فرايندها و تأثيرات رسانه‌ها

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,فرايندها,و,تأثيرات,رسانه‌ها,رسانه‌های,گروهی،,تأثیر،,تحقیق،,روش‌شناسی،,جنبه‌های,اجتماعی،,جنبه‌های,روان‌شناسی.>

 
فرايندها و تأثيرات رسانه‌ها نويسنده : رابين ال. نابي و ماري بث اوليور
ناشر : سروش مترجم : سيد محمد مهدي‌زاده
قيمت : 250000 سال انتشار : 1393
نوبت چاپ : اول تعداد صفحه : 477
مرکز توزيع :
موجود در منبع :موجود است
ISBN : 6-40-7378-964-978
کليد واژه : رسانه‌های گروهی، تأثیر، تحقیق، روش‌شناسی، جنبه‌های اجتماعی، جنبه‌های روان‌شناسی.
 
مقدمه :
مطالعه تأثيرات رسانه‌‌ها يکي از مهم‌ترين موضوعات در رشته ارتباطات است و مجموعه وسيعي از رويکردهاي نظري، ابزارهاي روش‌شناختي و کاربرد در بافت‌هاي اجتماعي را دربرمي‌گيرد. البته، پژوهش در زمينه تأثير رسانه‌‌ها، در پرتو تغييرات فوق‌العاده سريعي که در محيط رسانه‌اي در طول بيست سال گذشته اتفاق افتاده است، در وضعيتي قرار دارد که نوآوري در محتوا و فناوري، از نظريه‌هاي متعارف اين حوزه پيشي گرفته است. بنابراين، به‌نظر مي‌رسد اکنون زمان مناسبي براي تعمّق و ارزيابي انتقادي درباره حوز? تأثيرات رسانه‌‌ها در طول چند دهه گذشته است و مهم‌تر اينکه دريابيم در سال‌هاي آينده، اتخاذ چه رويکردهايي در اين حوزه مفيد و مؤثر خواهد بود. اينها اهداف و انگيزه‌هاي اصلي [نگارش] اين کتاب است. در سال‌هاي اخير، به‌دليل مجموعه‌اي از رويارويي‌ها و مجادله‌هاي نظري، روش‌شناختي و مفهومي که در اين حوزه (تأثيرات رسانه‌‌ها) صورت گرفته، نوعي رخوت نامحسوس (که گاهي چندان هم نامحسوس نبوده است) جمع زيادي از پژوهشگران رسانه‌ها را فراگرفته است. باعنايت به نظريه، بررسي‌هاي محتوايي اخير (بريانت و ميرون، 2004، پاترو ريدل،2007) تا اندازه‌اي وضعيت نااميدکننده‌اي را درباره چشم‌انداز پژوهش [درباره] اثرات رسانه‌‌ها نشان مي‌دهد ـ چشم‌اندازي که در بهترين حالت شايد از نظريه‌اي نام ببرد يا نبرد؛ چشم‌اندازي که نظريه را به‌عنوان يک چارچوب به کار مي‌گيرد آن ‌هم تنها در يک چهارم مطالعات؛ يا چشم‌اندازي که توجه کمي به توسعه و پيشبرد نظري دارد. پژوهش‌هاي مربوط به تأثير رسانه‌ها، اغلب حتّي به متداول‌ترين نظريه‌هايي که در اين حوزه مطالعه شده‌اند نيز توجه نظام‌مند و انتقادي کمي دارد. علاقه پژوهشگران به جستجوي اثرات [رسانه‌‌ها]، به‌جاي تعمّق درباره فرايندهايي که مبناي قرارگرفتن در معرض استفاده از رسانه‌‌ها هستند، نارضايتي نسبت به وضعيت نظري اين حوزه را افزايش داده است.
نگراني‌ها درباره روش‌هاي ارزيابي تأثيرات و فرايندهاي رسانه‌‌ها، از جمله مسائل مربوط به تعيين مقوله‌هاي [تحليل] محتوا، سنجش (اندازه‌گيري) ميزان و نحوه قرارگرفتن [مخاطبان] در معرض استفاده از رسانه‌‌ها، نمونه‌هاي [آماري] مورد استفاده و خطرهاي تعميم [نتايج آن]، و نيز فقدان محيط‌هاي اجتماعي واقع‌بينانه که استفاده از رسانه‌‌ها در درون آنها مطالعه مي‌شود، به اين نارضايتي‌ها افزوده است. همچنين، طيفي از مسائل و موضوعات مفهومي، پيش‌روي اين حوزه قراردارد که مهم‌ترين آنها به احتمال قوي اين است که منظور ما از «تأثير رسانه‌‌ها» چيست؟ اگر کسي فکر مي‌کند اين حوزه مسير همواري را مي‌پيمايد، بايد در يکي از ميزگردهاي انجمن بين‌المللي ارتباطات در سال 2008ميلادي با عنوان «آينده نظريه تأثيرات رسانه‌اي: ترسيم چشم‌اندازي براي قرن بيست‌ويکم» شرکت مي‌کرد تا در جريان مجادلات و مباحثات پرشور بر سر اينکه در حال حاضر در کجا قرار داريم و به کجا بايد برويم، قرار مي‌گرفت. اگرچه در آن نشست اجماع حاصل نشد، اما شرکت‌کنندگان (که تعدادشان زياد بود) بر اين نکته اتفاق نظر داشتند که اين حوزه (تأثير رسانه‌‌ها) به جهت‌گيري دوباره نياز دارد (نابي، کاپلا، وارتلا وروسکوز ـ اولدسن، 2008). ما علاوه بر اينکه به اين پرسش مي‌انديشيم که چرا مطالعه درباره تأثيرات رسانه‌‌ها به چنين نقطه پر مجادله‌اي رسيده است؛ به اين نکته نيز توجه داريم که قوي‌ترين انگيزه‌ها براي مطالعه رسانه‌‌ها- [يعني] جاذبه عملي بزرگ آن ـ احتمالاً به بزرگ‌ترين مانع [براي مطالعه] آن تبديل شده است. به اين معنا که نگراني درباره تأثيرات [معمولاً] زيان‌آور رسانه‌‌ها، نوعي اشتياق براي انجام پژوهش‌هاي مسئله بنياد را پديد مي‌آوَرَد. وقتي تأثيرات [رسانه‌‌ها] آشکار مي‌شوند، جاذبه مسائل مربوط به کاربست [تحقيقات]، از مسائل مربوط به شرح و تفسير فرايند [رسانه‌‌ها] قوي‌تر مي‌شود. ما معتقديم، مسائل ساختاري درون دانشگاه‌ها اين مشکل را بيشتر مي‌کند؛ به اين معنا که در دانشگاه‌ها فشار به استادان و پژوهشگران رده‌هاي پايين‌تر براي چاپ [مقاله و کتاب] و نيز فشار براي استفاده از فرصت‌هاي مربوط به دريافت اعتبار پژوهشي، موجب توسعه عادت‌ها (و شايد هم واقعيت‌ها) مي‌شود که کارهاي شبيه به‌هم و کاربردي را ترجيح مي‌دهد؛ کارهايي که پيامد آن به زيان مطالعاتي تمام مي‌شود که به لحاظ نظري غني و پيشرفته‌اند و ما نيز به آنها به‌عنوان [مطالعه علمي] در اين رشته ارج مي‌نهيم. البته، محيط رسانه‌اي جديد، با نوآوري‌هاي وابسته به آن در [عرصه] فناوري و محتوا، شتاب مطلوبي را ايجاد مي‌کند تا پژوهشگران تشويق شوند که هم وضعيت پژوهش در عرصه تأثيرات رسانه‌‌ها را بار ديگر ارزيابي کنند و هم به ارزيابي اين نکته بپردازند که ما چگونه پيش برويم تا اهداف دوگانه توليد دانش را که به لحاظ نظري خردمندانه (روشنگرانه) و به لحاظ اجتماعي مرتبط باشد، برآورده سازيم. هنگامي که ما به تأمل درباره وضعيت اين حوزه پرداختيم، مشاهدات چندگانه، به ديدگاه ما درباره اين کتاب شکل داد.
نخست آنکه، بسياري از پارادايم‌هاي (سرمشق‌هاي) نظري (مانند [نظريه] کاشت و استفاده و رضامندي) که به‌خوبي به اين حوزه خدمت کرده‌اند و هنوز هم به‌طور متناوب مورد ارجاع هستند، به شکل فزاينده‌اي، در گفتار و نوشتار، مورد طعن قرار گرفته و بدنام شده‌اند. آيا تاريخ مصرف اين پارادايم‌ها به پايان رسيده است، يا اينکه تلاش‌ها براي تأمل درباره اين نظريه‌ها در پرتو عصر رسانه‌‌هاي جديد، ارتباط آنها با مطالعه رسانه‌‌هاي مدرن را احيا مي‌کند؟ دوم آنکه، شماري از موضوعات (مانند احساس، و بافت اجتماعي مصرف) که به ظاهر موضوعات اساسي در مطالعه تأثيرات و مصرف رسانه‌اي هستند، اگرچه ناديده گرفته نشده‌اند، اما چندان مورد توجه نيستند. توجه به طيفي از پديده‌هاي رسانه‌اي در پرتو مفاهيم جديد، ظرفيت آن را دارد که به حوزه فرسوده و از رمق افتاده پژوهش رسانه‌اي، جان تازه‌اي ببخشد. علاوه براين، محيط رسانه‌اي جديد، به‌طور خاص تا حدودي موضوعات مربوط به زمان و مکان (براي مثال فناوري DVR و رسانه‌‌هاي قابل حمل و نقل) را خاطرنشان و امکان ِدرگير شدن بيشتر کاربر (براي مثال تعامل‌پذيري و توليد محتوا از سوي کاربر) را ممکن مي‌سازد.
اين محيط [رسانه‌اي جديد] همچنين پرسش‌هايي [جديد] را مطرح و فرايند پيچيده مفهوم‌سازي درباره تأثيرات و مصرف رسانه‌اي را مشخص و برجسته مي‌سازد. در پرتو اين انديشه‌ها، هدف ما در اين کتاب راهنما اين است که مسائل و موضوعات مفهومي، روش‌شناختي و نظري کليدي در درون طيفي از حوزه‌هاي کانونيِ پژوهش رسانه‌اي را مورد توجه قرار دهيم، تا هر فصل کتاب، هم آشنايي بيشتري با آن حوزه‌ها فراهم سازد و هم برنامه‌اي براي انديشه و پژوهش در آينده عرضه کند. با اين ذهنيت، هر فصل کتاب به‌گونه‌اي طراحي شده است که بافت تاريخي اين حوزه، نظريه‌هاي مرتبط و تحول مفهومي را نشان دهد. همچنين اين کتاب درصدد است؛ نتيجه‌گيري‌هاي حاصل از پژوهش‌هاي موجود را ارزيابي کند، مسائل و موضوعات روش‌شناختي مهم و قابل توجه را برجسته سازد، نقدها و مشاجرات مطرح را به بحث بگذارد، تأثير محيط رسانه‌اي جديد بر پژوهش در اين حوزه را مورد توجه قرار دهد و سويه‌هاي انتقادي براي پژوهش در آينده را ترسيم کند.
باتوجه به گستره و تنوع حوزه تأثيرات رسانه‌اي، يافتن طرحي جامع براي طيفي از فصل‌ها [ي کتاب]، يکي از جنبه‌هاي چالش‌‌برانگيز اين پروژه بود. ما به اين نتيجه رسيديم که مطالب [کتاب] را براساس مسائل و موضوعات مهم (انتقادي‌) مرتبط با مطالعه رسانه‌‌ها، شامل مفهوم‌سازي درباره عناصر کليدي فرآيند [رسانه‌اي]، عوامل فردي و اجتماعي ِدخيل در فرايند مصرف رسانه‌اي، فرايندها و پيامدهاي مربوط به نفوذ عمدي، و بالاخره محتوا و مسائل و موضوعات جانبي و واسطه‌اي ِمهم و با اهميت دسته‌بندي و تدوين کنيم. بي‌ترديد شيوه‌هاي ديگري براي دسته‌بندي چشم‌اندازهاي وسيع و دانش مربوط به تأثيرات رسانه‌‌ها وجود دارد، اما آرزوي ما اين است که اين شيو? عرضه مطالب، به‌لحاظ مفهومي بين بخش‌هاي مختلف [کتاب] و درون هر بخش انسجام و پيوستگي ايجاد کند.
بنابراين، کتاب حاضر به چهار بخش تقسيم شده است. در بخش اول، به بررسي اجمالي اين حوزه، شامل مفهوم‌سازي درباره مخاطبان و تأثيرات رسانه‌‌ها، و مسائل کليدي روش‌شناختي ِمرتبط با مطالعه تأثيرات رسانه‌‌ها مي‌پردازيم. از آنجا که وسعت و اعتبار دانشي که به دست مي‌آوريم، به روش‌هاي کسب دانش بستگي دارد، تصور ما اين است که اين بخش عنصر اصلي در تعيين ارزش اين کتاب است. در بخش دوم، روي رهيافت‌هاي نظري مسلط در قلمرو تأثيرات رسانه‌‌ها، از نظر فرهنگي، سياسي و اجتماعي متمرکز مي‌شويم. ما در اين بخش، بعضي از پارادايم‌هاي نظري اصلي در حيط? تأثيرات رسانه‌‌ها (براي مثال کاشت، چارچوب‌سازي، نفوذ ادراک شده) را مي‌گنجانيم که به تأثيرات پهن دامنه رسانه‌‌ها با دلالت‌هاي ضمني کلان مرتبط هستند.
در بخش سوم، ما روي مضامين گزينش و پردازش پيام متمرکز مي‌شويم که در ادبيات رسانه‌اي، مهم تلقي مي‌شوند. اين بخش، به لحاظ گستره تحولات نظري متنوع است؛ به گونه‌اي که بعضي از فصل‌ها، حول الگوها و رويکردهاي نظري خاص (براي مثال، استفاده و رضامندي، الگوي ظرفيت محدود) تمرکز يافته است؛ درحالي‌که ساير فصل‌هاي کتاب به بررسي متغيرهاي گزينش، پردازش و پاسخ مي‌پردازند که از ديدگاه نظري (براي مثال هيجان، همذات پنداري، تفاوت‌هاي فردي) قابل مطالعه و بررسي‌اند. به هرحال، اين فرايندها باهم تلاقي پيدا مي‌کنند و به مجموعه کامل قلمروهاي محتواي رسانه‌اي مرتبط‌اند.
در بخش چهارم ِکتاب، به گرايش حاکم بر ادبيات مربوط به تأثيرات رسانه‌‌ها‌ـ رابطه آنها با اقناع و يادگيري [مخاطبان]- بازمي‌گرديم و رويکردهاي نظري آن شامل نظريه‌هاي اصلي اقناع و بويژه نظريه شناختي اجتماعي در زمينه بهداشت و سلامت عمومي، تبليغات تجاري و سواد رسانه‌اي و تأثير رسانه‌‌ها در اين زمينه‌ها را مطالعه و بررسي مي‌کنيم.
ما مي‌دانيم که در حال حاضر، چندين کتاب در زمينه تأثيرات رسانه‌‌ها وجود دارد. [اما با اين همه] اميد ما اين است که کتاب حاضر به چند دليل، مکمل آثار قبلي باشد. نخست آنکه، ما معتقديم بررسي دقيق حوزه تأثيرات رسانه‌‌ها، شامل مسائل و موضوعات روش‌شناختي و تاريخي، و ارائه چکيده‌اي تلفيقي از وضعيت پژوهش در اين حوزه، به خوانندگان کمک خواهد کرد تا با زمينه‌ها و رويکردهاي منحصربه‌فرد قلمروهاي پژوهشي آشنا شوند. بالاخره، ما نويسندگان اين کتاب را که همگي در اين حوزه صاحب‌نظر هستند، تشويق کرده‌ايم که انديشه‌ها و تأملات خود درباره قلمروهاي پژوهشي مورد علاقه خود را با توجه ويژه به رسانه‌‌هاي جديد، عرضه کنند، با اين اميد که ايده‌هاي آنان، به بحث و تبادل نظر و تشريک مساعي [لازم] منجر شود و در نتيجه، به پژوهش‌هاي مربوط به تأثيرات رسانه‌‌ها، در مقايسه با سال‌هاي گذشته، جهت‌گيري و جذابيت بيشتري ببخشد.
تنها يک نکته باقي مانده است که مايل به طرح آن هستيم و آن اينکه استفاده مکرّر از اصطلاح تأثير رسانه‌‌ها در مقدمه و فصل‌هاي ديگر کتاب، صرفاً تأمل درباره پيامد مصرف رسانه‌اي نيست، بلکه توجه به طيف کاملي از فرايندهاي تأثيرات رسانه‌‌هاست که اغلب پيچيده، سيّال و تعاملي هستند. متأسفانه ممکن است استفاده از اصطلاح تأثيرات رسانه‌‌ها در درون اين حوزه، به اين برداشت سوء منجر شود که پژوهشگران رسانه‌‌ها، به فرايند [استفاده از] رسانه‌‌ها علاقه‌مند نيستند و فقط به پيامدهاي آن توجه دارند. از آنجا که احتمال دارد استفاده از اصطلاح مختصر شد? تأثيرات رسانه‌‌ها، براي بيان علاقه ما به طيف کامل فرايندهاي مصرف رسانه‌اي چندان رسا نباشد، ما عنوان اين کتاب را فرايندها و تأثيرات رسانه‌‌ها انتخاب کرديم تا به اين وسيله تأکيد و علاقه وافر پژوهشگران تأثيرات رسانه‌‌ها بر فرآيندهاي تأثيرات را که ناشي از قرار گرفتن در معرض استفاده از رسانه‌‌هاست، برجسته‌ سازيم.
در پايان، لازم است خالصانه‌ترين سپاس خود را نثار کساني کنيم که انجام اين طرح را ممکن ساختند. نويسندگان اين کتاب، پژوهشگران برجسته‌اي هستند که با توجه به احساس تعهدشان به اين حوزه، براي تهيه فصل‌هاي کتاب تلاش خارق‌العاده‌اي انجام دادند. فصل‌هايي که به باور ما به پيشبرد مطالعات تأثيرات رسانه‌‌ها کمک خواهد کرد و به همين دليل، ما ممنون و سپاسگزار آنها هستيم. در ضمن، از تاد آرمسترانگ، آجا بيکر و گروه انتشارات سيج و حمايت بي‌دريغ آنان از اين طرح، و همچنين از براد جي باشمن از دانشگاه ميشيگان؛ ديويدآر. اولدسِن از دانشگاه دولتي اوهايو؛ کِن لاچلان از کالج بوستون؛ دبليو. جيمز پاتر از دانشگاه کاليفرنيا؛ آلن. ام رابين از دانشگاه دولتي کِنت؛ ديترام اي. شيفل از دانشگاه ويسکانسين؛ مايکل اسلاتر از دانشگاه دولتي اوهايو؛ وگلن جي. اسپارکس از دانشگاه پوردو که دست‌نوشته‌هاي اوليه کتاب را مطالعه و توصيه‌ها و رهنمودهاي لازم را ارائه کردند و نيز از همکارانمان که نظرها و راهنمايي‌هاي آنها، بويژه در مراحل اوليه کار ضروري بود، سپاسگزاريم.
البته، هيچ واژه‌اي براي بيان سپاس و قدرداني از يار و همراه زندگي‌مان باب کندي و جان کريستمان به دليل حمايت و همراهي بي‌دريغشان در تهيه اين کتاب، وجود ندارد. ما فکر مي‌کنيم آنها نيز به اندازه ما از چاپ اين اثر خوشحال هستند.
و بالاخره، ما از شما خوانندگان به دليل علا‌قه‌تان به اين کتاب تشکر مي‌کنيم و اميدواريم که اين اثر شما را متقاعد کند که ما به وعده خود مبني بر توضيح و روشنگري درباره فرايندها و تأثيرات فردي و اجتماعي رسانه‌‌ها عمل کرديم. و نيز [اين اثر] الهام‌بخش شما در پذيرفتن نسل جديد پژوهش در حوزه تأثيرات رسانه‌‌ها به‌عنوان فعاليتي مهم و در خور توجه باشد.
فهرست :
عنوان صفحه
پيشگفتار 7
مقدمه مترجم 9
مقدمه 13
فصل اول: نگاهي به گذشته و آينده تأثيرات رسانه‌‌ها 21
جنينگز بريانت و دولف زيلمن
فصل دوم: مفهوم‌سازي درباره مخاطب 37
دبليو. جيمز پاتر
فصل سوم: روش‌هاي کمّي و استنباط علّي در پژوهش‌هاي مربوط به تأثيرات رسانه‌‌ها 65
ايزاک يانوويتزکي و کاترين گرين
فصل چهارم: روش‌هاي کيفي 97
توماس آر. ليندلف
فصل پنجم: تحليل کاشت و تأثيرات رسانه‌اي 123
مايکل مورگان
فصل ششم: تأثير ِنفوذِ فرضي رسانه‌‌ها: خاستگاه‌ها و تبعات ادراک سوم شخص 149
نوري تال – اُر، ياري‌تي اسفاتي و آلبرت سي. گانتر
فصل هفتم: تأثيرات رسانه‌اي و مطالعات فرهنگي: رابطه‌اي بحثبرانگيز 173
توبي ميلر
فصل هشتم: هيجان و تأثيرات رسانه‌اي 195
رابين ال. نابي
فصل نهم: روابط رسانه‌اي‌شده و تأثيرات رسانه‌اي: تعامل فرا اجتماعي و همذات‌پنداري 225
جاناتان کوهن
فصل دهم: تفاوت‌هاي فردي در تأثيرات رسانه‌اي 249
مارينا کرکمار
فصل يازدهم: نظريه‌هاي اقناع 277
دانيل جي. اوکيف
فصل دوازدهم: نظريه شناختي اجتماعي و تأثيرات رسانه‌اي 299
فرانک پاجارس، ابي پرستين، جيسون چن و رابين ال. نابي
فصل سيزدهم: موضوعاتِ در حال ظهور در زمينه پژوهش‌هاي مربوط به تبليغات تجاري 323
ال. جي. شروم، تينا ام. لاوري و ياپينگ ليو
فصل چهاردهم: تأثيرات رسانه‌اي و سلامت عمومي 345
کي. ويس واناث، شري فلاينت والينگتون و کِلي د. بليک
فصل پانزدهم: تلويزيون آموزشي 369
ماري– لويي مارس
فصل شانزدهم: سواد رسانه‌اي 393
دبليو. جيمز پاتر و ساهارا بايرن
فهرست منابع 413
واژگان فارسي – انگليسي 469

فصل اول :
نگاهي به گذشته و آينده تأثيرات رسانه‌‌ها
جنينگز بريانت و دولف زيلمن
ريشه‌هاي نگراني‌ها درباره تأثيرات ارتباطات
چنين گفته شده است که توجه به تأثيرات ارتباطات حداقل به دوران يونان باستان بازمي‌گردد؛ زماني که از سقراط انتقاد شد که از طريق تقويت خلاقانه قدرت اقناعي کلام (گفتار)، [ذهن] جوانان آتن را منحرف مي‌کند. وقتي چنين ادعايي در مورد قدمت توجه به تأثيرات ارتباطات با ملاحظات ترس افلاطون از تفوق و برتري کلمات نوشته شده بر کلمات شفاهي و سرکوب آن توأم مي‌شود، اين نکته را به ذهن متبادر مي‌کند که سابقه توجه به تأثيرات بالقوه زيانبار رسانه‌‌ها را مي‌توان در گذشته‌هاي دور و حتي از اوايل قرن پنجم پيش از ميلاد پي‌گرفت. (پرلوف، 2002)
با اختراع چاپ (در چين درحدود 220ميلادي)، حروف متحرک (در چين در حدود 1040ميلادي)، حروف متحرک فلزي (در کره در حدود 1230ميلادي) و بالأخره ماشين چاپ (در آلمان در حدود 1450ميلادي)، زمينه‌هاي فنّي ِاَشکال اوليه رسانه‌‌هاي جمعي فراهم شد؛ زماني که گسترش سوادآموزي در قرن نوزدهم به‌طور جدي آغاز شد، انقلاب فناوري در عرصه نشر به آن پيوست و ظهور و توسعه روزنامه‌ها، و ديگر اشکال رسانه‌‌هاي چاپي را باعث گرديد که به سرعت در بين عامه مردم طراحي، توليد و توزيع مي‌شدند. در نتيجه اين تحولات بود که ارتباطات جمعي متولد شد.
اين تحول موجب نخستين انقلاب مهم ارتباطات شد و به سرعت ماهيت معادله ارتباطات را با قرار دادن برنامه‌هاي سرگرم‌کننده، اطلاعات و محتواي تجاري در اختيار مردم، تغيير داد. در ضمن، اين تحولات، به افزايش نگراني‌ها درباره تأثيرات به واقع زيانبار رسانه‌‌ها انجاميد. نخبگان جامعه، با يادآوري ترس افلاطون [از کلمات نوشته شده]، به شکل فزاينده‌اي نگران طغيان و آشوب بالقوه اجتماعي بودند که مي‌توانست ناشي از قرار گرفتن گسترده مردم در معرض استفاده از رسانه‌‌هاي مکتوب باشد. منتقدان، ناگهان متون نوشتاري رُمان را به دليل توانايي آنها "در تخريب کامل قدرت ذهني مردم" (استارکر، 8:1989) و نيز سالنامه‌ها، بروشورها و روزنامه‌هاي خانوادگي را به‌عنوان عامل فساد و گمراهي به باد انتقاد گرفتند، و معتقد بودند اگرچه [شايد] اين متون، پايه و اساس روحيه احساسي و خودخواهانه مردم و سقوط و فروپاشي نهادهاي آزاد نباشند، [اما] باعث رسوايي و فلاکت هزاران نفر مي‌شوند (ادبيات مخرب، 46:1847). تلاش‌هاي فراوان در اروپا براي جلوگيري از جريان آزاد اطلاعات که از رسانه‌‌هاي [به اصطلاح] نامشروع ناشي مي‌شد، گواهي بر اين ادعاست که صاحبان قدرت درصدد توقف انتشار آثار مکتوب بودند. براي مثال، پاپ پل چهارم در سال 1559ميلادي، ليستي از کتاب‌هاي ممنوعه را منتشر کرد که شامل کتاب‌هاي پروتستان، پورنوگرافي (هرزه‌نگاري)، کتاب‌هاي مربوط به شناخت مابعدالطبيعي و آثار سياسي مخالف بود. وقتي مارتين لوتر و هموطنان پروتستان او از فرمان پاپ سرپيچي کردند و براي استفاده از ماشين چاپ براي گسترش ادبيات نهضت اصلاح ديني در ميان توده‌هاي مردم، دست به ابتکار عمل زدند، آن دسته از مبارزاني که بدون کسب اجازه از مقامات، از رسانه‌‌ها [براي انتشار عقايدشان] استفاده کردند، اغلب از سوي صاحبان قدرت به شدت مجازات شدند؛ و اين مجازات‌ها شامل زندان، گردن زدن و سوزاندن بود. بعدها، هنري هشتم پادشاه [انگلستان] آن چنان نگران تأثير آثار مکتوب بود که ديوان موسوم به مجمع ستاره‌دار را تأسيس کرد تا به پيگرد افرادي بپردازد که مطالب مخالف سلطنت چاپ مي‌کردند. او همچنين يک سيستم صدور مجوز به منظور کنترل مطبوعات انگلستان را راه‌اندازي کرد. (بريانت و تامپسون،2002)
اگرچه مردم امريکا، مبارزة موفقيت‌آميز خود براي استقلال را از طريق گنجاندن آزادي مطبوعات در اعلاميه حقوق قانون اساسي‌شان جشن گرفتند، [اما] نگاه نقادانه به تاريخ امريکا حاکي از آن است که اقدامات زيادي براي سرکوب آزادي مطبوعات و اعمال سانسور در اين کشور صورت گرفته است که دليل آن، ترس و نگراني از تأثيرات رسانه‌‌ها بوده است. موارد مهم مربوط به سرکوب و محدوديت [در امريکا] عبارت بودند از: قانون مربوط به آشوب و اغتشاش در سال 1798با هدف خاموش کردن صداي طرفداران فرانسه در روزنامه‌هاي امريکايي در خلال انقلاب فرانسه، قانون مربوط به جاسوسي در سال 1917 و نيز قانون مربوط به آشوب و اغتشاش در سال 1918 در خلال جنگ جهاني اول، که انتشار اطلاعات انتقادي از دولت امريکا يا حمايت علني از دشمن را غيرقانوني اعلام مي‌کرد. دلايل نهفته در پس ِسانسور و سرکوب [مطبوعات و رسانه‌‌ها] با استناد به قانون ميهن‌پرستي 2001 امريکا، پذيرفتن الگوهايي است که فرض مي‌کنند اگر به مطبوعات و جامعه، آزادي بيان بي‌حد و حصر داده شود، تأثير آن [بر افکار عمومي] قدرتمند خواهد بود. چنان که قاضي الکساندر اديسون در سال 1799 نوشته بود: «اگر شما کنترل مطبوعات را به عده‌اي از مردم بدهيد [مثل اين است که] شما کنترل کشور را به آنها اعطا کرده‌ايد، چون شما کنترل افکار عمومي را که همه چيز را کنترل مي‌کند، به آنها داده‌ايد (اسلو آن، 119:1998). صادقانه بايد اذعان کرد که خود رسانه‌‌ها تا حدودي در قبال تلاش‌هايي که براي ايجاد محدوديت [براي فعاليت آزادانه آنها] صورت مي‌گرفت، مسئول بودند؛ زيرا مطبوعات عامه‌پسند در اغلب موارد، تأثيرات قدرتمند رسانه‌‌ها را به صورت رويدادنامه (گاه شمار وقايع) منتشر و به‌طور غيرمسئولانه در مورد آنها جنجال به پا مي‌کردند، و از اين طريق نگراني‌هاي موجود در جامعه درباره [آثار سوء] تبليغات سياسي، خشونت و مطالب زننده را افزايش مي‌دادند. اما توجه به تأثيرات قدرتمند رسانه‌‌ها تا حدودي ناشي از بسط و گسترش الگوي محرک – پاسخ در روان‌شناسي و ديگر حوزه‌هاي علوم اجتماعي بود که بر تأثير محرک‌هاي قدرتمند مانند پيام‌هاي رسانه‌اي [بر نگرش و رفتار مخاطبان] تأکيد مي‌کردند (براي مثال، پرز،2001). حتي نگراني بيشتري ابراز شد که علت آن، ترديد [و ترس] گسترده درباره تأثير اجتماعي و روان‌شناختي نخستين نسل رسانه‌‌هاي جمعي الکترونيکي، بويژه بر روي کودکان و نوجوانان بود.
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.