هنر ديني از ديدگاه مقام معظم رهبري (دام ظله‌العالي)

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,هنر,ديني,از,ديدگاه,مقام,معظم,رهبري,(دام,ظله‌العالي),خامنه‌اي،,علي،,رهبر,جمهوري,اسلامي,ايران،,1318-,--,نظريه,درباره,هنر,و,دين خامنه‌اي،,علي،,رهبر,جمهوري,اسلامي,ايران،,1318-,--,پيام‌ها,و,سخنراني‌ها هنر,ودين >

 
هنر ديني از ديدگاه مقام معظم رهبري (دام ظله‌العالي) نويسنده : محمد دادسرشت
ناشر : سروش مترجم :
قيمت : 70000 سال انتشار : 1393
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 132
مرکز توزيع :
موجود در منبع :موجود است
ISBN : 7-30-7378-969-978
کليد واژه : خامنه‌اي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، 1318- -- نظريه درباره هنر و دين خامنه‌اي، علي، رهبر جمهوري اسلامي ايران، 1318- -- پيام‌ها و سخنراني‌ها هنر ودين
 
مقدمه :
هنر موهبت و نعمت خاص خداوند به انسان است. انسان، اين برترين خلقت الهي با عنصري به نام هنر، روح خود را صيقل مي‌بخشد و به روان خود آرامش مي‌دهد. هنر رکن مهمي از حيات و فرهنگ آدمي است که توجه فراواني را به خود جلب و هواخواهان بسياري را متوجه خود مي‌کند(گراهام،1383: 9). آغار فرهنگ و هنر، به آغاز تاريخ بشر، يعني زمان حضرت آدم ? برمي‏گردد. اين هنر آغازين، چنان که از ريشه و وجه تسميه آن روشن است، حکايت از هنري آييني دارد. شايد سرودها، نغمه‌ها و ناله‌هاي آدم و فرزندان او، و هم‏سخني انسان آن عصر با فرشتگان، نخستين صورت هنر ديني امت واحده باشد(مددپور، 1383: 73). وقتي از هنر سخن به ميان مي‌آيد، تجلي جلوه‌هاي آسماني و افلاکي به ذهن تبادر مي‌کند؛ هنر داراي اصالتي پاک و همزاد با زيبايي است و هنري که جز اين باشد، ذاتاً هنر نيست(عمراني، 1390: 38)، اما هنر دقيقاً چيست و چرا قدرش مي‌نهيم؟ اينها پرسش‌هاي بسيار ديرينه‌اي هستند که شايد همچنان مطرح باشند.
واژه هنر در لغت از يک واژه بسيار کهن سانسکريتي يعني سونر و سونره با ترکيب واژه‌هاي سو و نر يا نره به معناي نيک مرد و نيک زن – يعني زن و مردي که داراي فضايل و کمالات انساني‌اند- وضع شده است و در فرهنگ فارسي ما نيز پس از تغيير حرف سين اوستايي به هـ، به هونر و هونره تبديل شده است. بنابراين به لحاظ لغوي صاحب هنر يا هنرمند به کسي گفته مي‌شود که صاحب کمالات باشد (نبوي به نقل از مددپور، 1378: 185).
اما در اصطلاح براي هنر تعاريف گوناگوني ارائه شده است که البته ارائه تعريف، به گونه‌اي منطقي که شامل جنس و فصل هنر باشد و بتواند همه اجزا و افراد آن را شامل شود و شامل غير نگردد، کار دشواري است. بنابراين، در اين ميان بيشتر به توصيف و تبيين هنر پرداخته شده است. برخي هنر را مخابره انسان با انسان مي‌دانند(محدثي، 1374: 63) و برخي هنر را يکي از دستاوردهاي متفکرانه انساني مي‌خوانند که متکي به- يا برخاسته از- نياز، هدف و آرمان اوست؛ همانند هر آنچه که انسان، بر اساس تعقل، تفکر و احساس خويش توليد کرده يا آفريده است(نبوي، 1378: 1). هنر در انديشه برخي، کوششي براي آفرينش صور لذتبخش يا خلق زيبايي تعريف شده است(محدثي،1374: 63). برخي هنر را نوعي شناخت واقعيت از طريق تجربه، با تأکيد بر کيفيت و به اتکاي فلسفه‌اي خاص يا تحقق زيبايي در قلمرو روح آزاد انساني تعريف کرده‌اند(قائمي، [بي تا]: 6و7). اما در يک تعريف مي‏توان گفت: هنر تجلي روح الهي انسان در کالبد مبدعات مادي اوست (نبوي به نقل از هادوي، 1378: 244).
اين گوناگوني تعريف‏ها برآمده از نگرش‌ها و مباني متفاوت در جهان‌بيني‏هاي متفکران و نظريه‌پردازان اين حوزه است. از دريچه پوچ‌گرايي، هنر معنايي دارد که با نگاه تجربه‏گرايان يا ايده‌آليست‏ها و ديگر مکاتب فلسفي متفاوت است. نگاه صدرايي به جان و جهان هم تعريفي از هنر ارائه مي‌دهد که به نظر مي‌رسد از اصالت بالايي برخوردار باشد. ملاصدرا هنر را به عنوان صنعت مي‌شناسد و در عين حال با ديدي زيبايي‌شناسانه به هنر، آن را به صنايع لطيفه تعبير مي‌کند. وي با توجه به آثار روان‌شناختي و جامعه‌شناختي هنر در جامعه و نيز تحولات ناشي از رواج تعليم و تعلم صنايع لطيفه، معتقد است قومي که اين صنايع در بين آنها رواج داشته باشد، زمينه‌هاي بيشتري براي توجه به خداوند و زيبايي‌هاي او دارند و عشق‌هاي پاک انساني در چنين جوامعي بروز بيشتري دارد (ربيعي به نقل از امامي جمعه، 1388: 95).
به هر حال آنچه مسلم است ويژگي و کيفيتي مشترک و مختص تمامي انواع هنر است که آنها را ذيل يک مفهوم -هنر- جمع مي‌کند و آن مسئله، زيبايي و جاذبه روحاني آنهاست.
از آنجا که هنر ارتباط مستقيم و غيرقابل‌انکاري با روح و ذات انسان دارد؛ انسان‌شناسي در تعريف و راهبرد هنر بسيار تأثيرگذار است. مکاتبي که نگاهي مادي‌گرايانه و امانيستي از انسان ارائه مي‌دهند، برمبناي اصل شهوت، هنر را ابزار اغوا و کنترل بشر مي‌پندارند و آن را به‌کار مي‌گيرند. اما در مکاتب وحياني، خدا، انسان و جهان تعريف و تبييني ديگر دارند و به تبع آن، هنر برآمده از روح انساني و غايت آن رنگي ديگر مي‌گيرد.
به طور کلي، براي بررسي هنر ابتدا نياز به ارائه تعريف مشخص و کالبدشکافي کاربردي از خدا، انسان و جهان داريم تا پس از آن بتوانيم چيستي هنر، غايت، هدف، کارکرد و ... آن را به بحث بنشينيم. البته طرح اين مبحث از حوصله اين نوشتار خارج است.
بهترين و تنها‌ترين مبيّن انسان، آفريننده اوست و دين به عنوان تنها برنامه براي تببين ماهيت آفرينش و پاسخگوي سؤالات انساني، براي تکامل وي نازل گشته است تا او را از ابعاد وجودي‌اش آگاه سازد و دلخواسته‌هاي او را بر مبناي خلقت و فطرتش بر او نمايان کند.
آميختگي دو واژه هنر و دين از ديرباز مطرح بوده است. برخي معتقد بودند که هنر ديني امکان ندارد؛ زيرا در ذات هنر آزادي يا دوري از قيود، پنهان است، حال آنکه دين مملو از دستورات و قيود دست و پا گير است. يا سازندگان برخي از انواع هنر مانند سينما به هدف ترويج سکولاريسم هنر را ساخته و پرداخته کردند، بنابراين هنر ديني معناي صحيحي در اين موارد در بر نخواهد داشت. برخي با بررسي هنر مسلمانان، اين گونه هنر را اسلامي معرفي کردند، غافل از آنکه هنر مسلمانان غير از هنر اسلامي است. در مقابل، برخي بر صحت هنر ديني ـ اسلامي صحه گذاشته و به دفاع از آن پرداخته‏اند.
هر هنرمندي به نحوي داراي اعتقادات و نگرش‌هايي است که به خودي خود در اثر هنري او نمايان مي‌شود. هنرمند مسلمان نيز داراي نگرش‏ها، باورها و اعتقاداتي است که از جهان‌بيني الهي او نشئت مي‌گيرد و در اثر او نمايان مي‌شود. بنابراين، وقتي فرهنگ، خدايي و ديني مي‌شود، شعر هنرمند، ديني مي‌شود، موسيقي‌اش ديني مي‌شود، نقاشي‌اش نيز ديني مي‏شود. ديني شدن هنر به اين مفهوم نيست که مثلاً موضوعي ديني همچون جنگ خيبر را نقاشي کنيم. البته آن هم نوعي حماسه ديني است، اما ديني و اسلامي بودن هنر يعني ما باورهاي خود از اسلام، فرهنگ اسلامي و حکمت اسلامي را در هنرمان جاري کنيم(ربيعي به نقل از آيت اللهي، 1388: 31). هنر ديني، هم برآمده از تهذيب نفس هنرمند است و هم بستري براي تهذيب اخلاقي او و اين همان هنر متعالي است.
بحث در‌باره هنر ديني در اين دوران ضرورت بسياري دارد؛ چرا که خاصيت عمومي هنر تأثيرگذاري ناخودآگاه بر مخاطب است. اين ويژگي باعث مي‌شود که مخاطب بدون اينکه متوجه باشد، از اثر هنري پيامي را دريافت کند و نگرشي منفي يا مثبت به پديده‌اي در او ايجاد شود. نگرش‌ها، پايه انگيزش‌ها و ايمان و رفتار آدمي است. هنر در دنياي امروز و در همه جوامع، امري است که افراد، درست يا نادرست، به شدت تحت تأثير آن هستند. هنر در هاليوود براي تسخير و کنترل اذهان جامعه جهاني به کار مي‏رود، در حالي که مي‌تواند در مسير تعالي بشريت و آزادي آنان به کار برده شود. سرمايه‌گذاري‌ها در موضوع هنر، فراوان است که اگر جوانب و ابعاد آن نيکو شناخته شده باشد، جهت‌دهي‏ها مي‌تواند حساب‌شده انجام گيرد و در نتيجه موجب تعالي افراد جامعه شود. با وقوع انقلاب اسلامي، در بيشتر زمينه‌ها تغيير و تحولاتي ايجاد شد و در ارزش‌هاي موجود تجديد نظرهايي پديد آمد. در اين ميان از جمله مسائلي که مي‌بايست مورد بررسي و توجه جدي قرار گيرد، مسئله هنر است که همچنان رويکرد مطلوب در آن حاصل نشده است.
در ميان انديشمندان اين حوزه، هنرمندي که فقيه مسلّم و اسلام شناس خبره باشد، مقام عظماي ولايت، حضرت امام خامنه‌اي مدظله‌العالي است که در طول سي سال، در سخنراني‌ها، پيام‌ها، نامه‌ها، مواعظ و ارشادات خويش به تبيين و بررسي اين امر پرداخته است. مقام معظم رهبري در بيانات خويش تعهد، تعالي و ديني بودن هنر را وابسته به سه عنصر محتوا، قالب و جهت مي‌دانند:
«هنر ديني به هيچ‌وجه به معناي قشريگري و تظاهررياکارانه ديني نيست و اين هنر لزوماً با واژگان ديني به وجود نمي‏آيد. چه بسا هنري صد در صد ديني باشد، اما در آن از واژگان عرفي و غيرديني استفاده شده باشد. ... هيچ لزومي ندارد که در محاوره سينمايي يا در تئاتر، نام يا شکلي که نماد دين است، وجود داشته باشد تا حتماً ديني باشد؛ [مثلاً] شما مي‏توانيد در باب عدالت [که يک مفهوم عميق ديني است]، رساترين سخن را در هنرهاي نمايشي بياوريد، در اين صورت به هنر ديني توجه کرده‏ايد. آن چيزي که در هنر ديني به‌شدت مورد توجه است، اين است که اين هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله هويت انسان و جامعه قرار نگيرد.»
«همه قالب‏هاي هنري، موهبت‏هاي خدايي‎اند که بايد در خدمت خلق خدا و حامل آرمان‏هاي والاي خدايي باشند.» «اگر بهترين مضامين در يک قالب شعري بد ريخته شود، اثر مطلوب را نخواهد بخشيد. کار هنر با محتوا پايان نمي‏يابد، قالب نيز ارزش بسيار دارد. ظرف نازيبا، مظروف زيبا را زشت جلوه مي‏دهد.»
«بعضى خيال مي‏كنند هنر مساوى است با لاابالي‏گرى و بى‏دينى؛ اين غلط است. ... آنچه در هنر ايراد دارد و اهل بصيرت هميشه ايراد گرفته‏اند، جهت غلط هنر بوده است. هنر را كشاندن به جهت اغواى انسان و بى‏بندوبارى انسان، اين بد است؛ والّا هنر اگر با روح دين، با جهت‏گيرى دين باشد، از برجسته‏ترين پديده‏هاى وجود انسانى است.»
مجموعه حاضر، بررسي بيش از سيصد مورد از جملات رهبري بلند مرتبه جهان اسلام از سال 1360-در زمان رياست جمهوري- تا سال 1390 است که براي استفاده بيشتر پژوهشگران، طلاب، دانشجويان و ديگر علاقه‌مندان اين حوزه تهيه شده است. در اين نوشتار تلاش شده است مطالب منتخب به گونه‌اي مربوط و يکپارچه کنار يکديگر قرار گيرد و تا حد امکان ترتيب و توالي يک رساله تحقيقي منسجم را داشته باشد. هر چند اين مطالب با شيوه‌اي ساده بيان شده‌اند، اما ژرفاي اين کلمات بر اهل تدقيق پوشيده نيست. اميد که در مجال‌هاي بعدي به شيوه‌هايي همچون تحليل محتوا، اين جملات به سلسله گفتارهاي جامع تبديل شوند.
در پايان بر خود لازم مي‌دانم از پدر و مادرم و صبر و زحمات همسرم که در تمامي پژوهش‌ها کمک حال من بوده و تمامي دوستاني که در انتشار اين اثر مرا ياري رسانده‌اند، تشکر و قدرداني به عمل بياورم. اميد است که مقبول حضرت بقية‌الله روحي‏فداه قرار گيرد. ان شاءالله

محمد دادسرشت
بهار 1391

فهرست :
فهرست مطالب
عنوان صفحه
پيشگفتار 11
مقدمه 13
فصل اول: تعريف و توصيف هنر ديني 21
تعريف و توصيف هنر ديني 21
فصل دوم: انقلاب و هنر ديني 27
هنر قبل از انقلاب 27
هنر بعد از انقلاب 31
فصل سوم: اهميت هنر ديني 33
اهميت هنر ديني 33
علل اهميت هنر ديني 35
فرهنگسازي ديني در گرو هنر ديني 35
بهترين و اثرگذارترين ابزار 36
آبروي حکومت اسلامي در گرو ارائه هنر ديني 37
نياز انقلاب به هنر ديني 37
هنر ديني، بهترين وسيله براي انعکاس مفاهيم اسلامي و انساني 38
هنر، ابزار دست دشمن 38
فصل چهارم: ويژگيها و شاخصههاي هنر ديني 41
محتواي هنر ديني 41
ويژگي‏هاي متن و محتوا 42
علت استقبال نکردن از کارهاي هنري در زمينه دفاع مقدس 55
مقاومت در مقابل سازش 55
بررسي منتقدانه 56
خدمت به خلق خدا 57
قالب و شکل هنر ديني 57
اهميت قالب 57
قالب وسيلهاي براي تکامل زيبايي محتوا 59
همخواني قالب و محتوا 59
ابتکار در قالب 60
تأثير قالب در ديني بودن هنر 60
خالي بودن قالب از فساد 60
جهت هنر ديني 61
مهمترين شاخصه جهت هنر ديني 61
جهت، علت شکوفايي هنر ديني 62
فصل پنجم: کارکرد هنر ديني 63
نفوذ، گسترش و ماندگاري پيام‏ها 63
بيان زيبايي‏ها 63
حمايت از مفاهيم نو انقلابي 64
دفاع از انقلاب در مقابل تهاجم دشمن 65
بيان ارزشها 65
اداي دين به انقلاب 65
تبيين حقايق ديني 67
جذاب‌تر نشان دادن مفاهيم مذهبي و ارزش‌هاي ديني 67
اصلاح كشور و جامعه 68
جلب محبت مردم به اهل بيت? 68
فصل ششم: هنرمند ديني 69
هنرمند ديني 69
توصيف هنرمند ديني 69
ويژگيهاي هنرمند ديني 70
شوق و اميد 70
مسئوليتپذيري و تلاش 70
خودباوري 70
برخورداري از معرفت ديني 71
زن هنرمند در هنر ديني 71
وظايف هنرمند ديني 72
وظيفه هنرمند در قبال خود 72
بالا بردن انديشه و درک عقلاني 72
شناخت و ارتقاي معرفت و ارزشهاي اسلامي 73
مسئوليتپذيري 75
تکليف مداري 77
شناخت بهترين نقش و ايفاي آن 77
وظيفه هنرمند در قبال هنر و مردم 78
مقابله با دشمن 78
پرورش هنرمندان ديني 78
تعهد به ارزشها 79
خدمت به خلق خدا 79
دقت در انتخاب دغدغه‏ها 79
رعايت خط قرمزها 80
دقت در چگونگي بيان نقد 80
بلند نظري در ارائه هنر 82
تعالي هنر و ارائه هنر فاخر 83
رعايت جهت هنر 85
بيان زيبايي‏هاي حماسه 86
دقت در انتخاب مفاهيم و قصهها 86
اطلاعرساني مردم 87
موضعگيري سياسي 88
حمايت از رهبري جامعه به وسيله هنر 90
توجه به پيشرفتهاي هنر 91
واقعبيني 91
صيقل دادن آيينه روشن ذوق 93
تقويت روحيه جهادي در مخاطب 93
تربيت نسل جوان 94
خدمت به انقلاب و آرمانهاي آن 94
مخاطبشناسي 94
مقابله با تلاش دشمن براي خدشهدار کردن چهره انقلاب 95
نشان دادن تصوير درست از نظام اسلامي 95
استفاده از جاذبههاي حقيقي در هنر 96
بيان ايدههاي نوين نظام 96
حقيقتطلبي 97
تلاش براي حفظ شادابي و سرزنده‌ بودن‌ مردم 97
تبليغ و تبيين دين 97
اصلاح فرهنگ عمومي 99
فصل هفتم: هنر ديني و سياست 101
رابطه هنر ديني و سياست 101
فصل هشتم: هنر، سلطه و استکبار 107
فصل نهم: وظايف مسئولان در قبال هنر و هنرمند 109
قدرداني از هنرمندان 109
شناخت مرزها نسبت به هنر 110
اقتصاد هنر 110
اهتمام به هنر 111
رعايت ظرافت در رويارويي با هنرمندان 112
استفاده مسئولان بلندپايه از هنر 112
مديريت هنر 112
توجه به پيشرفتهاي هنر 113
توجه به ديدگاه‌هاي هنرمندان 114
ضرورت صدور و انعکاس بينالمللي هنر 114
سياستگذاري مناسب براي ارتقاي هنر ديني 115
ارائه ايدئولوژي به هنرمند 116
توجه توأمان به پيشرفت‌ها و ضعفها 116
استفاده از تجربهها براي تعالي و پيشرفت 116
برانگيختن‌ حساسيت‌ ملتها و معتقدكردن‌ دلهاي‌ آنان به منطق انقلاب 117
زمينهسازي براي شکوفايي 117
مديريت استعدادها 117
پشتيباني 118
توجه به آثار هنري 118
آوردن جوانان در عرصه 119
منابع 121


فصل اول :
تعريف و توصيف هنر ديني
تعريف و توصيف هنر ديني
«هنر، هديه‌ ارزشمند الهي‌ به‌ انسان‌ است. هنر، عزيز و والاست‌. هنر، جاودانه‌ است‌. هنر، عمومي‌ و جهاني‌ است‌ و به‌ قطعه‌اي‌ از زمين‌ و زمان‌ منحصر نمي‌شود.»
«هنر يک شيوه بيان است، يک شيوه ادا کردن است. منتها اين شيوه بيان از هر تبيين ديگر رساتر، دقيق‏تر، نافذتر و ماندگارتر است. دقت در هر يک از اين چند تعبيري که عرض کردم: رساتر بودن، دقيق‏تر بودن، نافذتر و ماندگارتر بودن، در فهم معناي هنر کمک مي‌کند. اي بسا که يک گزارش غير هنري؛ گرچه علمي و تحقيقي و دقيق؛ خاصيت ارائه هنري را نداشته باشد.»
«خاصيت عمومى هنر اين است كه بدون اينکه خود گوينده حتى در خيلى از موارد توجه داشته باشد و غالباً بدون اينكه مستمع توجه داشته باشد، اثر مى‏گذارد. تأثير شعر، نقاشى، بقيه انواع هنر، صداى خوش و آهنگ‏هاى خوب - كه اينها همه هنر است- روى ذهن مخاطب، من حيث لايشعر به ‏وجود مى‏آيد؛ يعنى بدون اينكه مخاطب متوجه باشد، آن اثر را در او مى‏بخشد؛ اين بهترين نوع اثرگذارى است. شما ببينيد خداى متعال براى بيان عالى‏ترين معارف، فصيح‏ترين بيان را انتخاب كرد؛ يعنى قرآن. مى‏شد خداى متعال مثل حرف‌هاى معمولى، قرآن و معارف اسلامى را با بيان معمولى بگويد؛ اما نه، خدا اين را در قالب فصيح‏ترين و زيباترين بيان هنرى ريخته، كه خود قرآن هم مى‏گويد نمى‏توانيد مثل لفظ و ساخت هنرىِ آن را بياوريد؛ معنايش كه معلوم است. به خطبه‏هاى نهج‏البلاغه نگاه كنيد؛ آيت زيبايى است. اميرالمؤمنين مى‏شد معمولى حرف بزند؛ اما نه، از بيان هنرى استفاده مى‏كند؛ "و بعد فنحن امراء الكلام". خود اين بزرگوارها گفته‏اند كه ما اميران سخن‏ايم. واقعاً هم امير سخن بوده‏اند. امير سخن، يعنى بيان را به بهترين و شيواترين وجه انتخاب كنيد.»
«هنر از جلوه‌هاي زيباي خلقت الهي است در انسان ... هنر اگر با روح دين، با جهت‌گيري دين باشد از برجسته‌ترين پديده‌هاي وجود انساني است.» براي مثال: آهنگ‏هاي قرآن يک هنر اسلامي و يک موسيقي کامل است، مثلاً در برخي از کشورهاي عربي خوش‌ذوق‌ترين و هنرمندترين خواننده‌ها - در اين زمينه- وجود دارند. اين همان کيفيت خواندن قرآن است. قرآن به همين کيفيت بايد خوانده شود تا درست مضمون خودش را برساند. مدتي پيش، مقاله‏اي از يک نويسنده خارجي مي‏خواندم. او در اين باب خيلي خوب تشبيه کرده و نمونه‏ها و مثال‏هايي آورده بود. از جمله هنر اسلامي را در مسجد نشان داده و گفته بود که گنبد مسجد دقيقاً يک هنر اسلامي است و اين نشان دهنده جهان‏بيني اسلام بر محور توحيد است، يعني همه چيز در جهان‌بيني اسلام بر يک محور حرکت مي‌کند که آن "الله" است. وقتي انسان زير آن گنبد مي‌نشيند خود را در مرکز عالم احساس مي‌کند و خود را با همه کائنات مرتبط مي‌داند. محراب جايي است که پيش‏نماز مي‌ايستد و قاعدتا‍‍ً قرآن يا کتاب در دست مي‌گيرد تا چيزي را به مردم ياد بدهد، جايي که مردم او را مي‌بينند. لذا بالاي سر محراب حتماً يک چراغ هست که به مرور در محراب‌هاي جديد به شکل چراغ‌ها و لوسترهاي زيبا مشاهده مي‌شود. حتي در محراب‏هاي قديمي هم، چراغي از يک زنجير آويزان است، اين همان مفهوم "الله نور السموات و الارض" است که "مثل نوره کمشکوة فيها مصباح، المصباح في زجاجة" يعني آن چراغ داخل يک شيشه است. يا پاي ستون مساجد به صورت سنتي مقداري پهن‌تر است؛ يعني با يک قاعده استوانه‏اي مستقيم به‌طرف پايين نيامده؛ اين، نخل‏هاي ستون مسجد پيغمبر اکرم ? را تداعي مي‌کند. چون مسجد الرسول را با ستون‏هايي از نخل ساخته‏اند، و همين طور گلدسته‌ها و چيزهاي ديگر را که در معماري، هنر اسلامي به حساب مي‏آيند.»
«هنر ديني به هيچ وجه به معناي قشري‌گري و تظاهر رياکارانه‌ ديني نيست و اين هنر لزوماً واژگان ديني به وجود نمي‌آيد. اي بسا هنري صددرصد ديني باشد، اما در آن از واژگان عرفي و غير ديني استفاده شده باشد. نبايد تصوّر کرد که هنر ديني آن است که حتماً يک داستان ديني را به تصوير بکشد يا از يک مقوله ديني – مثلاً روحانيت و غيره – صحبت کند. هنر ديني آن است که بتواند معارفي را که همه اديان- و بيش از همه، دين مبين اسلام – به نشر آن در بين انسان‌ها همت گماشته‌اند و جان‌هاي پاکي در راه نشر اين حقايق نثار شده است، نشر دهد، جاودانه کند و در ذهن‌ها ماندگار سازد. اين معارف، معارف بلند ديني است. اين‌ها حقايقي است که همه‌ پيامبران الهي براي آوردن آن‌ها به ميان زندگي بشر، بارهاي سنگيني را تحمل کردند. نمي‌شود ما اينجا بنشينيم و تلاش‌هاي زبده‌ترين انسان‌هاي عالم را – که مصلحان و پيامبران و مجاهدان راه خدا بودند – تخطئه کنيم و نسبت به آن بي‌تفاوت بگذريم. هنر ديني اين معارف را منتشر مي‌کند؛ هنر ديني عدالت را در جامعه به صورت يک ارزش معرفي مي‌کند؛ و لو شما هيچ اسمي از دين و هيچ آيه‌اي از قرآن و هيچ حديثي در باب عدالت در خلال هنرتان نياوريد. مثلاً هيچ لزومي ندارد که در محاورات سينمايي يا در تئاتر، نام و يا شکلي که نماد دين است، وجود داشته باشد تا حتماً ديني باشد؛ نه. شما مي‌توانيد در باب عدالت، رساترين سخن را در هنرهاي نمايشي بياوريد. در اين صورت به هنر ديني توجه کرده‌ايد. آن چيزي که در هنر ديني به شدت مورد توجه است، اين است که اين هنر در خدمت شهوت و خشونت و ابتذال و استحاله‌ هويت انسان و جامعه قرار نگيرد. ... هنر ديني را نبايد با هنر قشري و تحجّرگرا- و به تعبير دوستمان، پيروي از روش‌هاي فلان مجموعه‌ي جاهل و نادان – اشتباه کرد. بي‌خود به خودتان تهمت نزنيد. هنر ديني عبارت است از هنري که بتواند مجسم‌کننده و ارائه‌کننده‌ آرمان‌هاي دين اسلام – که البته برترين آرمان‌هاي اديان الهي است- باشد. اين آرمان‌ها همان چيز‌هايي است که سعادت انسان، حقوق معنوي انسان، اعتلاي انسان، تقوا و پرهيزگاري انسان و عدالت جامعه‌ انساني را تأمين مي‌کند.»
«هنر اسلامي اساساً غير از هنر مسلمانان است- اين را من بارها در صحبت‌‌هايم گفته‏ام- غالباً هنر مسلمانان با هنر اسلامي اشتباه مي‏شود. اگر يک مسلماني يک آهنگ يا يک فيلم ساخت، آن آهنگ يا فيلم ساخته يک مسلمان است، اما لزوماً اسلامي نيست. هنر اسلامي ‌آن چيزي است که در آن عنصر سازنده‌اي از انديشه اسلامي وجود داشته باشد ... يعني در قالب هنري آن، نه فقط در محتوا، چيزي از اسلام و انديشه اسلامي وجود داشته باشد. اين مي‌شود هنراسلامي... برويد دنبال اينکه بتوانيد سر رشته هنر اسلامي را پيدا کنيد.»
«هنر اسلامي يعني هنري که با محتوا و هدف‏ها و آرمان‏هاي اسلامي به وجود بيايد تا بتواند در مقابل آن هنري که انسان‏ها و جوان‏ها را گمراه مي‌کند، بشر را با سرگرم کردن به چيزهايي غيرواقعي و دروغ از آرمان‏ها و ايده‏هاي خودش باز مي‏دارد و در صحنه‏هاي علمي به ظلم‏هاي عالَم کمک مي‌کند، از مظلومين عالم هرگز دفاع نمي‏کند و در خدمت زر و زور استکبار است، بايستد.»
«آن هنري، آن شعري اين خصوصيات را دارد [و منتشرکننده مضامين ديني است] که استخوان‌بندي هنري آن واقعاً محکم باشد؛ يعني واقعاً هنر باشد، چون اگر هنر نباشد، نمي‏ماند، اصلاً منتقل نمي‏شود ... آنکه جاذبه دارد، زيبايي است، زيبايي اگر نباشد کسي نگاه نمي‏کند تا از آنچه که در آن وجود دارد، چيزي بفهمد.»
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.