صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1397/07/21
 
   
شهر :  آبادان
نام مکان :   قدمگاه امام رضا(ع)
نوع مکان : مذهبی
تاريخچه : قدمگاه مقدس امام رضا (ع) در شمال آبادان ، از زماني بنا گرديد كه امام هشتم علي بن موسي الرضا (ع) در اواخر سال دويست هـ . ق به دستور مامون خليفه عباسي و به تدبير وزيرش فضل بن سهل از مدينه منوره به پايتخت ايراني فراخوانده شد. شيخ صدوق ( متوفاي سال 381 هـ . ق ) در كتاب « عيون اخبار الرضا (ع) به اسنادي چند از رجاء بن ابي ضحاك روايت كرده است كه « مامون مرا فرستاد تا حضرت رضا (ع) را از مدينه به مرو آورم و امر كرد كه آن حضرت را از بصره و اهواز و فارس به سوي مهر حركت دهم و از طريق كوفه و قم نبرم. آگاهي مامون از تشيع مردم كوفه و قم مانع از عبور حضرت امام رضا (ع) از آن سامان گرديد. زيرا مامون عباسي مي ترسيد كه شور و هيجان مردم ، مانع از حركت امام به سوي مرو گردد. به همين جهت او به فرستاده خود دستور داد كه امام و گروهي از خاندان علوي را از سمت بصره ، اهواز و فارس به سوي مرو حركت دهند .
وقتي كه رجاء و چند تن از فرستادگان مامون به منزل امام رضا (ع) رفتند و نامه خليفه را به ايشان تسليم كردند. حضرت نامه را به كراهت خواند و چون از مضمون آن آگاهي يافت و دانست كه مامون خيال دارد مقام وليعهدي را به حضرتش تفويض كند از قبول آن سرباز زد ولي پسي از چندي به ناچار پيشنهاد مامون را پذيرفت و آماده سفر شد. نقل است كه حضرت امام علي بن موسي الرضا (ع) پيش از خروج از مدينه ، به حرم جدش رسول خدا (ص) شرفياب شد تا با او وداع گويد. اشك از چشمان مباركش سرازير گشت و اندك اندك صدايش به گريه بلند شد.
چون حضرت امام رضا (ع) سرانجام اين سفر را مي دانست پس از وداع با خانواده خود و زيارت مرقد رسول خدا (ص) حضرت امام جواد (ع) را به جانشيني خود برگزيد و پس از آن با چشماني سرشار از اشك ، به سوي سرزمين موعودي كه سرانجامش را نوشيدن شهد شهادت مي دانست ، حركت كردند.
موكب مبارك امام هشتم (ع) پس از وداع از حرم مطهر پيامبر (ص) و پس از خروج از مدينه و زيارت خانه خدا ، در سال 201 هـ . ق با شكوي فراوان به سوي عراق روان گرديد تا از آنجا به جانب ايران حركت داده شود .
فضل الله كمپاني در كتاب « حضرت رضا (ع) » دراين باره مي نويسد : دعوت مامون در اواخر سال دويست بوده و به نقل بعضي از مورخين چون موسم حج نزديك بوده حضرت رضا (ع) ابتدا از مدينه به مكه رفته و پس از انجام مراسم حج ، در اوايل سال 201 خاك حجاز را به قصد « مرو » ترك نموده است .
مؤيد نظر اين مورخين روايتي است كه در كتاب « كشف الغمه و اثبات الوصيه » از « اميه بن علي » نقل شده كه گفت : در آن سفري كه حضرت رضا (ع) به خراسان تشريف مي برد ، من در مكه خدمت آن جناب بودم و حضرت رضا (ع) پس از طواف در مقام ابراهيم ، مشغول انجام نماز طواف شد و موفق غلام امام هم امام جواد (ع) را روي دوش خود طواف مي داد. حضرت رضا (ع) پس از خاتمه مراسم حج ، حضرت امام جواد (ع) را به مدينه اعزام و خود راه بصره را در پيش گرفت.
كاروان حضرت رضا (ع) آرام و آهسته از مكاني به مكاني ديگر و از سرزميني به سرزمين ديگر حركت مي كرد و حضرت در طول راه در هر شهري به مناسبتي با مردم مذاكراتي داشت.
سيد محسن امين در كتاب « مجالس السينه » ج دوم ص 557 ، به نقل از رجاء ابي ضحاك مي نويسد : رجاء بن ابي ضحاك كه همراه امام علي بن موسي الرضا (ع) را از مدينه تا خراسان به عهده داشت مي گويد : حضرت رضا (ع) اگر در هر شهري ده روز اقامت مي كرد روزه مي گرفت و تا نمازش را نمي خواند افطار نمي كرد. در راه نمازش را جز مغرب شكسته مي خواند. شب هنگام وقتي به رختخواب مي رفت ، بسي قرآن تلاوت مي فرمود اگر به آيه اي كه ذكر بهشت و دوزخ در آن بود مي رسيد گريه مي كرد و از خداوند ورود به بهشت و دوري از دوزخ را طلب مي فرمود.
هرگاه به شهري مي رسيد مرئم به سويش مي آمدند و از حضرت در خصوص مسائل ديني ، سؤال هايي مي كردند و ايشان به آنها پاسخ مي داد و احاديث فراواني از پدرانش و از علي بن ابيطالب (ع) و رسول خدا (ص) برايشان نقل مي فرمود.
قافله حضرت رضا (ع) همچنان به راه خود ادامه داد تا به شهر بصره رسيد. وقتي كاروان به شهر بصره رسيد بوسيله كشتي و از راه آبي بصره به سوي بيان ( محمره ، خرمشهر ) رهسپار گرديد و پس از طي طريق از راه خشك از بيان گذشته و به سوي آبادان ( عبادان ) و از آنجا به سوي اهواز حركت كرد .
مورخان مسير كاروان حضرت رضا (ع) از بصره به بعد را با اختلاف ذكر كرده اند. اما با توجه به راههاي ارتباطي آن زمان و با نگرشي به جغرافياي انساني ناحيه هايي كه براي مسير حضرت رضا (ع) نوشته شده است ، اين مساله به روشني قابل طرح و بررسي است. در روزگار بعد از اسلام ، آبادان حد و مرز ميان مسلمانان به شمار مي آمد. به گونه اي كه در آن دوره ، آبادان در ديار عراق عرب و مابين اين ولايت و كوره و ولايت استان خوزستان قرار داشته است. با نگاهي به راههاي ارتباطي آن زمان و به استناد نوشته هاي تاريخي ، مي توان مهمترين راههاي ارتباطي آن دوره را به راحتي تعيين نمود.
قديمي ترين كتاب جغرافياي عرب « المسالك و الممالك » ابن خرداد به تاليف شده در سال 234 هـ . ق در بيان مسافت بصره به سوي بحرين چنين مي نويسد : « و من البصره الي عبادان اثنا عشر فرسخاَ ثم الي الخشاب فرسخان ، ثم تصير الي البحر فشطه الايمن العرب و شطه الايسر افارس و من الخشيات الي المدينه البحرين في سط العرب ، سبعون فرسخاَ » يعني از بصره تا عبادان دوازده فرسخ است و از آنجا تا خشبات دو فرسخ و از آنجا به دريا مي رسد كه ساحل راست آن متعلق به عرب است و ساحل چپ آن از آن فارس و از خشبات تا شهر بحرين ، از ساحل عربي هفتاد فرسخ است.
قدامه بن جعفر در كتاب « الخراج » مسير بصره تا اهواز را اينچنين به تعريف مي نشيند :
از بصره تا ابله چهار فرسخ
از ابله تا بيان چهار فرسخ
از بيان تا حصن مهدي ، سواره شش فرسخ و از راه رودخانه جديد هشت فرسخ.
از حصن مهدي تا سوق الاربعاء چهار فرسخ
از سوق الربعاء تا محول شش فرسخ
از محول تا دولاب هشت فرسخ
از دولاب تا سوق الاهواز دو فرسخ
بنابراين از بصره تا سوق الاهواز سي و شش فرسخ راه است. اما آنچه قدامه بن جعفر در كتاب « الخراج » آورده در نزد مؤرخان و سياحان چندان مشهور نبوده است. بلكه اكثر آنان راه ارتباطي ابله به آبادان را در نوشته هاي خود ذكر كرده اند. هر چند كه « بيان » در آن دوره روبه روي ابله بوده است.
در سال 256 ه.ق نهضت صاحب الزنج در عراق شكل مي گيرد و زنگيان شيعه به رهبري علي به محمد معروف به الزنج , خلافت عباسيان را تا اضمحلال پيش مي برند. در همان سال پس از تصرف بصره از آنجايي كه ابله و عبادان نزديك هم بوده اند , صاحب الزنج در حمله به دو شهر ياد شده مردد مي شود. طبري در تاريخ « تاريخ الرسل و الملوك » مي نويسد : « ميان عبادان و ابله دو دل بودم و راغب شدم كه به عبادان روي آورم و براي اينكار مردان را روانه كردم. به من گفتند : مردم ابله دشمنان نزديكند كه نبايد از آنها به ديگران مشغول شد. و من سپاهي را كه سوي عبادان روانه كرده بودم , به طرف ابله باز گردانيدم. »
پس از تصرف ابله و به آتش كشاندن آن مردم آبادان به صاحب الزنج امان نامه اي مي نويسند و از وي امان خواهي مي كنند. طبري در « تاريخ الرسل » و ابن يثير در « الكامل في التاريخ » همين مسئله را نشانه ترس مردم آبادان دانسته اند ؛ اما حقيقت امر اين است كه مردم آبادان در آن دوره اكثراً شيعه مذهب بوده اند. و لذا لزومي ندارد كه امان نامه آنها را نشانه ترس آنان قلمداد كرد. بلكه امان نامه مردم آبادان به صاحب الزنج , نشانه همراهي با نهضتي است كه بر عليه مظالم خلافت بني عباس برپا شده بود.
در سال هاي بعد از نهضت صاحب الزنج , سفر سياحان و سفرنامه نويساني چون ناصر خسرو و در سال 443 ه.ق و ابن بطوطه در سال 725 ه.ق از بصره به ابله و سپس عبادان و اشاره كاتبسفرنامه ابن حوقل در سال538 ه.ق به اين سامان , نشان از مهم بودن آبادان در آن دوره به شمار مي آمده است.
از سويي ديگر كساني كه مسير حركت امام رضا (ع) را از بصره به كوفه و قم نوشته اند به وضعيت جغرافيايي طبيعي و انساني آن نواحي توجه نكرده اند ؛ زيرا همان گونه كه بيشتر در بيان شيخ صدوق آمده است , مأمون به علت آگاهي و ترس از نواحي شيعه نشيني چون قم و كوفه و قدرت شيعيان , به رجاء بن ابي ضحاك دستور مي دهد كه امام رضا (ع) را از مسير بصره و اهواز به سوي مرو آورد .
علاوه بر اين جغرافياي طبيعي در ناهمواري زمين و وضعيت كوهستاني و صعب العبور بودن نواحي ياد شده مانع از تسريع آنان در آوردن امام رضا (ع) به مرو مي گردد. در حالي كه راه هاي هموار مناطق جنوبي ايران اين مسئله را منتفي مي كند ؛ زيرا چه لزومي دارد كه آورندگان كاروان امام رضا (ع) , مسير صعب العبور آن نواحي را ترجيح دهند و از راه هاي هموار ( در سرزمينهاي جنوبي ايران ) عبور نكنند. پس مسير معروف آن زمان همان مسيري مي باشد كه از بصره به عبادان منتهي مي شود و تفصيل فوق مؤيد اين سخن است.
همچنين گاهي به وضعيت جغرافيايي عبادان و بيان در روزگار مدنظر , در تأييد اين مسئله نقش مهمي دارد. محمد علي امام شوشتري در « تاريخ جغرافيايي خوزستان » درباره عبادان قديم اين گونه مي نويسد :
« عبادان در سده هاي ميانه مانند بيشتر شهرهاي خوزستان , روي به ويراني نهاد و در آن جز دهكده اي بيش نماند. محل آن اندكي جنوبي تر از آبادان كنوني بوده است و چون زمين آنجا سست است و بيشتر بناها از خشت ساخته شده بوده اند , در قرن هاي اخير آثار آنها تعمير شده است. تنها چيزي كه از انبيه عبادان مانده , همان مقام خضر است و مكرر تعمير شده و در چهار ميل جنوبي تر از آبادان واقع است. »
دكتر احمد اقتداري در كتاب « خوزستان و كهكيلويه و ممسني » درباره بيان قديم و خرمشهر كنوني مي نويسد :
« بايد دانست كه خرمشهر كنوني در خارج از محمره نخستين است. چه محمره بيشتر نزديك محلي بوده كه اداره گمرك اكنون در آنجا قرار دارد. خرمشهر نخستين بندر ساحلي ايران است. آبادي خرمشهر در ساحل دست راست كارون و در جايي كه رود كارون به شط العرب مي ريزد , واقع است و قسمتي از شهر در ساحل شط العرب است. اين بندر از بلاد قديم ايران به شمار نمي رود و شايد در پايين شهر قديم « بيان » كه به بصره از خرمشهر نزديكتر بوده است , ساخته شده باشد . »
با توجه به بيان فوق و وضعيت جغرافيايي قديم دو شهر ياد شده مي توان گفت : « هنگامي كه كاروان امام رضا (ع) از بيان به سوي عبادان مي آيد ؛ منطقه اي كه امروز مقام امام رضا (ع) در آن قرار دارد خالي از سكنه و بياباني بيش نبوده و تنها قسمت جنوبي آن نزديك به مقام خضر و الياس (ع) داراي سكنه و بهشت پارسيان بوده است . »
اما رضا (ع) در آبادان
بدين جهت هنگامي كه امام علي بن موسي الرضا (ع) از سمت بيان به طرف عبادان حركت مي كنند , مردم عبادان به محض آگاهي از ورود امام رضا (ع) به آن سامان , به استقبال ايشان مي شتابند. نويسنده كتاب گرانقدر « تاريخ آبادان در روزگار اسلامي » به نقل از متون موثق و معتبر , پس از سير و سفر حضرت امام رضا (ع) از مدينه به مرو ( در سال 201 ه.ق ) مي نويسد : « پس از آن كه امام شهر بصره را به قصد ورود به استان خوزستان پشت سر گذاشتند , عبادان مرز زميني و دريايي عراق عرب با كوره هاي خوزستان محسوب مي شد كه در آن زمان ( مردم عبادان ) به استقبال موكب پرافتخار قبله هشتم شيعيان شناختند.
در استقبال « مردم عبادان » از حضرت امام رضا (ع) نكته اي است كه جاي بسي تأمل دارد و آن اينكه :
پيشتر عنوان گرديد كه حضرت امام رضا (ع) در هر شهري به مناسبتي با مردم گفتگو مي كردند. از طرفي بيان سيد محسن امين در كتاب « مجالس السنيه » مبني بر اقامت دو روزه امام رضا (ع) در يك جا و به جا آوردن نماز در موقف هاي مختلف , تأكيدي بر آن نكته مي باشد. علاوه بر اين بيان شفاهي مردم ناحيه قدمگاه كه سينه به سينه نقل گرديده است , به اين نكته مي رسيم كه حضرت امام رضا (ع) در اين مكان نماز گزارده است و حتي يك شبانه روز در آن بيتوته كرده و به هنگام استقبال مردم از حضرتش براي آنان ايراد خطبه فرموده است. اين بيان و بيان گذشته در گفته هاي سيد محسن امين و كرامت هاي رضوي , اهميت وجودي اين مكان را به عنوان قدمگاه و مقام امام رضا (ع) در آبادان دو چندان مي سازد .
بدين جهت پس از ورود حضرت امام رضا (ع) به آبادان و استقبال شايان مردم از ايشان در محل ديدار آن حضرت قدمگاهي بنا مي گردد كه به مرور زمان و در ادوار مختلف , اين محل تجديد بنا شده است. بنا به همين نقل , مقام امام رضا (ع) قرن ها محل زيارت , تقرب و راز و نياز مردم روستاهاي آن ناحيه و صاحبدلان و عاشقان حريم ولايت آن امام همام بوده است. اين قدمگاه تا سال 54-1353 ه.ش برپا بوده است ؛ ولي به علت عدم توجه برخي از كارگزاران رژيم منحوس پهلوي , در اثر خاكبرداري براي ساخت و ساز شهرك مقابل , مقام و قدمگاه امام رضا (ع) منهدم مي گردد. اهالي محل كه شاهد اين عمل ناپسند و ضد ارزش بوده اند , به علت ترس از مظالم رژيم , از ابراز هرگونه اعتراضي خودداري مي كنند. به همين جهت اين مقام مقدس به مرور زمان در معرض فراموشي سپرده مي شود. از سويي ديگر وقوع جنگ تحميلي در طول هشت سال دفاع مقدس و عدم وجود راه هاي ارتباطي مناسب و بلاياي طبيعي همچون باران , موجب شده بود كه اين مكان رو به ويراني نهد و به تلي از خاك مبدل گردد.

اينك با عنايت حضرت امام رضا (ع) و توجه خاص حضرت امام زمان (عج) , پس از سال هاي فراموشي و غفلت , بار ديگر قدمگاه و مقام ثامن الائمه حضرت علي بن موسي الرضا (ع) احياء و تجديد بنا گرديد. ديرزماني گرد و غبار فراموشي بر قدمگاه مقدس حضرت امام رضا (ع) سايه افكنده بود تا اينكه در سوم خرداد سال هشتاد ه.ش و در سالروز شهادت امام رضا (ع) قدمگاه مبارك آن حضرت احياء گرديد.


توصيف مكان
مردم آن ناحيه تعريف مي كنند كه قدمگاه امام رضا (ع) در گذشته ساختماني از خشت و نخل داشت و سقف آن از تندهاي درخت نخل ساخته شده بود. آنان مي گويند : موقع غروب چون همه آن اطراف بيابان بوده كسي جرأت نداشته از خانه بيرون بيايد و از بيابان عبور كند , چون دزداني در آن بيابان ها بودند كه قطع طريق مي كردند .
اكنون ساختمان قدمگاه امام رضا (ع) واقع در ايستگاه 12 , كوي ملت مي باشد. بناي مذكور داراي گنبدي طلايي رنگ است كه از فاصله دور درخشش خاصي دارد. اين ساختمان مساحت زيادي را به خود اختصاص نداده. در گوشه اي خارج از اين بنا يك عدد جاشمعي فلزي سبز رنگ و سرويس هاي بهداشتي و درون اين ساختمان هشت ضلعي كه بوسيله 4-3 فرش ماشيني مفروش است. محلي براي مهرهاي نماز , يك ساعت ديواري , چندين كتاب قرآن و دعا , كلمن آب و بر سقف آن چهار پنكه سقفي موجود مي باشد.


بر در فلزي سبز رنگ اين قدمگاه كاغذهايي چسبانده شده كه محل ورود آقايان و خانم ها را مشخص مي كند. درون ساختمان را بوسيله پرده اي به دو قسمت مجزا تقسيم نموده اند. در قسمت پاييني ديواري كه به سمت قبله است , لوله فلزي اي موجود مي باشد كه مردم به آن دخيل بسته اند.


در اين قسمت نوشته شده , جايي كه امام رضا (ع) نماز خوانده. خادم اين محل جوان 6-25 ساله اي به نام هادي جابري است. وي مي گويد هر روز مردم در اين محل نماز مي خوانند. دعاهايي نيز همچون ندبه و كميل و توسل نيز برگزار مي شود. علاوه بر اين گاو صندوق فلزي بزرگي جهت نذورات و كمكهاي مردمي وجود دارد.


كليد صندوق مذكور در دست رياست محترم اداره اوقاف آبادان مي باشد. و از چگونگي مصرف شدن وجوه نقد موجود در صندوق هيچ گونه اطلاعي به محقق داده نشده.

كرامات قدمگاه امام رضا (ع) به نقل از كتاب « آبادان در تاريخ اسلامي »

در چهارم خرداد سال هشتاد ه.ش شب هنگام جمعي از بانوان براي زيارت به قدمگاه حضرت امام رضا (ع) مي آيند و در آن جا نماز مي گزارند. خادم قدمگاه كه آنان را مهياي نماز مي بيند , كمي از محل اصلي قدمگاه دور مي شود تا بانوان به راحتي راز و نياز كنند. بعد از نماز يكي از بانوان به سوي خادم قدمگاه مي آيد و كرامت امام رضا (ع) را اين گونه تعريف مي كند :
« امروز برايم مشكل بزرگي پيش آمده بود كه با اين مشكل بنيان خانواده ام از هم مي پاشيد. بعد از ظهر براي زيارت به قدمگاه آمدم و به حضرت امام رضا (ع) توسل كردم تا مشكلم را حل كند. نزديك غروب بود , مي ترسيدم به خانه بازگردم ؛ اما چاره اي جز بازگشت به خانه نداشتم. ترس مرا فرا گرفته بود. وقتي به خانه وارد شدم , زنگ تلفن به صدا در آمد. گوشي را برداشتم ؛ به من گفتند : مشكلتان حل شده است. »
آقاي طرفي نويسنده كتاب آبادان در تاريخ اسلامي مي گويد : در هشتم خرداد ماه سال هشتاد نيز كرامت هاي ديگري روي داد. و مهندسي پس از ده سال بيكاري به سر كار رفت. او مي افزايد : داستان از اين قرار است : هنگامي كه در دفتر قدمگاه نشسته بوديم , زناني به سوي دفتر آمدند و از چگونگي قدمگاه پرس و جو كردند. ما نيز به فراخور آگاهي خويش شرح كوتاهي از سير تاريخ حركت امام رضا (ع) از مدينه به مرو و عبور حضرت از آبادان را براي آنان باز گفتيم. بعد از آن يكي از زنان , با حالت خاصي كه غالباً اكثر كرامت ديدگان داشتند , كرامتي از امام رضا (ع) را تعريف كرد. او گفت : پسري دارم كه در بيمارستان شهيد بهشتي آبادان به صورت قراردادي كار مي كند. مي خواستند اخراجش كنند. وقتي اين خبر را شنيدم ناراحت شدم ؛ زيرا پسرم صاحب زن و فرزند است. در آن لحظه رو به طرف قدمگاه كردم و امام رضا (ع) را به حق قدمگاهش قسم دادم. همان روز پسرم از سر كار برگشت و گفت : قرارداد ما تمديد شد. خواهر اين زن نيز با آن حالت بهت زدگي از بيكاري ده ساله پسرش كه مهندس مكانيك است سخن گفت. او نيز به محض شنيدن خبر قدمگاه امام رضا (ع) نيتي مي كند و امام رضا (ع) را به قدمگاهش قسم مي دهد. عصر همان روز ساعت پنج بعداز ظهر , از تهران خبري به آنها مي رسد كه پسرشان در يك آزمون قبول شده است و اين در حالي است كه فرزندش تا آن روز , چندين بار در آزمون هاي مختلف شركت كرده ولي موفق نشده بود.
زني جريان كرامت امام رضا (ع) را اين گونه تعريف مي كند : « ديروز صبح ماشين خاور ما را از جلوي خانه دزديدند. زندگي ما همين خاور بود. با دلي شكسته روي قدمگاه امام رضا (ع) كردم و حضرتش را به حق قدمگاهش قسم دادم. سحرگاه روز بعد , خاور دزديده شده صحيح و سالم جلوي خانه ما پيدا شد. »
بنا به اظهارات رياست سابق اداره اوقاف شهرستان آبادان ( آقاي مقدم ) , در كرمانشاه ( باختران ) مركزي به نام « واحد تحقيقات اوقاف » وجود دارد. در اين دادگاه مجتهدين و علماي اهل دانش قدمگاه ها و اماكن مذهبي را تأييد مي كنند. در اين دادگاه قدمگاه امام رضا (ع) تأييد نشده است. آنها معتقدند كه اين مكان سنديت ندارد. بنا به گفته هاي مسئول مذكور بسياري از علماي آبادان عبور امام رضا (ع) و وجود قدمگاه را رد مي كنند و بارها از مسئول اداره اوقاف كه پيگير و در حقيقت باني قدمگاه مي باشد , درخواست ارائه سند نموده اند. رياست اداره اوقاف نيز كليه اسناد موجود در اين زمينه را در كتاب « آبادان در تاريخ اسلام » ارائه نموده است. قسمتي از هزينه ساخت اين محل را , بنياد مسكن آبادان و قسمتي ديگر را اداره اوقاف پرداخته است. اكنون هزينه ساخت بنا از محل هاي كمكهاي مردمي تأمين مي شود.
اكثريت افراد مراجعه كننده افراد غيربومي مي باشند. آنها زائران راهيان نور مي باشند. بر اساس تحقيقات به عمل آمده بسياري از افراد بومي دليل عدم مراجعه خود را سنديت نداشتن مكان مي دانند. آنها اظهار مي دارند كه در گذشته هيچ ساختماني در اين محل وجود نداشته و اين قسمت از شهر بيابان متروكه و خالي از سكنه اي بوده است.






















آدرس :  
     
     
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.