صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1397/08/19
 
شهر :  شرق گيلان
نام مناسبت : رابچره (رابچرک):
زمان اجرا :  قبل از نوروز 
آداب و رسوم : "رابچره از آیین‌های نمایشی پیش از نوروز در شرق گیلان است که با اندک تفاوتهایی در دیلمان، سیاهکل و آبادی‌های کوهپایه‌ای و کوهستانی لنگرود و رودسر اجرا می‌شود. پاره‌ای از محققان آن را از مراسم شب یلدا و یا آداب نوروزی گالشی نیمه‌ی تابستان دانسته‌اند". (انجوی شیرازی، 1352 : ص 109)
عبدالرحمان عمادی در این‌باره می‌نویسد: «یکی از علتهایش باید گاه شماری تابستانی دیلمی باشد، زیرا نمایش عروس گوله و پیربابو که در مایه با رابچره خویشاوند است، در تابستان گرفته می‌شود و در واقع جشن خوش آمد و درود به نوروز دیلمی است که سالش از تابستان آغاز می‌شود» (عمادی :1371، ص8).
اعضای گروه رابچر
"افراد گروه در اصل چهار نفر بودند که در اجرای سالهای آخرین این نمایش آیینی و پیش‌نوروزی، یک نفر از آنها واگیرکون بود و دیگر نقش آفرینانش عبارت بود از :
1- آهو
نوجوان یا مرد جوانی که سر و دوش خود را در پوست دباغی شده گوسفند یا بره‌ی سیاه و در سال‌های آخر در چادری می پوشاند و در برابر چشمانش دو سوراخ وجود داشت. مجسمه‌ی دست‌سازی را به همراه می‌برد و آن را به گونه‌ای بر بالای سر می گرفت که گویی سرِخود اوست و به این ترتیب خود را آهو معرفی می‌کرد.
مجسمه‌ی سر آهو را با جوراب پشمی ـ پُر شده از خُرده‌ریز پارچه‌های از دمِ قیچی افتاده، می‌ساختند و با پهنه‌های دو قاشق چوبی، برایش دو گوش می نهادند و با نخ پشمی، چشم و دهانش را مشخص می‌کردند و زنگوله‌های کوچک و خرمهره‌هایی بر گردن و کنار گوش‌اش می‌دوختند.
آینه‌ی کوچکی بر پیشانی‌اش نصب می‌کردند و چوبی از گردن این مجسمه‌ی پشمین به داخلش فرو می‌بردند و سر آهو را به گونه‌ای شکل می‌دادند که ثابت بماند و با حرکت دادن چوب به هر طرف بجنبد.
در بعضی از روایات از سر آهو ، ذکری به میان نیامده است و شخصی که سر و دوش خود را با پوست گوسفند یا بره پوشانیده بود، بدون این مجسمه، نقش آهو را اجراء می‌کرد. در این صورت زنگوله‌ها و وسایل تزیینی را بر سر و گردن و سینه‌ی او می‌دوختند و می‌آویختند.
2- چراننده‌ی آهو
چراننده‌ی آهو(رابچره) ـ سرخوان گروه ـ لباس مردان کوهستان شرق گیلان شبانان منطقه را بر تن می‌کرد و چوبی راست و بلند در دست داشت و با آن آهوی مثالی را می‌راند. وی در اصطلاح، کارگردان و شبان و صاحب بره، میش و یا آهوی بازیگر گروه بود.

رابرچره :
چراننده آهو یا کسی که آهو را می‌چراند . محمود پاینده‌ی لنگرودی آن را در «راه چراکننده» معنی کرده است." (پاینده: 2563، صص 122-124)
3- کول بارکش (کول‌بارچی)
کول بارکش (کول‌بارچی) کیسه‌ای بردوش داشت تا هدایای مردم را گرد‌آوری کند. این هدایا در پایان هر روز نمایش بین افراد گروه تقسیم می‌شد.
4- واگیرکون(هم‌سرای)
"در گذشته‌های دور، نفر چهارمی نیز، همراه گروه رابچره بود که دوپاره چوب یا سنگ در دست داشت و آنها را با ریتم آهنگ شعر این نمایش آیینی به هم کوفت و به کمک کول بارکش پس از آن که سرخوان یک مصرع از شعر را می‌خواند، کلمه‌ای را بچره‌ای را دوبار تکرار (واگیر) می‌کر"د (عمادی: 1371، ص8)
دو تکه چوپ یا سنگ را برهم زدن در رسوم پیش‌نوروزی عروسه گولی و آتش‌بازی و یا مراسم عزاداری محرم به صورت کرب‌زنی وجود دارد و رسمی قدیمی در بسیاری از مراسم آیین باستانی است.
چگونگی اجرای نمایش
گروه چهار نفری رابچره در روستا به راه می‌افتاد و در خانه‌ها نمایش اجرا می‌کرد . کسی که نقش آهو را برعهده داشت، در موقع اجرای نقش به زانو می‌نشست و هم‌آهنگ با ضرب شعر، کمر خم می‌کرد و مجسمه‌ی آهویِ بر سر چوب نصب شده را که در دست داشت و در جلوی صورتش گرفته بود، برزمین می‌رسانید و حالتی بروز می‌داد که گویی آهویی در حال چریدن است و هر دستوری که سرخوان با شعر مراسم و ضربه‌های چوب به او می‌داد، اجرا می‌کرد.
مثلاً زمانی که می‌گفت: اَی آهو جان گله ریش / یه وازبکون سایه بینیش، یا تو واز بکون اربابه پیش چمباتمه زده یا با سر زانو اندکی می‌‌جهید؛ یا با کلام: می آهو شکم درد بگود / می‌آهو کمر درد بگود ، به خود می‌پیچید و با حرکاتش نشان می‌داد که کمر و شکمش درد می‌کند نمایش به همین ترتیب ادامه می‌یافت و کودکان و نوجوانان و جوانانی که به مرور به گروه می‌پیوستند، همگام با اشعار، دست می‌زدند و شادمانه کلمه‌ی رابچره را تکرار می‌کردند و در حقیقت عضو افتخاری گروه می‌شدند.
تاريخچه : از قديم
    
 
     
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.