صفحه اصلي پايگاه مراکز  
صفحه اصلي
درباره استان
اخبار پژوهشي
اخبار پژوهشی مراکز
طرحهاي پژوهشي
مناسبتهاي محلي
مقالات
فراخوان
شخصيتهاي علمي‌فرهنگي
جاذبه هاي استاني
آلبوم تصاوير استان
معرفي مديريت‌ پژوهشي
ارتباط با ما
 
جستجو :
 
تاريخ بروز رساني :   
 1399/09/29
 
 
 
نام و شهرت : حسام الدین حسن ارموي الاصل حسام الدین چلبی
تحصيلات :  
کتب :
تحقيقات :
زمينه فعاليت : ادبيات و عرفان
سوابق کاري :


حسام الدين حسن چلبي يكي از بزرگترين شخصيتهاي عالم تصوف و نامي آشنا در كتب ادبيات و عرفان است. بنا به نقل مقدمه مثنوي و مناقب العارفين و نفحات الانس كه هر سه مورد استناد استاد بديع الزمان فروزانفر قرار گرفته و در كتاب زندگي مولانا جلال الدين محمد آورده شده است ؛ مولانا وي را در مقدمه مثنوي مفتاح خزاين عرش و امين كنوز فرش و بايزيد وقت و جنيد زمان مي خواند. او در اصل اهل اروميه بوده است . به همين جهت مولانا وي را ارموي الاصل گفته است. خاندان او به قونيه مهاجرت مي كنند و حسام الدين به سال 622 قمري در آن شهر متولد مي شود. وقتي حسام الدين به خدمت مولانا رسيد نسبت به او ارادت زيادي يافت و به اتباع و افراد جوانمرد دستور داد هر چه از حطام دنيوي به دست مي آورند وقف مولانا كنند. در اين زمان صلاح الدين زركوب ، خليفه و برگزيده مولانا كه مورد احترام عظيم حسام الدين نيز بود وفات يافت و از آن به بعد حسام الدين در نظر مولانا سخت گرامي گشت و مقبول آن حضرت شد. در مجلسي كه چلبي حضور نداشت مولانا گرم نمي شد و سخن نمي راند. از مقدمه مثنوي و سر آغاز دفترهاي چهارم و پنجم و ششم به خوبي مي توان دريافت كه حسام الدين در چشم مولانا چه مقام بلندي داشته و تا چه حد مورد عنايت و علاقه او بوده است. تمام مطلعان و ناقلان شرح حال مولانا دراين نكته همداستانند كه سبب اصلي خلق مثنوي و مشوق مولانا در آفريدن اين اثر عظيم و بي بديل، حسام الدين ارموي بوده است. بنا به روايات، چون چلبي ملاحظه كرد كه ياران مولانا بيشتر به قرائت آثار شيخ عطار و سنايي مشغولند و با وجود كثرت غزلهاي مولانا هنوز اثري كه مشتمل بر حقايق تصوف و دقايق آداب سلوك باشد از طبع او تراوش نكرده است؛ بدين جهت منتظر فرصت بود تا اينكه شبي مولانا را در خلوت يافت و درخواست نمود كه كتابي در اسلوب الهي نامه يا منطق الطير به نظم در آورد. مولانا في الحال از دستار خود كاغذي كه شامل 18 بيت اول مثنوي (بشنو از ني ...) بود بيرون آورد و به دست حسام الدين داد. اشتياق حسام الدين بار ديگر درياي طبع مولانا را كه آرامش يافته بود به تلاطم آورد و شور و بيقراري او را افزود. مولانا از اين پس شب و روز آرام نداشت و به نظم مثنوي مي پرداخت و حسام الدين مجموع سروده ها را مي نوشت و به آواز دلكش و بلند بر مولانا مي خواند و به طوري كه خود ابيات مثنوي حاكي است بعضي شبها نظم مثنوي تا سپيده صبح ادامه مي يافت. نام حسام الدين ارموي بارها در مثنوي و نيز غزليات مولانا آمده است كه ذيلاً به چند نمونه از آنها اشاره مي شود:

مدتي اين مثنوي تأخير شد
مهلتي بايست تا خون شير شد
چون ضياء الحق حسام الدين عنان
باز گردانيد ز اوج آسمان
چون ز دريا سوي ساحل بازگشت
چنگ شعر مثنوي با ساز گشت
با استناد به منابع تاريخي، اين تأخير به دليل در گذشت همسر حسام الدين و رنجه خاطر شدن او بوده است و اين خود نشان از اهميت فوق العاده چلبي در نزد مولانا دارد كه با سوگوار شدن او ، در كار مثنوي نيز وقفه ايجاد شده است.
چند بيت ديگر كه در آنها نام حسام الدين آمده در ادامه مي آيد.

در آغاز دفتر چهارم:
اي ضياء الحق حسام الدين تويي
كه گذشت از مه به نورت مثنوي

در آغاز دفتر پنجم:
اي ضياء الحق حسام الدين راد
اوستادان صفا را اوستاد

و نيز از غزليات مولانا:
وه چلبي ز دست تو وز لب و چشم مست تو
صد چو دلم شكست تو وه چلبي ز دست تو
خيزم و بس فغان كنم شور در اين جهان كنم
راز دلم عيان كنم وه چلبي ز دست تو

منبع: اروميه در گذر زمان
    
   
       
 

کليه حقوق اين سايت متعلق به مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسيما است.