جنگ روايت‌ها(در گفتمان رسانه‌هاي رقيب)

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,جنگ,روايت‌ها(در,گفتمان,رسانه‌هاي,رقيب),بهار,عربی,2010,م.-,پوشش,مطبوعاتی،,رسانه‌های,گروهی,و,سیاست,جهانی>

 
جنگ روايت‌ها(در گفتمان رسانه‌هاي رقيب) نويسنده : دکتر اردشير زابلي‌زاده
ناشر : سروش مترجم :
قيمت : 150000 سال انتشار : 1393
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 312
مرکز توزيع :
موجود در منبع :موجود است
ISBN : 978-964-7378-42-0
کليد واژه : بهار عربی 2010 م.- پوشش مطبوعاتی، رسانه‌های گروهی و سیاست جهانی
 
مقدمه :
مقدمه
در دهه‌هاي اخير، ظهور فناوري‌هاي صنعت جهاني ارتباطات موجب گسترش جريان اطلاعات و اخبار جهاني شده و اين امر دغدغه¬هاي جديدي را به چالش¬هاي موجود بين كشورهاي توسعه¬يافته و در حال توسعه در خصوص جريان اخبار بين آنها افزوده است. اين چالش¬ها كه پيش از اين به دليل سلطه خبرگزاري¬ها و رسانه¬هاي غربي بر جريان جهاني اخبار و جريان غالب اخبار از شمال يا مركز به سمت جنوب يا پيرامون، انتقادهاي بسياري را از سوي يونسكو و جنبش كشورهاي غيرمتعهد برانگيخته بود، با ظهور و گسترش شبكه¬هاي تلويزيوني خبري 24 ساعته ابعاد تازه¬اي به خود گرفته است.
ظهور تلويزيون‌هاي خبري 24 ساعته- که در پي مرززدايي از محدوديت¬هاي جغرافيايي و سرزميني به دنبال گسترش فناوري¬هاي پخش گسترده ماهواره¬اي صورت گرفت- منجر به شکل¬گيري دو الگوي «حوزه عمومي جهاني» و «سلطه جهاني» در واکنش به اين پديده شد.
الگوي حوزه عمومي جهاني، نسبت به از بين رفتن جريان يک‌سويه اخبار و اطلاعات در نتيجه ظهور شبکه¬هاي خبري ضدجريان اصلي و نيز بين¬المللي‌سازي اخبار و به چالش کشيدن تقسيم¬بندي¬هاي قراردادي ميان محتواي داخلي و خارجي ازجمله عملکرد شبکه¬هايي مانند سي¬ان¬ان و بي¬بي¬سي، خوشبين است. از اين منظر، تعداد شبکه‌هاي 24 ساعته خبري که بعد از سي¬ان¬ان طي جنگ خليج فارس در سال 1991 ابداع شد، در چند سال گذشته به سرعت رو به افزايش نهاده است. اگر زماني آمريکا تنها کشوري بود که به واسطه اقتصاد قدرتمندش قادر بود يک شبکه خبري 24 ساعـته و با پوشش جهاني مانند سي¬ان¬ان راه‌اندازي کند، امروزه به واسطه ديجيتالي شدن و کاهش هزينه‌ها، اين امکان براي بسياري از کشورها فراهم شده است. اکنون علاوه بر کشورهايي چون بريتانيا با بي-بي¬سي ورلد، روسيه با راشا تودي و فرانسه با فرانس24، کشورهايي چون قطر و ايران نيز با تأسيس شبکه‌هاي خبري تلويزيوني الجزير? انگليسي و پرس¬تي¬وي به اين عرصه وارد شده‌اند. اگر در دوران جنگ سرد راديوهاي موج کوتاه نقش بسيار مهمي در ديپلماسي عمومي کشورها ايفا کردند، به نظر مي‌رسد که اکنون اين نقش با شدت بيشتري به شبکه‌هاي ماهواره‌اي خبري 24 ساعته محول شده است. در چنين فضايي، بعضي از پژوهشگران با الهام از تعبير «دهکده جهاني» مک لوهان (1964)، ظهور اين شبکه‌ها را به واسطه خبرهاي فوري و گرد آوردن انبوهي از مخاطبان در گوشه و کنار دنيا به منزله ايجاد نوعي «فضاي عمومي جهاني» تعبير کرده و گفته‌اند، ديگر نمي‌توان اين عرصه را با يک جريان اصلي خبر و اطلاعات شبکه‌هاي غربي از شمال به بقيه دنيا توصيف کرد؛ چرا که اکنون جريان‌هاي متعارض با جريان اصلي نيز به وجود آمده‌اند. از اين ديدگاه، با افزايش رسانه‌هاي ضد¬جريان¬ خبري، ديگر نمي¬توان صحنه رسانه¬هاي جهاني معاصر را جريان يک سويه از غرب به ديگر نقاط جهان دانست. از نظر اين نظريه¬پردازان، تکثير سريع ژانر اخبار 24 ساعته، بازتابي از تغييرات ساختاري واقعي در چشم‌انداز خبري جهاني است. بر اين اساس، شبکه¬هايي همچون سي¬ان¬ان و بي‌بي¬سي ورلد- به عنوان شبکه¬هاي شاخص ژانر اخبار 24 ساعته- با بين‌المللي‌سازي اخبار و به چالش کشيدن تقسيم¬بندي¬هاي قراردادي ميان محتواي داخلي و خارجي اعتبار يافته¬اند. (Rai & Cottle,2007: 52).
در مقابل اين رويکرد، پارادايم «سلطه جهاني»- با ديدگاهي انتقادي- معتقد است که با وجود ظهور شبکه‌هاي 24ساعته خبري جهاني ضد¬جريان اصلي در کشورهاي غير‌غربي، از جمله کشورهاي جهان سوم، تز امپرياليسم فرهنگي، ( که گزارش يونسکو در سال 1974 در خصوص جريان¬هاي رسانه¬اي بين¬المللي بر آن تأکيد کرده است)، همچنان به قوت خود باقي است. نظريه‌پردازان اين رويکرد، بر اساس رويکردهاي اقتصاد سياسي- جغرافيايي سنتي تأکيد دارند که چشم¬اندازهاي اخبار ماهواره¬اي معاصر، تحت سلطه بازيکنان غربي و فرايندهاي اقتصادي هستند. از اين نظر، نتيجة مقررات‌زدايي، خصوصي‌سازي و گسترش شرکت‌هاي چند¬مليتي، تنها تشديد استعمار فضاي ارتباطات بوده و تکثير شبکه¬هاي خبري ماهواره¬اي 24 ساعته تنها ابزاري براي گسترش جهاني سرمايه‌داري شرکتي و استمرار سلطة غربي است؛ چرا که اين شبکه‌ها- حتي اگر به عنوان ضدجريان آغاز به كار كرده باشند- به تقليد از شبكه¬هاي مطرح غربي نظير سي¬ان-ان و بي¬بي¬سي مي‌پردازند و از الگوها و دستوركار آنها پيروي مي¬كنند. از اين ديدگاه، الگو قرار گرفتن شبکه‌هاي خبري کشورهاي شمال براي شبکه‌هاي خبري کشورهاي جنوب، هم در نوع محتوا و موضوعات خبري است و هم در انتخاب فرم و شکل اجرا و ارائه. شبکه‌هاي کشورهاي جنوب حتي سعي مي‌کنند تا سر حد امکان نحوة برنامه‌سازي خود را به شبکه‌هاي خبري كشورهاي غربي نزديک کنند. توسو از اين پديده به نام «سي‌ان‌ان‌ زدگي» خبر تلويزيوني ياد مي‌کند. (Thussu: 2003: 117)
به نظر توسو، اگرچه رشد شبکه¬هاي خبري منطقه¬اي مي¬تواند به معني ترويج دموکراسي باشد، با اين حال شبکه¬هايي همچون سي¬ان¬ان و بي¬بي¬سي در بازار خبر جهاني تعيين‌کنندگان دستور کار خبري هستند و بازيگران منطقه¬اي، محتواي آنها را مورد بازبيني قرار مي‌دهند و مدل¬هاي توليد آنها را اقتباس مي¬کنند. اين شبکه‌ها
به جاي حوزة عمومي جهاني متنوع، نمايانگر جهاني¬سازي روزنامه¬نگاري سبک آمريکايي و همگن‌سازي محتوي و ساختارهاي خبري در سرتاسر جهان هستند (توسو، 2003). اين نظريه پردازان- که در تقسيم‌بندي هلد و مک‌گرو (2003) جزو "شکاکان" جهاني شدن قرار مي‌گيرند- ادعا مي¬کنند که در صحنه رسانه¬اي معاصر، کمتر چيزي "¬جهاني" است و گسترش صنعت اخبار ماهواره¬اي با دقت و درستي بيشتري منعکس¬کننده گسترش بي¬امان سرمايه‌داري و غربي¬سازي فعاليت رسانه¬اي در سرتاسر جهان است. (Rai & Cottle, 2007: 53)
مسئله استقلال يا تأثيرپذيري شبكه¬هاي خبري ضدجريان از شبكه¬هاي شاخص غربي، بويژه در مورد رويدادهايي مطرح است كه موضع¬گيري شبكه¬هاي خبري جريان و ضدجريان در تقابل آشكار با يكديگر قرار مي¬گيرند. رويدادهاي منطقه خاورميانه و شمال آفريقا- كشورهاي اسلامي- اغلب از اين نوع‌اند. موقعيت ژئواستراتژيك اين مناطق موجب روي دادن تحولات، ناآرامي‌ها و بحران‌هاي زيادي در اين كشورها شده و در اين تحولات قدرت‌هاي خارج از منطقه بويژه ايالات متحده، نقش منحصربه¬فردي ايفا كرده-اند. طرح "خاورميانه جديد" نمونه¬اي مهم از تلاش‌هاي آمريكا در اين زمينه است. اين طرح در دهه 1990 بر نظم‌بخشيدن به روابط دولت‌هاي منطقه و ايجاد ثبات در اين روابط متمرکز بود و دو هدف اصلي را دنبال مي‌كرد: برقراري صلح در خاورميانه و در انزوا قرار دادن كشورهايي كه با سياست‌هاي ايالات متحده همسو نبودند. واقعه يازدهم سپتامبر نقطه آغازي بر نگراني كشورهاي غربي درباره شرايط خاورميانه و تحولات صورت گرفته در آن بود؛ چرا كه بسياري از تحليلگران، يازدهم سپتامبر را تحقق عيني نظريه برخورد تمدن‌هاي ‌هانتينگتون مي¬دانند كه در آن، ارزش‌هاي ليبرال دموكراسي و اسلام سياسي (گروه القاعده) در برابر هم قرار گرفتند (افضلي، 1385). در حقيقت اين حوادث نشانه¬اي از ناكامي غرب در ايجاد تغيير در منطقه از طريق اجراي طرح "خاورميانه جديد" بود. بر همين اساس، جرج بوش پس از حمله به عراق در سال 2002 طرح "خاورميانه بزرگ" را براي ايجاد تغيير در ساختار همه كشورهاي منطقه مطرح كرد و در سال 2004 به تصويب گروه هشت رساند (قاسمي، 1385). طراحان اين طرح، ساختار غيردموكراتيك بسياري از كشورهاي منطقه بويژه كشورهاي عربي، بحران اشتغال و بي‌سوادي در اين كشورها را عامل اصلي به وجود آمدن بحران‌هاي سياسي در منطقه خاورميانه عنوان كردند و ايجاد تغييرات بنيادين در تمام كشورهاي خاورميانه و بويژه كشورهاي عربي را هدف قرار دادند. آنها به دنبال اعمال اين تغييرات از طريق بازيگران غيردولتي و دادن نقش حداقلي به دولت‌هاي منطقه بودند و به همين دليل درصدد استفاده از ابزارهايي چون برقراري ارتباط با نخبگان بخش‌هاي مختلف، ايجاد و تقويت سازوکارهاي ارتباط با بخش‌هاي غيردولتي و استفاده از رسانه‌هاي مختلف برآمدند. (قاسمي، 1385)
تحولات يك ساله اخير كشورهاي عربي كه از تونس آغاز شد و به مصر، ليبي، يمن، بحرين و سوريه رسيد، به تعبير ديدوش و دان (Dadush & Dunne, 2011: 132) «لحظة بي¬نظيري در تاريخ» را پيش روي رسانه¬هاي جهاني قرار داد.
به لحاظ نظري، رسانه‌هاي خبري در گزارش رويدادهاي اعتراضي کشورهاي عربي، تحت تأثير عوامل درون‌سازماني و برون‌سازماني مؤثر بر اتاق خبر خود هستند. بنابراين در چارچوب‌بندي اين رويدادها بايد بين رسانه‌هاي غربي و رسانه‌هاي کشورهاي در حال توسعه هم تفاوت باشد؛ رسانه‌هاي غربي احتمالاً بايد بر مبناي ايده طرح "خاورميانه بزرگ" و ارزش‌هاي ليبرال‌دموکراسي به بازنمايي رويدادهاي اعتراضي شكل‌گرفته در کشورهاي عربي بپردازند و رسانه¬هاي ضد¬جريان نيز متناسب با ايدئولوژي¬ها و ارزش-هاي حاكم بر رسانه و جامعه خود به بازنمايي تحولات كشورهاي عربي اقدام کنند.
بر مبناي الگوي «حوزه عمومي جهاني»، به وجود آمدن شبکه‌هاي 24ساعته ضدجريان اصلي، جريان يک‌سويه اخبار و اطلاعات و بين‌المللي‌سازي اخبار به چالش کشيده شده است. از اين ديدگاه، با افزايش رسانه‌هاي ضد¬جريان¬ خبري، ديگر نمي¬توان صحنه رسانه¬هاي جهاني معاصر را جريان يک‌سويه از غرب به ديگر نقاط جهان دانست. از نظر اين نظريه¬پردازان، تکثير سريع ژانر اخبار 24 ساعته، بازتاب تغييرات ساختاري واقعي در چشم‌انداز خبري جهاني است. الگوي «سلطه جهاني» و مفهوم سي‌ان‌‌ان‌زدگي معتقد است، استقلال شبكه¬هاي ضدجريان، با وجود تفاوت اهداف، سياست‌ها و جهت‌گيري¬هاي كلي، به دليل تبعيت از الگو¬ها و روش‌هاي كار شبكه¬هاي جريان اصلي، خوش‌بينانه است. از اين ديدگاه، اين شبکه‌هاي مسلط غربي هستند كه تصميم مي‌گيرند به کدام رويداد بپردازند و به کدام توجهي نکنند و حتي اگر شبکه‌هاي خبري جنوب ديدگاه‌هاي متفاوتي نيز داشته باشند، موضع آنها انفعالي و در واکنش به شبکه‌هاي غربي مسلط است. اين ادعا نيز وجود دارد که شبکه‌هاي خبري جنوب علاوه بر تبعيت از دستور کار شبکه‌هاي خبري غربي، حتي در نحوة گزارش‌دهي رويدادها نيز تحت تأثير شبکه‌هاي مسلط غربي هستند؛ يعني از يک رويداد قسمت‌هايي را مطرح ‌مي‌کنند که شبکه‌هاي جريان مسلط آن را مطرح کرده‌اند. به بيان ديگر، اين احتمال وجود دارد كه برجسته¬سازي و چارچوب¬بندي رويدادها در شبكه¬هاي ضدجريان تحت تأثير شبكه¬هاي مسلط غربي قرار گيرد و چنين اتفاقي در تعارض با اهداف و سياست‌هاي شبكه¬هاي خبري ضدجريان است. در اين حالت ممكن است شبكه¬هاي خبري ضدجريان ندانسته و ناخواسته در برخي موارد عملكردي مشابه شبكه¬هاي جريان مسلط داشته باشند.
در حقيقت تلفيق نظريه چارچوب‌بندي ومفهوم سي‌ان‌ان‌زدگي به پاية نظري اين کتاب مبدل شده است؛ چارچوب‌بندي بر آن است که رسانه‌ها براي بازنمايي رويدادها، برخي از زوايا‌ي يک رويداد را که مطابق رويکرد آن شبکه است، انتخاب مي‌کنند و اين انتخاب ريشه در عوامل درون‌سازماني و برون‌سازماني دارد که عمده‌ترين آنها را بايد ايدئولوژي و نظام ارزشي جوامع دانست. به اين دليل، تفاوت در چارچوب شبکه‌ها
به دليل تفاوت در عوامل درون‌سازماني و برون سازماني هر يک از شبکه‌هاست. از اين رو انتظار بر اين است که رسانه‌هاي برخاسته از نظام‌هاي متفاوت، در گزارش رويدادها، چارچوب‌هاي متفاوتي را اتخاذ کنند. اما تحقيقات جديدتر ادعا دارند که رسانه‌هاي جريان اصلي، يا در واقع رسانه‌هاي کشورهاي توسعه‌يافته غربي، دستور کار و نحوة چارچوب‌بندي رسانه‌هاي کشورهاي در حال توسعه را تعيين مي‌کنند. نظريه‌اي که
با عنوان «سي‌ان‌ان‌زدگي» از آن نام مي‌برند،‌ همين امر را بيان مي‌کند.
دغدغة اين کتاب، دغدغة چندين دهه‌اي كشورهاي در حال توسعه براي مقابله با جريان خبري كشورهاي توسعه‌يافته و ارائه روايتي ديگر از رويدادهاست. تلاش‌هاي کشورهاي در حال توسعه از دهة 1970 ميلادي به صورت جدي در سطح ملي و محافل بين‌المللي دنبال شده است. پس از چندين دهه به نظر مي‌رسد كشورهاي در حال توسعه به لحاظ سخت‌افزاري موفق به برداشتن گام‌هايي براي برطرف ساختن دغدغه خود در قبال جريان نابرابر اخبار شده‌اند، اما ارزيابي‌هاي برخي پژوهشگران نشان مي‌دهد كه به لحاظ نرم‌افزاري اين دغدغه همچنان پابرجاست؛ چرا كه رسانه‌هاي ايجاد شده از سوي كشورهاي در حال توسعه، هنوز به لحاظ دستوركار و چارچوب‌بندي وقايع تحت تأثير رسانه‌هاي كشورهاي توسعه‌يافته قرار دارند (بحث سي‌ان‌ان زدگي.(
پژوهش در زمينه چارچوب‌بندي در آغاز راه است. گرچه طي چند سال اخير اشاره‌هايي پراكنده به اين مفهوم در برخي نوشتارهاي علمي صورت گرفته، ولي جز پژوهش حاضر هيچ تلاشي براي بررسي چارچوب‌بندي رسانه‌ها انجام نگرفته است. بنابراين گسترش اين حوزه مطالعاتي با انجام پژوهش‌هاي مشابه در مورد رويدادها و رسانه‌هاي ديگر پيشنهاد مي‌شود.
مطالعه چارچوب‌بندي تنها به چارچوب‌بندي رويداد از سوي رسانه‌ها‌ منحصر نمي‌شود، بلكه پژوهش در باب چارچوب‌هاي ذهني روزنامه‌نگاران، مخاطبان و
همين‌طور فرهنگ را نيز شامل مي‌گردد. بنابراين، حوزه مطالعات ارتباطي در زمينه چارچوب‌بندي و اثرات آن مي‌تواند به اين چارچوب‌ها نيز تسري يابد.
اين کتاب تنها به مطالعه چارچوب‌هاي شبكه‌هاي سي‌ان‌ان، بي‌بي‌سي، الجزيره و پرس‌تي‌وي اختصاص دارد، اما مقايسه تطبيقي اين شبكه‌ها براي شناسايي ساختار كلي شبكه‌ها و نحوه تنظيم دستور كار در آنها نيز مي‌تواند مورد توجه پژوهشگران ارتباطات قرار گيرد.
سبك ارائه اخبار در شبكه‌هاي مورد تحليل در اين کتاب، روي طيفي از سبك كلاسيك تا سبك روايي متغير است. بررسي دقيق مختصات اجرا در شبكه‌هاي مطرح دنيا، بويژه جايگاه مجري و گزارشگر و ارتباط ميان آنها، مي‌تواند موضوع پژوهشي كيفي قرار گيرد.
شبكه‌هاي 24 ساعته ضد هژمون به دنبال دستيابي به جايگاه ضدجريان هستند تا بتوانند به ديدگاه‌هاي متفاوت، فرصت مطرح شدن بدهند. لازمه چنين هدفي، دستيابي به سطحي از استانداردهاي حرفه‌اي است. بررسي ويژگي‌هاي رسانه‌اي چهار شبكه نشان داد كه شبكه‌هاي 24 ساعته ضد هژمون براي تحقق هدف خود، نيازمند توجه بيشتر به استفاده از فنون و آموزش‌هاي حرفه‌اي هستند و بخشي از يافته‌ها‌ي اين کتاب درباره اين شبکه‌ها مي‌تواند به مثابه آسيب‌شناسي تلقي شود و براي بهبود عملكرد حرفه‌اي مورد استفاده قرار گيرد.
سوگيري آشکار يكي از مهم‌ترين نقاط ضعفي است كه اعتماد مخاطبان به شبكه‌هاي خبري را دچار خدشه مي‌سازد. اين مطالعات نشان داد كه شبکه‌ها از واژه‌ها و جملات داراي جهت‌گيري آشكار استفاده کرده‌اند. بنابراين توصيه مي‌شود براي جلوگيري از قضاوت مخاطبان، در تنظيم اخبار، گزارش‌ها‌ و ساير مطالب از، جديدترين متد اصول حرفه‌اي روزنامه‌نگاري، استفاده به عمل آيد.
هرچند بخشي از عملكرد‌ها به محدوديت‌هاي سخت‌افزاري و سياسي در پوشش رويدادها برمي‌گردد، اما آموزش‌هاي تكميلي در زمينه نحوه اجرا و جايگاه خبرنگاران در گزارش‌هاي خبري مي‌توان به بهبود كيفيت بخش‌هاي خبري بينجامد.
کتاب حاضر در واقع بحث سي‌ان‌ان‌زدگي را در چارچوب‌بندي رويدادهاي اعتراضي کشورهاي عربي به آزمون مي‌گذارد و اين مسئله را دنبال مي‌کند که آيا شبکه‌هاي ضدجريان در بازنمايي رويدادهاي کشورهاي عربي تحت تأثير شبکه‌هاي اصلي قرار دارند يا خير، همسو با تلاش‌هاي کشورهاي در حال توسعه براي مقابله با جريان نابرابر اخبار، برخي از اين تلاش‌ها به نتيجه رسيده و شبکه‌هاي ضدجريان براي بازنمايي ديگرگونه از رويدادها و مطابق با ارزش‌هاي جوامع خود موفق بوده‌‌اند. در حقيقت اين اثر به دنبال شناخت تفاوت‌ها و شباهت‌هاي شبکه‌هاي ضدجريان (پرس‌تي‌وي و الجزيره) و جريان اصلي(سي‌ان‌ان و بي‌بي‌سي ورلد) در برجسته‌سازي و چارچوب‌بندي اخبار اعتراض‌هاي مردم مصر، ليبي و بحرين است.
همچنين، اين کتاب كوششي براي درك پيچيدگي‌هاي عرصه خبر و خبررساني است. پژوهش‌هايي در اين سطح به سردبيران و دبيران اتاق‌هاي خبر کمک مي‌کنند تا درك وسيع‌تر و عميق‌تري از چگونگي چارچوب‌بندي اخبار رسانه‌ها داشته باشند. جديد بودن اين حوزه پژوهشي در مطالعات ارتباطي و نبود پژوهش¬ داخلي در اين زمينه نيز دليل ديگري بر ضرورت و اهميت اين پژوهش است.
در پايان بر خود لازم مي‌دانم از برادر گرامي جناب‌ آقاي مهندس ضرغامي رئيس محترم سازمان صداوسيماي جمهوري اسلامي ايران براي ارائه نکات دقيق و راهگشا سپاسگزاري کنم.
همچنين از استادان محترم، آقايان دکتر حسين علي افخمي استاد ارتباطات و دکتر هزارجريبي رئيس سابق دانشکده علوم اجتماعي علامه طباطبايي براي راهنمايي‌هاي ارزشمندشان و از همکاري دلسوزانه آقاي دکتر رحمان عليزاده و برادر جانباز جناب آقاي امير ملکي مدير محترم نظارت و ارزيابي و آقاي حسن عابديني مدير کل اخبار خارجي معاونت سياسي رسانه‌ ملي تشکر و قدرداني مي‌نمايم.
فهرست :
فهرست مطالب
عنوان صفحه
پيشگفتار 9
مقدمه 11
فصل اول: چارچوب‌بندي اخبار 21
تعريف چارچوب‌بندي 21
فرايند چارچوب‌بندي 24
روزنامهنگاران و چارچوب‌بندي اخبار 29
گونهشناسي چارچوب‌هاي خبري 34
روزنامه‌نگاري و چارچوب جنگ و صلح 39
ويژگي‌هاي کلي روزنامه‌نگاري جنگ و صلح گالتونگ 45
چارچوب بندي و شبکههاي هژمون و ضد هژمون 48
چارچوب‌بندي اخبار در شبکه‌هاي تلويزيوني 57
چارچوب‌بندي اخبار در روزنامه، خبرگزاري و پايگاه خبري 63
فصل دوم: جريان نابرابر اطلاعات 71
اقدامات يونسکو ...............................................................................................................................74
اقدامات جنبش کشورهاي غيرمتعهد.................................................. 82
بازنگري‌هاي جهاني پژوهشگران ارتباطي انتقادنگر 85
جريان‌ها و ضدجريان‌هاي خبري 110
فصل سوم: تلويزيون‌هاي خبري 127
تلويزيون‌هاي خبري 24 ساعته 127
پيدايش و تحول تلويزيون‌هاي خبري 24 ساعته 128
خبر تلويزيوني و تحولات آن 133
قالب‌هاي اخبار تلويزيوني در دوره معاصر 138
دروازه‌باني 142
شيوه‌‌هاي چارچوب‌گذاري اخبار تلويزيوني ..................................................................................148
پوشش اخبار منطقه‌اي و محلي در تلويزيونهاي خبري 24 ساعته 164
تلويزيونهاي خبري جريان اصلي و ضدجريان 166
تحولات اخير کشورهاي عربي 186
نظريه بيداري اسلامي در کشورهاي مصر، ليبي و بحرين 190
قدرت‌هاي جهاني و منطقه‌اي و تحولات خاورميانه و شمال آفريقا 195
فصل چهارم: جنگ روايتها 197
چارچوب‌بندي جريان‌هاي خبري و رويدادهاي اعتراضي 197
چارچوب‌بندي اخبار بيداري اسلامي در شبکه‌هاي خبري 198
جريان‌هاي خبري در چارچوب جنگ و صلح 203
جهت‌گيري شبکه‌ها نسبت به کنشگران رويدادهاي اعتراضي 212
اولويت‌ شبکه‌ها در پوشش رويدادهاي اعتراضي ..........................................................................213
ويژگي‌هاي رسانه‌اي در شبکه‌هاي خبري 24 ساعته 213
روايت رويداد اعتراضي مصر در چهار شبکه خبري 215
روايت رويداد اعتراضي ليبي در چهار شبکه خبري 243
روايت رويداد اعتراضي بحرين در چهار شبکه خبري 265
فصل پنجم: سخن آخر 281
دستور كار متمايز جريان اصلي و ضدجريان در پوشش رويدادهاي اعتراضي كشورهاي عربي 282
شباهت در چارچوب‌هاي عام؛ تمايز در چارچوب‌هاي خاص 283
چارچوب‌هاي بيداري اسلامي/ ليبرال دموكراسي 287
فهرست منابع 295


فصل اول :
فصل اول
چارچوب‌بندي اخبار
تعريف چارچوب‌بندي
"چارچوب" مفهومي بينرشتهاي محسوب مي¬شود، اما چنانكه پن و كوزيكي نيز بدان اشاره ميكنند، ريشة اين مفهوم به روان‌شناسي و جامعهشناسي برمي¬گردد (Scheufele & Tewksbury, 2007: 11). اين مفهوم را ابتدا گافمن در پژوهش خود در حوزة جامعه‌شناسي به کار برد. به باور او ما از "طرح¬هاي تفسيري" براي سازماندهي و دسته-بندي تجربه‌هاي زندگي خود استفاده مي¬کنيم تا معنادار شوند.¬ اين طرح‌هاي تفسيري چارچوب نام دارند و افراد را قادر مي‌سازند تا «تعيين، درک¬ و شناسايي کنند و برچسب بزنند» (Roth et al., 2003: 10; Park, 2003:146-7). در تعريف گافمن از چارچوب؛ چارچوب، الگويي پيشيني در ذهن است كه افراد با استفاده از آن ميتوانند تجربههاي زندگي خود را با قرار دادن در اين قاب‌ها معنادار سازند. با اين تعبير، چارچوب به مفهوم زمينه نزديك مي‌شود.
در حوزه ارتباطات، مفهوم چارچوب نخستين بار از سوي گيتلين و گي¬تاچمن براي بررسي چگونگي بسته‌بندي و ارائه کارآمد اخبار رسانه‌اي از سوي روزنامه‌نگاران به كار رفت. آنها چارچوب‌هاي رسانه‌اي خاصي را در زمينه چگونگي ارسال و انتشار اطلاعات خبري به مخاطبان و چگونگي تفسير اين گزارش‌هاي خبري از سوي کاربران بررسي کردند. مينسکي، چارچوب را ساختاري مي¬داند که حاوي بخش‌هاي مختلف اطلاعاتي است و اين ساختارهاي ذهني يا استدلالي ارتباط تنگاتنگي با توصيف طرح کلي دارند. او همچنين به سهم عمده رسانه¬ها در ساخت و شکل¬گيري اين طرح¬هاي کلي و الگوها اشاره مي‌کند (Ruigrok & Van Atteveldt et al., 2007: 71). افراد با كمك الگوها و طرح¬هاي كلي موجود، چارچوب¬هاي شناختي خود را شكل مي‌دهند. اين چارچوب¬هاي شناختي وابسته به طرز فکر يا روش ويژه کسي نيستند، بلکه از طريق گفتمان به وجود مي¬آيند.
گيتلين در پژوهش خود در زمينه ارتباط ميان رسانه¬هاي جديد و جنبش چپ جديد دانشجويان، چارچوب¬ها را «الگوهاي پايدار شناخت، تفسير، ارائه، گزينش، تاکيد و استثنا» ناميد که نمادسازان هر روز با استفاده از آنها، گفتمان را سازماندهي مي¬کنند (Saleem, 2007: 132). گامسون و ماديگيلياني، چارچوب را «سازماندهي مرکزي نظر يا گزارش» مي¬دانند(Shen & Dillard, 2007:437) كه با «ابزارهاي نماديني» همچون استعاره¬ها، مثال¬ها، تکيه¬کلام‌ها، توصيف¬ها و انگاره¬هاي تصويري مشخص مي‌شوند (Buist & Mason, 2010: 1495). اين تعاريف به ويژگي "الگو بودن" چارچوب اشاره ميكنند؛ الگويي از پيش موجود كه رويداد در قالب آن ريخته و به مخاطب ارائه ميشود. در عين حال، الگو بودن خود متضمن گزينشگري و انتخاب است؛ يعني آن بخشهايي از رويداد انتخاب و مطرح ميشوند كه در اين قالب جاي بگيرند و ساير بخشها ناديده گرفته ميشوند يا به حاشيه رانده ميشوند. به اين ترتيب، چنانكه تانكارد نيز بدان اشاره ميكند، ميتوان چنين تصور كرد كه چارچوب‌بندي ريشه در فرايند انتخاب، تأکيد، استثنا و شرح و تفصيل خبر به وسيله سازمان خبري دارد. (Dimitrova & Kaid , 2005: 25)
با توجه به دو ويژگي الگو بودن و گزينشگري چارچوب‌ها، انتمن، چارچوب‌بندي را انتخاب برخي جنبه¬هاي يک واقعيت درک شده و برجسته كردن آنها در يک متن ارتباطي تعريف مي¬كند به نحوي که تعريف خاصي از مسئله، تفسير علّي، ارزيابي اخلاقي و راه-حل¬هاي پيشنهادي براي آن موضوع را بسط دهد. (Entman, 2008: 390; Buist & Mason, 2010: 1495). براساس نظر انتمن، چارچوب‌هايي که رسانه‌ها به کار مي‌گيرند، قضاوت‌هاي اخلاقي را از طريق تعريف مسائل و مشکلات در جامعه و تشخيص دلايل آن منتقل مي‌کنند. (Entman, 2008: 390)
تعريف انتمن ديدي نسبتاً جامع از مفهوم چارچوب‌بندي به دست ميدهد. با اين حال، اين مفهوم همچنان با ابهام¬ها و پيچيدگي¬هاي زيادي رو‌به‌روست. بخشي از اين ابهام به رابطة چارچوب¬بندي به عنوان يك نظريه با برجسته¬سازي برمي¬گردد. پژوهش‌هاي ارتباطي نشان مي¬دهند كه همگرايي زيادي ميان برجسته¬سازي (در دستور كار قرار دادن) و چارچوب¬بندي وجود دارد به نحوي كه "مك كامبز"، "شاوگ" و "ويور" معتقد بودند نه تنها اثرات چارچوب¬¬بندي و برجسته¬سازي به هم مرتبط¬اند بلكه چارچوب¬بندي در واقع بسط نظريه برجسته¬سازي است. آنها عبارت "برجسته‌سازي سطح دوم" را براي توصيف تأثير برجستگي خصوصيات پوشش خبري بر تفسير مخاطب از اين داستان¬هاي خبري به كار بردند(Scheufele, 1999: 103). از ديدگاه اين دو، برجسته‌سازي ابتدا موضوعاتي را براي توجه افکار عمومي انتخاب مي‌کند و سپس چارچوبي براي انديشه دربارة اين موضوعات فراهم مي¬کند و به اين ترتيب «توجه را به سمت ويژگي‌هاي خاصي معطوف کرده و از ويژگي‌هاي ديگري منحرف مي‌سازد.» (Lee, 2010: 760)
به عبارت بهتر، در حالي که نظريه برجسته‌سازي معتقد است که رسانه‌ها به ما مي‌گويند که چه مسائلي موضوعات روز هستند و برخي رويدادها را در اولويت مردم قرار مي‌دهند، براساس نظريه چارچوب‌بندي آنها حتي مي¬توانند با مهم جلوه دادن برخي جنبه‌ها از طريق قرار دادن زاويه خاص خبري و يا چرخش خبري روي اين عناصر، به ما بگويند که به هر رويدادي از چه زاويه¬اي نگاه کنيم.
بخش ديگر اين ابهام به گستردگي حوزه پژوهشي چارچوب¬بندي برمي¬گردد. انتمن (1993) اشاره مي‌کند که چارچوب¬ها موقعيت¬هاي مختلفي دارند که شامل ارتباط¬گر، متن، گيرنده پيام و فرهنگ مي¬شود. اينها بخش¬هاي جدايي¬ناپذير فرايند چارچوب¬بندي هستند که مراحل چارچوب¬سازي ، تنظيم چارچوب و پيامدهاي اجتماعي و فردي چارچوب¬بندي را شامل مي¬شوند (De Vreese, 2005: 51-2). اين حوزه بسط يافتة پژوهش، رويكردهاي متنوعي را به چارچوب‌بندي منجر شده كه خود امكان مقايسة نتايج تجربي را در اين مطالعات محدود ميكند تا جايي كه به باور شيوفل، بعيد است كه مفهوم چارچوب¬¬بندي را بتوان در يك مدل نظري ثابت نشان داد (1999: 118). انتمن نيز معتقد است كه چارچوب¬بندي تنها به مطالعاتي موردي (رويكرد موضوعي) منجر مي‌شود كه نوعي "مفهوم¬سازي پراكنده" به دست ميدهند (1993: 51). البته مطالعاتي كه به مفهوم كلي چارچوب¬بندي نظر دارند، ميتوانند تاحدي اين دغدغه¬ها را كاهش دهند. با اين حال ابهام مورد نظر انتمن همچنان در حوزه مطالعات چارچوب‌بندي وجود دارد.
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.