را در محله جمشيدآباد در قبرستان قديمي اي كه اكنون اثري از آن باقي نمانده است , مدفون مي كنند. اين مقبره در وسط خيابان واقع شده است. در حال حاضر هيچ كس قادر به جابجايي مقبره مذكور نمي باشد. بارها مأمورين و مسئولين شهرداري از خانواده و فرزندان سيد موسي درخواست نموده اند كه مقبره پدرشان را به درون اتاقكي كه در آن سيد احمد ( پسر سيد محمد ) و سيد سلمان ( فرزند سيد احمد ) مدفون مي باشند , منتقل كنند. و يا اينكه آن را به حسينيه سيد هادي انتقال دهند. ولي دريه سيد موسي هيچ كدام از پيشنهادات فوق الذكر را نمي پذيرد. چون اين عمل را بي احترامي به پدرشان مي دانند.


علاوه بر اين خانواده سيد موسي تصميم دارند كه بر سر مزار پدرشان ضريحي قرار دهند اما مسئولين شهرداري با تصميم آنها مخالفت مي كنند. درنتيجه مقبره سيد موسي بدون هيچ گونه بناي خاصي همچنان در وسط خيابان واقع شده است و با سنگي سفيد رنگ پوشيده شده است.
در بالاي سر مقبره سيد موسي صندوقي وجود دارد كه نذورات مردم در آن جمع آوري مي شود. اين صندوق را همسر آخر سيد موسي در آنجا قرار داده است. وي كه زني تنها و مستضعف مي باشد , اين كار را براي امرار معاش خود كرده است. باز كردن در صندوق هر هفته با يكي از وراث سيد موسي مي باشد. بصورتيكه هر هفته يكي از آنها در صندوق را باز مي كند و پول موجود در آن را بر مي دارد و خرج زندگي خود مي كند.
مثلاً يك هفته آن را همسر آخر سيد موسي ( نجيبه ) تخليه مي كند. هفته بعد طاهره دختر سيد موسي و هفته بعد دخترش كه نابينا است و ... بعد از آن با بقيه مي باشد.
در حال حاضر نيز عده بسياري از مردم نزد دختر سيد موسي مراجعه مي كنند. وي مي گويد بدون زنان و كودكاني كه بيمار هستند را با روغن چرب مي كنم و مقداري آب گلاب به آنها مي دهم و به آنها مي گويم بروند و بعد مراجعه كنند. آنها نيز بعداً مراجعه مي كنند و اظهار مي دارند كه شفا يافته اند.
در حسينيه سيد موسي نوه سيد هادي فرزند سيد موسي به نام سيد حسن دفن شده است. سيد حسن در سن 14 سالگي فوت كرده است. بنا به اظهارات خانواده سيد هادي سيد حسن داراي كرامات بسياري بوده است. از همان دوران كودكي مردم از وي شاهد كرامات بسياري بوده اند. اهالي محل و كساني كه كرامات وي را ديده اند از خانواده اش خواسته اند كه مدفن وي را در كنار حسينيه قرار دهند و او را در جاي دوري دفن نكنند. اكنون وي در حياط حسينيه سيد موسي دفن شده است.
الان هم اكثر افرادي كه به زيارت وي مي آيند و از وي طلب حاجت مي كنند. بيشتر آنها پارچه هاي سبز رنگ را نذر مي كنند و مي آورند. خانواده سيد حسن از اين پارچه ها در حسينيه استفاده مي كنند. البته خانواده وي درنظر دارند روي قبر سيد حسن يك اتاقك درست كنند.
در حسينيه سيد موسي در حال حاضر مراسم و ولادتها و شهادتهاي ائمه برگزار مي شود. قبلاً يعني در گذشته مراسم زنانه و مردانه داشتند ولي اكنون فقط مراسم مردانه برگزار مي شود. طبق اظهارات دختر سيد موسي از آنجا كه وي زني ناتوان است و نمي تواند مراسم زنانه را برگزار كند از انجام اين مراسم صرف نظر كرده و آنها فقط به برگزاري مراسم مردانه اكتفا كرده اند. همچنين در حال حاضر در روزهاي دهه عاشورا مراسم عزاداري اباعبدالله برگزار مي شود. آنها عزاداران را اطعام مي كنند. نماز عيد فطر را نيز در اين مكان برگزار مي كنند.





آدرس :  
     
     
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.