صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1398/03/02
 
 
 
نام و شهرت : عارف قزويني
تحصيلات :  
کتب :
تحقيقات :
زمينه فعاليت :
سوابق کاري : عارف خود شعر می‌سرود و خود آهنگ می‌ساخت و سپس با شوری وصف‌ناپذیر آن را اجرا می‌كرد. او از چهره‌های پراحساس ملی ایران به شمار می‌رود كه تمام وجودش را عشق به ایران و سربلندی و آزادی و نیكبختی ملت پر كرده بود و همیشه از فكر غم و اندوهی كه برجامعه سایه افكنده بود، خود را فارغ نمی‌یافت. عارف دوران كودكی و نوجوانی و بخشی از دوران جوانی خود را در شهر قزوین گذراند.
وي غرق در مسائل عمده میهن خود بود كه حال و مجالی برای پرداختن به مسائل فرعی‌تر را باقي نمي‌گذاشت. او وطنش را در خطر نابودی می‌دید و همه جامعه را درگیر فقر و تباهی می‌یافت از این رو تمام نیروهای خود را صرف این ساخت تا به‌ یاری توانایی‌های هنریش ملت را تكان دهد و به خود آورد.
به همین جهت در سروده‌های او خیلی كم اشاره به زادگاهش می‌شود. عارف در قرن چهاردهم در قزوین متولد شد. پدرش ملاهادی وكیل بود و در تربیت كودكان خود در دو رشته خطاطی و موسیقی تلاش نمود. عارف دارای حنجره داوودی بوده و خیلی سریع توانست در موسیقی و خواندن شعر موزون پیشرفت حاصل كند. درباره وضع نابسامان حكومت زمان و دادگستری و اعمال نفوذ كنسول‌ها در كارهای مربوط به حكومت و مردم، شعرهايی سروده‌ است كه نشان از دیدباز نسبت به مسائل زمان و دوران خود دارد.
عارف به شهادت سروده‌های‌اش به شدت از اوضاع زمان و میهن خویش ناراضی بود. نبود یك دولت توانای ملی كه بتواند كشور را به سامان برساند و اندوه و غم و فقر را از جامعه دور كند، روح او را آزرده ساخته بود. او از این كه روس و انگلیس كشورش را به عرصه تكتازی خود ساخته‌بودند در اندوه بود و می‌كوشید با سروده‌های‌اش هر آنچه را كه زشت و پلید بود به باد انتقاد بگیرد و جامعه را به موضع‌گیری وادارد.
در خطاب به سیدضیاءالدین سروده است:
ای دست حق پشت و پناهت باز آی چشم، آرزومند نگاهت بازآی
ای توده ملت سپاهت، باز آی قربان كابینه سیاهت، بازآی
عارف چندبار توسط دستگاه حكومت با مشكل مواجه شد و در سال 1328 ه. ق دستور بازداشت او صادر گرديد اما وي به اصفهان گریخت. عارف حتی در غزلی به عنوان شاه، مجلس، كابینه و ملتي پوشالی بر حكومت می‌تازد و به دستور دولت روانه زندان اصفهان می‌گردد:
چه دادخواهی از این دادخواه پوشالی زشاه كشور جم جایگاه پوشالی
دكتر رضازاده شفق درباره ذوق ادبی و ویژگی‌های سروده‌های عارف، بحث فشرده و جامعی دارد مقدمه چنین می‌نویسد: «عارف از آنهائی‌ست كه هم فضل دارد و هم این فضل وبال گردن اوست و خود این حقیقت تلخ را نموده است كه می‌گوید: «ایران هنرور را به ذلت اندر آرد». حمیت و حساسیت از صفات ممیزه این شاعر است و هریك از این سه وصف به تنهایی كافی‌ست كه كسی را در ایران- كه هوای آن این گونه محصولات را نمی‌پرورد، بدبخت سازد. عارف در تمام این دوره نسبت به حكومت زمان كه اغلب دست مردمان خودخواه نالایقی بوده است زبان شكایت دراز كرده و ریاكاران و وطن‌فروشان را هیچگاه از نیش قلم خود آزاد نگذاشته و حتی بر ضددشمنان قوی پنجه داخلی جنگ قلمی نموده و با سروده‌های خود از فشار اجانب برای برانداختن استقلال ایران شكایت كرده است.
عارف حدود بیست تصنیف ساخته است و اشعارش شامل یك دوره تاریخ گویای چهارده ساله اول مشروطیت ایران است. تصنیف‌های عارف مانند دل غمگینش پرسوز بوده و به همین جهت مقام دشتی و افشاری را كه یازده تصنیف در این دو پرده ساخته برای ابراز احساسات خود مناسبتر دیده است. عارف اولین تصنیف سازی‌ست كه مضامین اجتماعی و افكار سیاسی و انتقاد از اوضاع زمان خود را در لباس شعر و آهنگ مجسم كرده و موسیقی را وسیله‌اي براي نشر و تبلیغ عقاید انقلابی و افكار آزادی‌خواهی خود نموده است.
او در این مقام صاحب سلیقه و ابتكار مخصوص است و می‌توان وی را در ایران مخترع این سبك دانست.
    
   
       
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.