زیبایی شناسی صدا

کتاب ,مرکز پژوهش و سنجش افکار سازمان صداوسیما | پژوهش , نظرسنجی اینترنتی , سنجش,زیبایی,شناسی,صدا,,,زیبایی,شناسی,-صدا>

 
زیبایی شناسی صدا نويسنده : محمد تقی علی آبادی
ناشر : مرکز پژوهش و سنجش افکار مترجم :
قيمت : 170000 سال انتشار : 1397
نوبت چاپ : تعداد صفحه : 323
مرکز توزيع :
موجود در منبع :دارد
ISBN : 978-964-7378-67-3
کليد واژه : زیبایی شناسی -صدا
 
مقدمه :
دیدگاه زیباشناسانه نسبت به صدا و تأثیر و تأثرات نظریه¬های زیبایی‌شناسی در آن کاری بسیار دشوار است؛ زیرا صدا بایستی در عین ناملموسی، ظاهر پنهان خویش را آشکار سازد و با زیبایی که به¬شدت ظاهری است، تناسب یابد. هرچند زیبایی‌شناسی و نظریه¬های آن درونی و اندیشمندانه هستند و در اذهان هنرمندان صورت می¬پذیرند و از این نظر با صوت و رسانۀ صدا که کاملاً ذهنی است تطابق می¬یابد؛ چراکه صدا آن هنگامی زیباست که ذهنیتی را در شنونده برانگیزد (تخیل¬آفرینی) یا احساسی را برای او بازآفرینی کند (حس زیبایی‌شناسی)، اما صدا در زیباترین نوع خود بایستی به تصویرسازی ذهنی و تجسم¬سازی خاطره¬ها و احساسات بپردازد تا مخاطبان بیشتری را با خویش همراه سازد.
در تمامی اصوات شاخص¬هایی از حیث زیبایی‌شناسی مترتب است که برخی از این قرار هستند: صدای محیط، صدای موضوع و زمینه، پرسپکتیو، تداوم صدا، انرژی صدا، میدان صدا، تولید وابستگی از طریق صدا، صدای تجسمی و عوامل ساختاری از جمله: نقاب‌های صوتی، فضاسازی، قاب، قالب، ترکیب‌بندی، موقعیت و مالکیت صدابَر (میکروفُن)، حس‌آمیزی، تخیل‌سازی و غیره. این شاخص¬ها می¬توانند به¬عنوان مصالحی باشند که معمار صوتی به¬وسیلۀ آنها ساختمان صوت را به زیبایی شکل می¬دهد.
اما اهمیت حساسیت زیباشناسانه از سوی تولیدکنندگان و طراحان صدا به¬منظور تهیۀ آثار مناسب و باکیفیت و تأثیرگذاری شنیداری بیشتر بر شنوندگان، بر هیچ¬کس پوشیده نیست؛ چراکه زیبایی و برانگیختن حس زیباشناسانه از خواست¬های فطری و درونی افراد است.
چاپ کتاب حاضر با هدف نشان‌دادن جایگاه «زیبایی‌شناسی صدا» و «طراحی‌صوتی» (که مصداق عملی زیبایی در رسانه¬هاست) صورت پذیرفت. به‌منظور دستيابي به اين هدف، ابتدا به بررسی نظریه¬های زیبایی‌شناسی پرداخته شد و سپس کارکردهای نظریه-های زیبایی‌شناسی در صدا تأثیر داده شد و پس از آن طراحی‌صوتی و عناصر اصلی زیبایی در آن بررسی گردید و اهم مطالبی که مورد نیاز یک برنامه‌ساز و بویژه طراح‌صداست، استحصال، جمع‌آوری و تنظیم شد.
طراحی‌صوتی با چهار زیرمجموعۀ «کلام، موسیقی، جلوه‌های صوتی و سکوت» مورد بررسی و تحلیل زیباشناسانه قرار گرفت و کاربرد نظریه‌های زیباشناسی در هر یک از این چهار عنصر مشخص گردید.
نتایج حاصل از تحلیل و بررسی¬های پدیدآورنده نشان می‌دهند که زیبایی‌شناسی صدا (طراحی‌صوتی به¬عنوان نمود عملی آن) از مسائل بنیادی در تولید و تهیۀ آثار صوتی است و باید مرعی برنامه‌سازان و طراحان صدا قرار گیرد. زیباسازی و تولید مفهوم از سوی برنامه‌سازان و طراحان صدا، بیشتر حاصل تجربۀ زیباشناختی و تربیت قوۀ شنوایی است و گاهی به‌صورت ذاتی در آنها وجود دارد، اما این مسئله مانع نقش آموزش و آگاهی و تسلط بر فنّاوری‌های روز دنیا در شکل‌گیری زیبایی و مفهوم نمی‌شود. همچنین خود صوت نیز به‌عنوان یک رسانه‌ می‌تواند در القای زیبایی و مفهوم تأثیرگذار باشد.


فهرست :
عنوان صفحه
پیشگفتار 15
مقدمه پدیدآورنده 17
بخـش اول: بن‌مایۀ اثر 19
1ـ1. درون‌مایۀ اثر 19
2ـ1. جنبۀ نوآوری اثر 22
3ـ1. بیان مسئله 22
4ـ1. ضرورت و اهميت موضوع 24
5ـ1. اهداف اثر 25
6ـ1. پرسش‌هايی در اندیشۀ مخاطبان 25
7ـ1. پژوهش‌هایی مرتبط با زیباشناسی صدا 27
1ـ7ـ1. پایاننامه 27
2ـ7ـ1. کتاب 32
3ـ7ـ1. مقاله 38
بخـش دوم: چشم‌انداز نظری 43
1ـ2. مفهوم «زیبایی» 43
2ـ2. مفهوم «زیبایی‌شناسی» 44
3ـ2. چارچوب نظريه‌های زیبایی‌شناسی 45
4ـ2. نظریههای زیبایی‌شناسی 46
1ـ4ـ2. «نظریۀ بازنمایی» 47
2ـ4ـ2. «نظریۀ فرانمایی یا بیان احساس» 53
3ـ4ـ2. «نظریۀ صورتگرایی» (شکلگراییـ فرمگرایی) 56
4ـ4ـ2. «تعریف هنر به فرانمایی و بازنمایی» 59
5ـ4ـ2. «تعریف چندساحتی برای هنر» 60
6ـ4ـ2. دیگر نظریهها و رویکردهای زیبایی‎شناسی 62
الف) «نظریۀ نسبینگری» (هرمنوتیک) 62
ب) «نظریۀ زیبایی‌شناسی انتقادی» 65
ج) «نظریۀ معناداری» 67
د) «نظریۀ دریافت» 70
هـ) «نظریۀ آرمان‌گرایی» یا اصالت معنا 74
و) «نظریۀ نهادی» 79
ز) «زیبایی‎شناسی محتوا» (مضمون) 81
ح) «زیبایی‌شناسی حسی» 82
ط) «زیبایی‌شناسی نمادین» یا نظریۀ هنر به منزلۀ نماد 83
ی) «زیبایی‌شناسی تجربی» 84
ک) «زیبایی‌شناسی نظری» 87
ل) «زیبایی‌شناسی اخلاقی» 89
م) «زیبایی‌شناسی ساختاری» 93
5ـ2. مفهوم زیبایی از دیدگاه برخی فلاسفه 94
بخـش سـوم: کارکرد نظریه‌های زیباشناختی 99
1ـ3.ـ مفهوم «صدا» 100
2ـ3. مفهوم «زیبایی‌شناسی» صدا 101
3ـ3. مفهوم «کارکرد» 102
4ـ3. کاربرد نظریههای زیبایی‌شناسی در صوت 102
1ـ4ـ3. نظریۀ بازنمایی 103
2ـ4ـ3. نظریۀ فرانمایی یا بیانِ احساس 103
3ـ4ـ3. نظریۀ صورتگرایی (شکلگرایی ـ فرمگرایی) 104
الف) نظریۀ «گشتالت» 105
ب) نظریۀ «فرم (صورت) معنادار» 106
4ـ4ـ3. تعریف هنر به فرانمایی و بازنمایی 106
5ـ4ـ3. تعریف چندساحتی برای هنر 107
6ـ4ـ3. نظریۀ نسبینگری (هرمنوتیک) 107
7ـ4ـ3. نظریۀ انتقادی 108
8ـ4ـ3. نظریۀ معناداری 109
9ـ4ـ3. نظریۀ دریافت 111
10ـ4ـ3. نظریۀ آرمان‌گرایی یا اصالت معنا 112
11ـ4ـ3. نظریۀ نهادی 113
12ـ4ـ3. زیبایی‎شناسی محتوا (مضمون) 114
13ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی حسی 115
14ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی نمادین یا نظریۀ هنر به منزلۀ نماد 116
15ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی تجربی 117
16ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی نظری 118
17ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی اخلاقی 118
18ـ4ـ3. زیبایی‌شناسی ساختاری 119
بخـش چهـارم: شاخص‌های زیبایی‌شناسی صدا 121
1ـ4. تعامل زیبایی‌شناسی با صوت 121
1ـ1ـ4. شاخص‌های زیبایی‌شناسی صدا 123
الف) صدای محیط 123
ب) صدای موضوع و زمینه 125
ج) پرسپکتیو صدا 126
د) تداوم صدا 127
هـ) انرژی صدا 129
و) میدان (زاویۀ) صدا (پی.اُ.اِی) 129
ز) صدا تولید وابستگی میکند 131
ح) صدای تجسمی (تصویرساز) 133
ط) عوامل ساختاری 133
فضاسازی 134
حسآفرینی 134
قالب 135
محور یا موضوع 135
«کنش» 136
قاب صوتی 136
نقابهای صوتی 136
موقعیت و مالکیت صدابَر 137
تناسب 137
میزان 138
ریتم یا وزن 138
هماهنگی 138
روایت 139
کنتراست یا تضاد 139
انتقال 139
میزانسن 141
ترکیب‌بندی 141
تخیلسازی 141
2ـ1ـ4. کنترل کیفیت صدا 142
3ـ1ـ4. تدوین و ترکیب اصوات (صداسازی) 143
بخـش پنـجم: ادراک شنیداری 145
1ـ5. ادراک شنیـداری 145
1ـ1ـ5. رویکردهای ادراک شنیداری از نظر زیباشناختی 148
2ـ1ـ5. تحریک شنیداری 149
3ـ1ـ5. فرآیند و سازوکار ادراک شنیداری 151
4ـ1ـ5. ادراک فضای آکوستیک 152
5ـ1ـ5. ادراک «نوفه» 154
6ـ1ـ5. ادراک صدا 155
بخـش ششـم: ویژگی‌های رادیو 157
1ـ6. مفهوم «رادیو» 157
2ـ6 ویژگیهای رادیو 157
3ـ6. اهمیت زیبایی‌شناسی در رادیو 162
بخش هفـتم: طراحی صوتی 163
1ـ7. مفهوم «طراحیصوتی» در رادیو 163
2ـ7. نخستین طراحان صدا 164
3ـ7. نمود زیبایی‌شناسی در رسانۀ رادیو 169
4ـ7. ضرورت و اهميت طراحی‌صوتی 171
5ـ7. طراحی‌صوتی در رادیو 171
6ـ7. قابلیتهای رسانۀ رادیو برای طراحیصوتی 173
7ـ7. تفاوت طراحیصوتی در رادیو با دیگر رسانهها 174
8ـ7. «مهندسی صدا» و تأثیرات آن از نظر زیبایی‌شناسی 175
بخـش هشـتم: مفهوم زیبایی در صوت 179
1ـ8. معیار زیبایی صوت 179
2ـ8. درک مفهوم زیبایی در فضاهای صوتی 180
3ـ8. اصول سه‌گانۀ ارسطو و زیبایی‌شناسی صدا 182
الف) «انسجام» 182
ب) «هماهنگی» 183
ج) «درخشش» 184
4ـ8. نسبیت در زیبایی‌شناسی صدا 185
بخـش نهـم: عناصر زیبایی در رادیو 187
1ـ9. کلام 188
1ـ1ـ9. کارکرد کلام از نظر زیباشناختی 189
● ویژگیهای صوتی کلام 190
ـ چگونگی و نحوه‌ تولید صدا و بررسی دستگاه آوایی انسان 190
ـ بررسی ویژگی‌های ششگانه صدا در رادیو 191
الف) اختلاف زیر و بمی یا نسبت بسامدها 192
ب) حجم یا بلندی (پرتاب صدا) و تنفس 195
ج) سرعت یا ضرباهنگ صدا (تعداد ضربه‌های کلام) 196
د) کیفیت‌های صدا (ویژگی‌های صدا) 197
هـ) لهجه یا صداسازی 198
و) لحن یا آهنگ کلام 200
ـ برطرف کردن عیوب صدا یا آرام‌سازی 203
● صداپیشگان رادیو 203
● متن رادیویی 204
ـ زیبایی‌شناسی متون رادیویی (شنیداری) 207
الف) نظریه‌‌پردازانی که به «نشانه‌ها و شكل متن» میپردازند 207
ب) نظریه‌‌پردازانی که به «بررسي ساختاري متن» اشاره میکنند 210
ج) نظریه‌‌پردازانی که «شالوده‌شكني متن» را بررسی میکنند 212
د) نظریه‌‌پردازانی که بحث «تأويل متن» را پیش میکشند 213
ـ ویژگیهای متن در برنامه‌سازی رادیویی 218
ـ اهمیت زبان‌شناسی در زیبایی‌شناسی برنامههای رادیویی 221
2ـ1ـ9. کاربرد نظریه‌های زیبایی‌شناسی در کلام برنامه‌های رادیویی 225
2ـ9. موسیقی 230
1ـ2ـ9. زیبایی‌شناسی موسیقی در رادیو 233
2ـ2ـ9. ویژگیهای انواع موسیقی در رسانۀ رادیو از نظر زیبایی‌شناسی 234
الف) موسیقی «آرم» 235
ب) موسیقی «آرماستیشن» 237
ج) موسیقی «آگهی معرف برنامه» 237
د) موسیقی «فاصله» 238
هـ) موسیقی «فاصله به‌صورت صرف» 240
و) موسیقی به شکل «پرانتز یا گذر» 240
ز) موسیقی شخصیتها 241
ح) موسیقی متن 241
ط) موسیقی اتمسفریک 241
ی) موسیقی کمدي (طنز) 242
ک) موسیقی توضیحی 242
ل) موسیقی احساسی (عاطفی) 242
م) موسیقی مکانی 242
ن) موسیقی مناسبتهاي مذهبی 243
3ـ2ـ9. زمان استفاده از موسیقی و تأثیرات آن از لحاظ زیبایی‌شناسی 244
4ـ2ـ9. کاربرد نظریه‌های زیبایی‌شناسی در موسیقی برنامه‌های رادیویی 249
5ـ2ـ9. زيباييشناسي موسیقی در طراحیصوتی برنامههای رادیویی 255
6ـ2ـ9. عناصر زیبایی‌شناسی (زیباسازی) در موسیقی برنامههای رادیویی 259
7ـ2ـ9. ظرفيت حافظه سه‌گانه انسان و انتخاب موسیقی 261
3ـ9. جلوه‌های صوتی (افکت‌های صوتی) 262
1ـ3ـ9. کاربرد نظریه‌های زیبایی‌شناسی در جلوه‌های صوتی برنامه‌های رادیویی 266
4ـ9. سکوت 270
1ـ4ـ9. کاربرد نظریه‌های زیبایی‌شناسی در سکوت برنامه‌های رادیویی 273
بخـش دهـم: زیبایی‌شناسی قالب‌های رادیویی 279
1ـ10. مفهوم «برنامهسازی رادیویی» 279
2ـ10. قالبهای برنامهسازی از منظر زیبایی‌شناسی 280
1ـ2ـ10. نمایش‌های رادیویی 281
2ـ2ـ10. مستندهای رادیویی 282
3ـ2ـ10. خبرهای رادیویی 283
4ـ2ـ10. آگهی‌های رادیویی 284
5ـ2ـ10. برنامه‌های کلام‌محور 284
6ـ2ـ10. برنامه‌های موسیقی‌محور 284
7ـ2ـ10. برنامه‌های تدوینی 285
بخش یازدهـم: نتيجه‌گيري و پيشنهادها 287
1ـ11. توصیف نتایج و پیشنهادها 287
2ـ11. اصول طراحیصوتی در برنامهسازی رادیویی 291
3ـ11. جايگاه فعلی زیبایی‌شناسی و طراحیصوتی در برنامه‌سازي رادیویی 294
4ـ11. برآیند تأثیر نظریههای زیبایی‌شناسی در برنامهسازی و طراحیصوتی 296
5ـ11. مسئوليت برنامهسازان رادیو در قبال زیبایی‌شناسی صدا 303
6ـ11. کارکرد کلام، جلوه‌های صوتی، موسیقی و سکوت در طراحی‌صوتی 304
7ـ11. نسبت «برنامه‌سازي» و «طراحی‌صوتی» در ارتقای ظرفيت‌ها و خصوصيت‌های صوتی 306
8ـ11. تأکید در برنامه‌هاي راديویی (طراحی‌صوتی يا عوامل دیگر) 307
9ـ11. طراحی‌صوتی و زيبايي‌بخشيدن به برنامه‌های رادیویی 307
10ـ11. نیل به اهداف 308
11ـ11. پيشنهادهای پدیدآورنده 309
1ـ11ـ11. پيشنهادهایی براي برنامه‌سازان و مسئولان سازمان صداوسیما 310
2ـ11ـ11. پيشنهادهایی براي ديگر پژوهشگران 310
12ـ11. محدوديت‌هاي پژوهش 311
13ـ11. یافته‌های اصلی پژوهش 311
14ـ11. چالش‌های برنامه‌سازان و طراحان صدا در رسانۀ رادیو 312
منابع 319





فصل اول :






بخـش اول
بن¬مایۀ اثر
1ـ 1. درون¬مایۀ اثر
طراحی‌صوتی خود مصداق کاملی است از زیباسازی یا زیبایی‌شناسی صدا، یعنی زمانی که صدایی به زیبایی بازآفرینی شود آن‌وقت تازه طراحی‌صوتی صورت پذیرفته است. در طراحی¬صوتی برنامه‌های رادیویی، با چهار شاخۀ اصلیِ «کلام، موسیقی، جلوه‌های صوتی و سکوت» مواجه هستیم که ضمن واکاوی آنها از لحاظ برنامه‌سازی رادیویی به مسئلۀ اصلی که بررسی زیباشناختی صدا (طراحی‌صوتی مصداق عملی آن) است، می‌رسیم که خود مهم‌ترین دغدغه‌ در نظر پدیدآورنده بود. در این راه کارشناسان و صاحبنظران صدا و رسانه نیز بر این نظر صحه گذاشتند و معتقد بودند که طراحی‌صوتی مصداق تمام‌نمایی از اعمال زیبایی‌شناسی در برنامه‌سازی رادیویی و هنرهای مرتبط با صداست.
نخستین پرسشی که به ذهن نگارنده رسید، این بود که «چرا ملاک‌های مشخصی در برنامه‌سازی رادیویی به‌منظور طراحی‌صوتی زیباشناسانه و معناگرایانه وجود ندارد؟» و اینکه دلایل منطقی و اصولی مبنی بر خوبی و زیبایی صدا یا بدی و زشتی آن وجود ندارد و بسیاری از برنامه‌های برتر و زیبا از نگاه کارشناسان، یا اصول زیبایی‌شناسی و طراحی‌صوتی را رعایت نکرده‌اند یا اینکه دلایل نسبی به‌عنوان مصادیق زیبایی آنها لحاظ شده است و کمتر دارای مصادیق عینی و کارشناسانه برای نقد زیبا‌شناسانه هستند. بنابراین نگاه کارشناسانه بر پایۀ نظریه‌های زیبایی‌شناسی می‌تواند در شکل‌گیری برنامه‌های زیبا، و تأمل و ذهنیت برنامه‌ساز بسیار مؤثر باشد. در عین حال کمتر اهمیت قائل‌شدن مسئولان سازمان برای رسانۀ صدا نسبت به تصویر، درآمد پایین حاصل از برنامه‌سازی و طراحی‌صوتی در رادیو، سرعت بالای رسانۀ رادیو در ساخت برنامه‌ها، نبود آموزش صحیح و مداوم، نا‌آشنایی بسیاری از تهیه‌کنندگان با فنّاوری‌های روز دنیا، نبود برخی امکانات ساختاری هم از لحاظ آکوستیکی و هم از نظر فراهم¬نبودن لوازم و ابزار صوتی مناسب، نیاز به سهل و آسان¬بودن برنامه‌ها برای شنوندگان رادیو، تربیت¬نشدن گوش شنوندگان و برنامه‌سازان برای ساختارهای پیچیده و خاص از دلایل اصلی وجود این ضعف و کاستی در برنامه‌های رادیویی هستند. اما نسبی‌بودن نظریه‌های کارشناسان دلایل دیگری نیز دارد، یکی وجود نسبیت در صداست، چراکه بر منطقی احساسی استوار است؛ پس احساسات هنرمندان نسبت به زیبایی‌شناسی صدا متفاوت است و دیگری بحث برداشت و تأویل شخصی در میان مخاطبان، برنامه‌سازان، طراحان صدا و غیره است.
اما در تجزیه و تحلیل‌های رادیویی نیز نگاه زیبایی‌شناسانه به برنامه‌های رادیویی و طراحی‌صوتی آنها چندان جدی گرفته نشده است و گویی برنامه‌سازی رادیویی در کنار تمام ویژگی‌ها و ساختارهای زیباشناسانۀ صوتی خود یک هنر نیست و برنامه‌سازان و طراحان صدا در رادیو هنرمند فرض نشده‌اند. این مسئله تا حدود بسیاری به نگاه غلط مدیران رسانه‌ای کشور ما بازمی‌گردد، چراکه آنها هستند که باید ظرفیت‌ها و ابزار لازم را برای وجود چنین دیدگاهی پایه‌گذاری نمایند. این بنیان نوپا نیاز به بسیاری از منابع روز رسانه‌ای دنیا و همچنین ایجاد زیرساخت‌های نو با نیرویی تازه‌نفس و خلاق دارد تا بتواند در بلندمدت تمام ظرفیت‌ها را دوباره‌سازی کند و به‌نوعی ساختارشکنی تأثیرگذار در این زمینه دست یابد.
با اینکه تهیه‌کنندگان، طراحان صدا، متصدیان جلوه‌های صوتی، نویسندگان، گویندگان، بازیگران و کارگردانان در حوزۀ برنامه‌سازی رادیویی با دقت نظر بسیاری مشغول برنامه‌سازی هستند، اما نیاز به آشنایی بیشتر عوامل سازنده و پردازندۀ آثار رادیویی به فناوری‌‌های روز دنیا و نظریه‌های زیبایی‌شناسی به‌صورت کاربردی و بنیادین همواره وجود دارد. با کمی دقت در آثار ساخته و شنیده‌شده از شبکه‌های رادیوی ایران، می‌توان این نکته را دریافت که شاید برنامه‌سازان رادیویی، در دام تکرار مکررات گرفتار شده‌اند و شاید نوعی واهمه برای دست¬زدن به تجربیات جدید در آنها وجود دارد.
در عین حال که امروزه رسانه‌ها پیوندی ناگسستنی با یکدیگر دارند، تاکنون تحلیل‌های رسانه‌ای در رادیوی ما با استفاده از روش‌های موجود در دیگر رسانه‌ها مانند تئاتر، سینما، تلویزیون و غیره صورت پذیرفته و این نشان‌دهندۀ این است که مسئولان این رسانه برای مطالعات رادیویی و نگاه نقادانه به برنامه‌ها اهمیت زیادی قائل نیستند و دیگر اینکه صدا در هر رسانه‌ای که باشد، به‌شدت ناملموس است و بررسی‌های کارشناسانه در مورد آن بسیار دشوار؛ چراکه رادیو در عین سادگی خود بسیار هم ممتنع است؛ یعنی برنامه‌ساز و طراح‌صدا باید همۀ عناصر و صداها را در عین زیباسازی و مفهوم‌بخشی برای مخاطب نیز ساده سازد تا شنونده را جذب کند و نگه‌دارد. با این پیش‌فرض طراحی¬صوتی در رادیو حرفه‌ای سهل و ممتنع است. پس نگاه زیباشناسانه به برنامه‌سازی و طراحی‌صوتی در رادیو بایستی به‌گونه‌ای باشد که مناسب یک رسانۀ غیردیداری (یا شنیداری) واقع شود و این مسئله در مثال‌های متعددی که از سوی عوامل برنامه‌سازی رادیویی از رسانه‌های تصویری بیان می‌شود، روشن می‌گردد. در کل، این دیدگاه که نیروهای انسانی رادیو به‌طور مداوم خود را با رسانۀ تلویزیون مقایسه می‌کنند، برای پژوهشگر نوعی دغدغه محسوب می‌شود و این پرسش را در ذهن او بارور می‌سازد که «آیا رادیو به‌عنوان رسانه‌ای خاموش نمی‌بایست از نگاه خودش بازبینی شود و عوامل رادیویی خود را با دیگر رسانه‌ها مقایسه نکنند؟» به نظر نگارنده این مسئله نیز در بنیان-نهادن نگاهی زیباشناسانه، بسیار تأثیرگذار است و در رسانه‌ای که نیروی انسانی آن استقلال فکری و رضایت شغلی ندارند، زیبایی و انتقال مفهوم از طریق آن نیز سرانجامی نخواهد داشت.
به نظر پدیدآورنده، برنامه‌های رادیویی چون از شنوندگان متنوعی برخوردارند ـ این به دلیل ذات رسانۀ رادیوست که باید بی‌وقفه هم دارای فضایی تخیلی باشد و هم واقعیت را انتقال دهد ‌ـ بایستی از لحاظ ساختاری و معناسازی در طراحی‌صوتی نیز متنوع باشند. برنامه‌های رادیویی قابلیت تصویرسازی ذهنی را دارند، اما نه به‌صورت پیش‌فرض و نمی‌تواند مخاطبان خود را مانند دیگر رسانه‌ها متمرکز کند؛ این امر، کار برنامه‌سازان و طراحان صدا در رادیو را تا حدودی دشوار ساخته است. چون برنامه‌سازی و طراحی‌صوتی کارکردی دوپهلو یافته است و برنامه‌ساز و طراح‌صدا در میان فضای حاکم بر رادیو سرگردان است. گاهی فرم و ساختار اهمیت می‌یابد و گاهی محتوا. گاهی روابط بر رادیو حاکم است و گاهی نیز خلاقیت. این مسئله باعث نوعی سردرگمی و روزمرگی میان برنامه‌سازان رادیویی شده که تا حدود زیادی باعث نگرانی است.
2ـ 1. جنبۀ نوآوری اثر
داشتن نگاه زیبایی‌شناسانه نسبت به صدا و طراحی آن همواره دغدغه و توجه بسیاری از برنامه‌سازان، مدیران و دست‌اندرکاران رسانه را به خود معطوف کرده و می‌کند. در بطن هر صوتی اطلاعات و مفاهيمي نهفته است كه از زندگي واقعي افراد سرچشمه مي‌گيرد و سهمي از بار فرهنگی ـ هنری مردمان ديار خود را به دوش مي‌كشد، دستیابی به اصول و کاربرد زیبایی‌شناسانۀ صدا و طراحی آن به‌گونه‌ای که مفاهیم، زبان و ساختار در رسانه به‌درستي منتقل شود، گامي در جهت اعتلاي صدا و ارتقای سواد شنیداری و جذب و حفظ شنوندگان (مخاطبان) خواهد بود.
3ـ 1. بیان مسئله
طراحی‌صوتی، به¬منزلۀ یکی از نمودهای عملي زيبايي در ساحت تولید برنامههای رادیویی است. طراحی‌صوتی درعین‌حال یکی از مقولات مهم در پژوهش‌هاي هنري به‌شمار می‌رود. همان‌گونه ‌كه زيبايي‌شناسي با رسانه‌ پيوندي عميق دارد، در رادیو از طریق طراحی‌صوتی نمود پیدا می‌کند. همچنين فراگيري دامنۀ تأثير طراحی‌صوتی در محتوا و ساختار برنامه‌های رادیویی، ضرورت پژوهش‌هاي كاربردي، توصیفی و کیفی در اين زمينه را دوچندان می‌سازد.
در رادیو طراحی صوتی علاوه بر کارکرد فنی، به شکل‌گیری روایت بهتر و زیباسازی حال و هوای صدا در برنامه‌ها کمک می‌کند؛ یعنی به‌وسیلۀ طراحی‌صوتی، صدا ظاهر خود را پنهان می¬کند و به فنی «نامرئی» همچون «تصویرسازی شنیداری» تبدیل می‌شود. گروهی می‌اندیشند وظیفۀ طراحی‌صوتی انتقال جهان‌بینی هنرمند برنامه‌ساز یا طراح‌صداست. طراحی‌صوتی، ترکیب عناصر «کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت» در برنامه‌های رادیویی و معرف بسیاری از معانی و مفاهیم برای شنونده است. تلفیق متناسب این چهار عنصر است که معرف صدا در یک برنامۀ رادیویی است.
ويژگي‌هاي خاص رسانۀ راديو و ماهيت شنيداري¬بودن آن ايجاب ميكند تا در طراحی‌صوتی برنامه‌هاي راديویی، ضمن اشراف كامل به فرم صوتی خاص آن برنامه و لايه‌هاي معنايي آن، ويژگي شنيداري¬بودن برنامه‌سازی رادیویی در عین شناخت آن رعايت گردد.
در حوزه‌هاي مختلف كلامي، معنايي و صوتی، برنامه‌های رادیویی، جایگاه زیبایی‌شناسانۀ ویژه‌ای دارند. طراحی‌صوتی مناسب، مستلزم درك صحيح تهیه‌کنندگان و برنامه‌سازان از اين ويژگي‌هاست. ویژگی‌های برنامه‌های رادیویی بر طراحی آن برنامه‌ها تأثیر مستقیم دارد. قالب‌هاي زيادي در برنامه‌سازي راديويي وجود دارند كه هرکدام از اين قالب‌ها، ويژگی‌هاي صوتی خاصي را مي‌طلبند.
پژوهش‌های اوليه نشان مي‌دهد كه آنچه امروزه در راديوي ما به‌عنوان طراحی‌صوتی لحاظ مي‌شود تنها استفاده معدودی از قابلیت‌های آن و تنظيم راديويي آنهاست. اميد است اين کتاب بتواند در جهت دستيابي به اصول زیباشناسانه صدا متناسب با شأن رسانۀ ملی گام بردارد.
بزرگ¬ترین هدف اين کتاب زيباسازي و ارتقای مطلوبیت فضاي صوتی از طریق القای مفاهيم آن است و سعي در بازآفريني دانش مرتبط با طراحی‌صوتی برنامه‌های رادیویی از طريق مقايسۀ روش‌هاي گوناگون برنامه‌سازی و طراحی آن دارد. بحث، با معرفي رويكردهاي متفاوت در طراحی‌صوتي و شيوه‌هاي متفاوت انجام آن‌ آغاز می‌شود؛ و با هدف اصلي کتاب، که اهميت¬دادن و دریافتن جايگاه زيبايي و ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي در شكل‌گيري فرآيند طراحی برنامه‌های صوتی است، ادامه می¬یابد.
مصادیق عینی در اين کتاب نشان مي‌دهند به‌منظور انجام بررسي‌هاي زيبايي‌شناسي صدا نياز است كه رويكردهاي كالبدي و كارشناس‌محور، مورد استفاده قرار گيرد.
4ـ 1. ضرورت و اهميت موضوع
دیدگاه زیبایی‌شناسانه درخصوص صدا (طراحی‌صوتی) با توجه به تأثیر ويژه‌اي كه بر «درک شنیداری» و «تصویرسازی ذهنی» در رسانه¬ها دارد و با توجه به ظرفيت بالاي انتقال مفاهيم، هميشه در صدر اهداف برنامه¬سازان و طراحان صدا قرار داشته و دارد. در تولیدات مختلف صوتی، برنامه‌هاي جذاب و آگاهی‌دهنده‌ای وجود دارند كه مي‌توان براي اطلاع‌رساني از آنها استفاده كرد. براي اين كار لازم است کارکردهای زیباشناسانۀ صدا با حفظ همۀ عناصر صوتي برنامه، مورد بررسي قرار گيرد. اهميت اين مسئله هنگامي بيشتر هویدا می‌شود كه بدانيم آنچه امروزه انجام مي‌گيرد (پژوهش در مورد زیبایی‌شناسی صدا)، باعث دگرگوني بسياري از مفاهيم ميشود.
با بررسی ظرفیت‌های رادیو در عرصۀ طراحی‌صوتی و با تکیه بر عنصر خیال و تصویرسازی شنیداری، می‌توان برنامه و پیام را به زبان ساده و با قابلیت تأثیرگذاری بیشتر، به مخاطبان منتقل کرد. نگاه زیبایی‌شناسانه به صدا یا طراحی‌صوتی، امری ضروری است؛ بنابراین طراحی¬صوتی و تغییر در ساختار و محتوای برنامه‌های کلام‌محور و موسیقی‌محور، موجب جذابیت هر چه بیشتر برنامه‌های صوتی می‌شود.
نویسۀ حاضر قصد دارد ضمن نگاه به وضعیت موجود رسانۀ رادیو در حیطۀ زیبایی‌شناسی و طراحی‌صوتی و با در نظر گرفتن تمامی نکات فوق، کارکرد و ویژگی‌های زیبایی‌شناسی را در رادیو معرفی کند و بر اساس آن، وظایف اساسی برنامه‌سازان رادیو را درخصوص کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت مطرح نماید.
5ـ 1. اهداف اثر
بررسی کارکردهای زیباشناسانۀ صدا و کاربرد نظریه¬های زیبایی‌شناسی در طراحی‌صوتی و واکاوی اصول صداگذاری.
برای رسیدن به این هدف کلی اهداف جزئی زیر مد‌نظر قرار می‌گیرد:
1. زيباسازي و ارتقای مطلوبیت فضاي صوتی از طریق القای مفاهيم و الگوهای ذی‌ربط در طراحی‌صوتی.
2. بررسي نحوۀ صداگذاری و ارائۀ راهكارهايی برای آن.
3. چگونگی ایجاد تناسب میان «کلام، موسیقی، جلوه‌های صوتی و سکوت».
6ـ 1. پرسش‌هايی در اندیشۀ مخاطبان
از مخاطبان انتظار می¬رود همزمان با خواندن اثر، پرسش¬های ذهن خود را نیز حلاجی کنند و در پایان پاسخ¬های متناسبی برای آنها بیندیشند. برخی از پرسش‌هايی که در حین خواندن اثر ممکن است ذهن مخاطبان را به¬خود مشغول سازد، به قرار زیر هستند:
1. رويكرد اصلی در زيبايي‌شناسي صدا چیست و آیا رویکردهای دیگری هم در این زمینه وجود دارد؟
2. آیا زيباسازي و ارتقای مطلوبیت فضاي صوتی، فصل مشترک تمام هنرهایی است که با صدا سروکار دارند؟ چرا؟
3. ایجاد تناسب میان کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت، چگونه صورت می‌گیرد؟
4. چه تحلیلی از طراحی‌صوتی در رسانه¬های مختلف دارید؟
5. آیا اهميت¬دادن و دانستن جايگاه زيبايي و ارزش‌هاي زيبايي‌شناختي در برنامه‌سازي ضرورت دارد؟ تا چه اندازه؟
6. آیا چهارچوب یا معیاری برای طراحی‌صوتی وجود دارد؟
7. معیار «کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت» خوب و زیبا چیست؟
8. چه ظرفيت‌ها و خصوصيات ويژه‌اي در رسانه¬های مختلف (به¬خصوص برنامه‌هاي راديويي) وجود دارد كه لزوم پرداختن به جنبه¬های زیباشناسانۀ صدا (طراحی‌صوتی به‌عنوان مصداق عملی آن) در آن‌ پُر‌رنگ‌تر و با‌اهميت‌تر مي‌گردد؟
9. انواع برنامه‌هاي راديویی داراي چه ويژگي‌هاي ساختاری خاصي هستند كه بايد در طراحی‌صوتی به آنها توجه کرد؟
10. برنامه‌سازان در روند طراحی‌صوتی با چه چالش‌هایی روبه‌رو هستند؟
11. نحوۀ صداگذاری و طراحی‌صوتی برنامه‌های راديويي چگونه است و چه راهكارهايي براي بهتر و زیباتر شدن آن وجود دارد؟
12. کدام‌یک از قالب‌های برنامه‌سازی از لحاظ رعایت و به‌کارگیری اصول زیبایی‌شناسانۀ صدا (طراحی‌صوتی) مرتبۀ بالاتری را به خود اختصاص می‌دهند؟
13. کارکرد «کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت» در زیبایی‌شناسی صدا (طراحی‌صوتی) چگونه است؟ آیا سهمی جداگانه دارند یا اینکه در کنار یکدیگر ارزشمند می‌شوند؟
14. آيا مي‌توان صرفاً با تنوع ساختاری به زيبايي كامل در طراحی‌صوتی دست یافت؟
15. آیا بررسي جايگاه صورت و ماده (فرم و محتوا) در برنامه‌سازی، به ساحت‌هاي زيبايي راه می‌برد؟ چگونه؟
16. آیا تناسبی (بحث نسبيت) در طراحی‌صوتی و برنامه‌سازی وجود دارد؟
17. آیا زیبایی‌شناسی طراحی‌صوتی باعث زيبايي¬بخشيدن به «درک شنیداری» و «تصویرسازی صوتی» در رادیو مي‌شود؟
18. فرم و محتوای یک برنامۀ رادیویی باید چگونه باشد؟
19. ويژگي‌هاي ساختاری برنامه‌های راديويي چیست و نحوۀ انتقال معنا در آنها چگونه است؟
20. معیارهای «صدابرداری، صداگذاری، گویندگی، ساخت جلوه‌های صوتی، برنامه‌سازی و طراحی‌صوتی» خوب و زیبا چیست؟
21. صداگذاری، صدابرداری، برنامه‌سازی، ساخت جلوه‌های صوتی، صداپیشگی و طراحی‌صوتی چه تفاوتی در رسانه¬های مختلف دارد؟
22. از کدام نظریه‌های زیبایی‌شناسی می‌توان در طراحی‌صوتی استفاده کرد؟
23. زیبایی‌شناسی در گویندگی، طراحی‌صوتی، ساخت جلوه‌های صوتی، موسیقی، برنامه‌سازی و کارشناسی برنامه‌های رادیویی چه کاربردی دارد؟
24. آیا «کلام، موسیقی، جلوه¬های صوتی و سکوت» می‌توانند در کنار تحریک حس‌شنوایی، حواس درونی دیگر (مانند تعقل، تفکر و تخیل) را نیز حساس کنند و باعث تصویرسازی شنیداری شوند؟ چگونه؟
25. لحن خاص، طرز بیان، کلمات ویژه، صداسازی و صداهای خاصِ صداپیشگان چه تأثیری در کلام برنامه¬ها و شنونده‌های آن دارند؟
7ـ1. پژوهش¬هایی مرتبط با زیباشناسی صدا
بررسي‌هاي پدیدآورنده در زمينۀ «زیبایی‌شناسی صدا» نشان مي‌دهد كه در اين مورد پايان‌نامه‌اي به ثبت نرسيده و كتاب يا مقاله‌اي كه به‌صورت مستقيم به اين موضوع پرداخته باشد، نوشته نشده است. بنابراين به پژوهش‌هایي در این مورد اشاره مي‌شود كه می‌توان در زمينۀ زیبایی‌شناسی صدا و طراحی‌صوتی، از آنها استفاده و برداشت کرد؛ زیرا نكات قابل تأملی در آنها وجود دارد که بی‌ارتباط با این موضوع نیست. در ادامه در سه بخش پایان¬نامه، کتاب و مقاله؛ به برخی پژوهش¬هایی اشاره می¬شود که خواننده را در شکل¬گیری ذهنیت زیباشناسانه نسبت به صدا یاری می¬کنند.
1ـ7ـ1. پایان‌نامه
1. بررسي تعامل ارزش‌هاي زيبايي‌شناسانۀ صوت و تصوير در آثار مستند (سينما و تلويزيون). مختاري، فرهاد (۱۳۸۴). پایاننامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه صدا‌و‌سیما، تهران.
مختاری این پایان‌نامه را در دانشکدۀ تولید با گرایش تهیهکنندگی تلویزیون و به راهنمایی احمد ضابطی‌جهرمی به انجام رسانده است. او هدف از پژوهش حاضر را شناخت عوامل و عناصري عنوان می‌کند که مي‌توانند در حاشيۀ صوتي يک فيلم مستند، کارکردي به‌جز کارکرد واقع‌گرا داشته باشند. منظور از چنين نقشی ـ که از آن به‌ کارکرد زيبايي‌شناسانه صدا تعبير مي‌شود ـ آن است که مفاهيم متفاوتي، به‌غير از واقعيات موجود در صدا، به تماشاگر منتقل شود. چنين استفاده‌اي از صدا مي‌تواند به القاي معاني عميق‌تري دست زند که در ذهن فيلمساز شکل‌گرفته است. در حقيقت آنچه به‌عنوان پرسش اصلي اين پژوهش مدنظر بوده، دست‌یافتن به عناصري است که مي‌توان چنين کارکردي را از آنها انتظار داشت. در اين راه با استفاده از اطلاعات موجود در اسناد، کتاب‌ها، مجلات و منابع اينترنتي و نيز مشاهده و تحليل و بررسي نمونه‌هاي عملي چنين کاربردي در آثار مستند، در قالب روش اسنادي، به گردآوري مطالب مربوط به موضوع، پرداخته‌شده است. تحليل مطالب مذکور و کنار هم نهادن آنها، موجب به دست آمدن نتايج جالبي، جداي از اطلاعات موجود در هريک شده است. بدين ترتيب از پژوهش حاضر اين نتايج حاصل آمده است: 1) ارزش‌هاي زيباشناختي صدا و تصوير داراي عناصري است که هم با يکديگر و هم مستقل کارکرد دارند. 2) فارغ از اینکه عناصر زيبايي‌شناسي تصوير کدام‌اند، نتيجۀ ديگري هم در رابطه با شناخت عوامل مؤثر در زيبايي‌شناسي صدا به‌دست آمده است؛ اينکه ارزش‌هاي مذکور چگونه قابل تعریف و تعيين مي‌گردند. اين نتايج چنين مي‌نمايند که با تغيير در عناصري همچون سطح صدا، پرسپکتيو صدا، بافت صدا، زنگ صدا، تن صدا، طنين صدا، سرعت صدا، جنس صدا، تکرار مداوم صدا و نيز وارونه‌کردن پخش صدا، مي‌توان به‌طور مستقيم به ‌کارکردهاي زيبايي‌شناسانۀ صدا دست‌یافت؛ اما عناصر ديگري هم وجود دارند که به‌طور غيرمستقيم و از طريق رابطه مخاطب و صدا، چنين کارکردهايي را موجب می‌گردند. این عوامل نیز عبارت‌اند از: وضعیت فرهنگی مخاطب، شیوة فناورانة ارائۀ صدا، رابطۀ ترکيبي صدا و تصوير، ابهام تصويري و برجستگي صوتي، توجه به حضور صدا در ساختار اصلي اثر، وضعيت زماني و مکاني ارتباط مخاطب و اثر، شناخت صدا و درک آن از سوی مخاطب و سرانجام وجود پس‌زمينه‌هاي ذهني مخاطب نسبت به صدا. هريک از عوامل مذکور در صورتی که مورد استفادۀ خلاقانه قرار گيرند، مي‌توانند عمق زيادي به درون‌مایۀ اثر ببخشند.
2. نمایش رادیویی، تئاتر شنیداری. افشار، حمیدرضا (1379). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.
افشار که پایان‌نامۀ خود را به راهنمایی استاد حمید سمندریان و مشاوره سعید کشن‌فلاح به ثبت رسانده است، در این پژوهش بیشتر به ذکر تاریخ رادیو، ماهیت رادیو و بخشی هم به نمایش رادیویی و قابلیت‌های این شکل از نمایش می‌پردازد. افشار عنوان می‌کند: تئاتر رادیویی بدون استعانت از عوامل بصری با اعتماد به تخیل مخاطبان و ارتباط ذهنی آنها در تجسم واقعیت بصری شکل می‌گیرد، تئاتر رادیویی حامل تصاویر بسیار پیچیده نیست بلکه در جهت انتقال فکر، احساس یا عمل و سادگی گام برمی‌دارد؛ زیرا نمایشنامۀ رادیویی مانند اوراق رمان قابلِ برگشت نیست، تئاتر رادیویی متکی به اعمال و حوادث بغرنج نیست و از روان‌شناسی شخصیت‌ها پرهیز می‌کند، شنوندۀ نمایش رادیویی برخلاف تماشاگر تئاتر از عنصر توجه جمعی یا هماهنگی برخوردار نبوده و شریک مراسمی آیینی نیست. بدون تهیۀ بلیت، ترکِ خانه و هیچ‌گونه تحمل دشواری با لباس راحت؛ انجام می‌شود، در اینجا احساس مشترک و هیپنوتیزم سینما و تئاتر وجود ندارد، امکانات رسانه‌ای رادیو، فرصت بیشتری به مشارکت و حضور فعال مخاطب خود نسبت به رسانه‌های دیگر در خلق فضاهای نمایش می‌دهد.
3. عنصر تخیل در نمایشنامۀ رادیویی. محمدپور، اسماعیل (1384). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران مرکز.
محمدپور پایان‌نامۀ خود را در شش فصل و به راهنمایی منیژه محامدی در دانشکدۀ هنر و معماری به ثبت رسانده است. پیدایش رادیو و انواع برنامه‌های رادیویی، تخیل در نمایشنامه‌نویسی و تخیل در نمایشنامة رادیویی از موضوعات مطرح‌شده در این رساله است. نویسنده با ذکر سکوت، صدا، کلمات و شرح هر یک نتیجه می‌گیرد که این عناصر در تخیل شریک هستند و باعث می‌شوند شنوندۀ نمایش رادیویی تخیل خود را در درک نمایش به‌کار گیرد. در یک بررسی کلی آنچه به‌عنوان عنصر تخیل در نمایشنامۀ رادیویی در این پایان‌نامه توضیح داده می‌شود، بیشتر ریشه در تجربه‌های شخص نگارنده دارد و حاصل نقل‌قول‌های مستقیم و غیرمستقیم او دربارۀ نمایشنامۀ رادیویی است.
4. تحقیقی در نمایش رادیویی. تیغی‌ارسی (1383). پایان‌نامۀ کارشناسی، دانشکدۀ سینما تئاتر، تهران.
او پایان‌نامۀ خود را در 134 صفحه با راهنمایی شهرام گیل‌آبادی و در دانشکدۀ سینما تئاتر به ثبت رسانده است. رسالۀ او دارای 10 فصل است. فصل هفتم به مقایسه میان نمایشنامۀ رادیویی و نمایشنامۀ صحنه‌ای اختصاص دارد. او معتقد است که جلوه‌های صوتی در نمایش رادیویی حالت بینابینی دارد. به همین دلیل آنچه را که در تئاتر می‌بینیم، در نمایش رادیویی باید بشنویم. از دیگر مقایسه‌های او میان نمایش صحنه‌ای و نمایش رادیویی به بخش شروع نمایش مربوط می‌شود. در نمایش رادیویی لحظه شروع، لحظه‌ای است که مخاطب را درگیر می‌کند، اما در تئاتر باید به مخاطب اجازه داد که بر روی صندلی خود مستقر شود، سپس به نمایش توجه کند. این پایان‌نامه در رویکرد کلی خود بیشتر به حوزه متن و ساختار متنی می‌پردازد و شباهت‌ها و تفاوت‌های متنیِ نمایش‌های صحنه‌ای و نمایش رادیویی را بررسی و موشکافی می‌کند.
5. تفاوت میان ساختار نمایش رادیویی و نمایش صحنه‌ای. معافی، فرزاد (1379). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشکدۀ سینما تئاتر، تهران.
این رساله با راهنمایی اسماعیل شفیعی و مشاورۀ مجید شریف‌خدایی در دانشکدۀ سینما تئاتر به ثبت رسیده است. در بخش ساختار نمایش و تفاوت بین نمایش رادیویی و نمایش صحنه‌ای، آنچه معافی به آن اشاره دارد، تفاوت میان موقعیت شروع نمایش در نمایش رادیویی و نمایش صحنه‌ای است. او معتقد است، که تقطیع‌هایی که در نمایش صحنه‌ای صورت می‌گیرد، تفاوتی با تقطیع‌های نمایش رادیویی ندارد. علاوه
بر آن وی مواردی از قبیل تفسیر صحنه به‌واسطۀ دیالوگ و گفتگو را در نمایش رادیویی، سهل‌تر از نمایش صحنه‌ای می‌داند. او معتقد است در نمایش رادیویی ما نیاز به کدگذاری داریم، معافی می‌گوید: جلوه‌های‌صوتی در نمایشنامۀ رادیویی آن چیزی را منتقل می‌کنند که در تئاتر صحنه با ابزارهای تصویری و دیداری ارائه می‌شوند. البته ارتباط میان این جلوه‌های صوتی که کارکرد نشانه‌های صوتی را دارند و آن چیزی را که بر آنها دلالت می‌کنند، اتفاقی نیست و سپس به تغییر فرآیند کدگذاری اشاره دارد، امری که از سوی فرمالیست‌های روسی برای نخستین‌بار شکل گرفت. در طی تغییرات حاصل در آن که متنی از مؤلف به خواننده منتقل می‌شود و نیز کدگذاری در درک متنی و مفهوم آن در تبدیل اجرای متن نمایش صحنه‌ای به نمایش رادیویی، موضوع حائز اهمیتی است که معافی به آن پرداخته است.
6. اصول تهیۀ نمایش‌های سریالی رادیویی. کتویی‌زاده، نگین (1390). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه صداوسیما، تهران.
این رساله به راهنمایی رحمت امینی در دانشگاه صداوسیما به ثبت رسیده است، آنچه از این پژوهش نتیجه می‌شود، اهمیت تولید نمایش‌های سریالی، اصول تهیه‌کنندگی آن، چگونگی تبدیل مخاطب گذرا به مخاطب پایدار از طریق شناخت عناصری همچون موسیقی، جلوه‌های صوتی، سکوت و کلام و نقش غیرقابل‌انکار آنها در نمایش‌های سریالی رادیویی است.
7. بررسی تطبیق نمایش رادیویی و نمایش صحنه. بهرام‌نژاد، شاهین (1382). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر.
وی در این پژوهش به این نتیجه رسیده است که نمایش رادیویی جدا از محدودیت‌هایی که رسانۀ رادیو دارد، باعث می‌شود تا مخاطب قدرت همزادپنداری بیشتری با جریان داستان داشته باشد که این از نقاط قوت نمایش رادیویی است.
8. نشانه‌شناسی در بازیگری نمایش رادیویی. علی‌محمدی، حمزه (1389). پایان‌نامۀ کارشناسی، دانشگاه سوره‌، تهران.
او در فصل اول به تاریخچۀ رادیو پرداخته و در فصل دوم اِلمان‌های نمایش رادیویی مثل صدابَر، بازیگر و علایم و رمزهای رادیویی را توضیح داده است و در فصل سوم رویکردهای نشانه‌شناسی را از منظر دانشمندان این علم بررسی و موشکافی کرده است.
2ـ7ـ1. کتاب
۱. در کتاب «موسیقی‌شناسی: فرهنگ تحلیلی مفاهیم»، بابک احمدی (۱۳90) در مبحث زیبایی‌شناسی در باب موسیقی اشاره‌ای دارد بر این مبنا که زیبایی‌شناسی موسیقی عهده‌دار دو وظیفه است: ۱) به‌عنوان شاخه‌ای از فلسفۀ هنر پیش‌کشیدنِ پرسش‌هایی فلسفی و بنیادین دربارۀ هنر موسیقی و در این حالت مسئلۀ زیبایی‌شناسی موسیقی تبدیل به درک نسبت به فلسفه و موسیقی می‌شود. ۲) درک نظری موسیقی با توجه به تاریخِ اندیشه‌گریِ فلسفی و علمی و نیز پیشرفت‌های فنی و تاریخی هنر موسیقی در شاخه‌های متعدد آن و در این حالت زیبایی‌شناسی موسیقی به گفتمان‌های متعددی وصل می‌شود. (احمدی، 1390، ص 218)
2. در کتاب «سی سال سینما: گزیدۀ مقالات سینمایی (1385ـ1355)»، احمد
ضابطی جهرمی (1387) عنوان میکند: سینمای ناطق، در زمینۀ فضاسازی با جلوه‌های صوتی، وجه مشترک آشکاری با توانایی¬های رادیو دارد. بدین معنی که برنامهساز یا هنرمندی که با نمایش رادیویی سروکار دارد، ناگزیر است تنها با صدا به آفرینش فضای دراماتیک بپردازد. در اینجاست که نیروی تجسمی صدا در تداعی یا انتقال بُعد فضا ـ اگر ماهرانه به‌کار گرفته شود ـ میتواند کارساز باشد. (ضابطی جهرمی، 1387: 375)
3. در مقدمۀ جلد اول کتاب سه‌جلدی «زیباشناسی سخن پارسی»، نوشتۀ میرجلال‌الدین کزازی (1368)، تحت عنوان «بیان» اشعار می‌دارد: راست آن است که هنوز زیباشناسی سخن پارسی، آن‌چنان‌که شایستۀ این ادب گران‌سنگ و پهناور است، کاویده و شناسیده نشده است و کتابی که به‌روشنی و رسایی، نشانگر ارزش‌های زیباشناختی در سخن پارسی بتواند بود، به نگارش درنیامده است. (کزازی، 1368) نخستین جلد از دورۀ سه‌جلدی «زیباشناسی سخن پارسی» در موضوع دانشِ بیان نوشته‌شده است. جلد دوم زبان شیرین و شیوای پارسی را بر پایۀ دانشِ «معانی» بررسی و کاویده است. سومین جلد به بررسی دانشِ بدیع در زیباشناسی ادب پارسی می‌پردازد، چنان‌که جلدهای اول و دوم این مجموعه عهده‌دار بررسی دو دانش دیگر زیباشناسی ادب پارسی، یعنی «بیان» و «معانی» هستند.
4. در کتاب «تربیت صدا و گویندگی»، علی‌رضا معینی (1391) می‌گوید: گوینده، هنرمند خلاق و بااخلاقی است که لحنی زیبا دارد، فن بیان را آموخته و آزموده است و بر ضرباهنگ اجرا و گویندگی انواع نثر و شعر و محاوره، بویژه بداهه‌گویی تسلط دارد و آداب گفت‌وگو و شیوه‌هاي جذب مخاطب را می‌داند. تربیت صدا براي گویندگی فارسی باهمۀ فسون‌کاري و دارایی که در ادبیات فارسی موج می‌زند، همواره در سایه و کنار مانده است و گفتار و رفتار گویندگان رسانه‌هاي غربی را تقلید کرده و آموزش داده‌ایم. فارسی، زبانی است که پرورده شده است، سرشتِ زیباشناختی یافته و گویندگانِ هنرمند، براي راه‌بُردن به آرمان‌هاي هنري خویش و آفرینش زیبایی، از آن بهره‌ها برده‌اند. گویندگی، از زبان آغاز می‌شود، اما در آن نمی‌ماند. به فراتر از آن می‌رسد. زبان براي گوینده، مایه و زمینۀ آفرینندگی است. ادبیات، زبانی است که شورانگیز شده است. پیام ادبیات فارسی، فزون‌تر و فراتر از آن است که تنها پیامی براي گفتن باشد؛ راهی به دل نیز می‌جوید و دل را نیز برمی‌افروزد. فارسی، زبانی است که جادوي هنر، آن را شگفت و شیرین و شورانگیز کرده است و گوینده، چون هنرمندي آفریننده، بهره‌ها از زبان می‌بَرد. گوینده نمی‌خواهد فقط به یاري کلام، اندیشه‌اي را از ذهنی به ذهنی دیگر برساند. گوینده، اندیشه‌اي را از ذهنی به ذهن دیگر، اما از راه دل می‌برد. او هنر گویندگی را به یاري انگیزه، می‌پرورد و اندیشه چون با انگیزه پیوست و به دستِ هنرمند گوینده‌اي افتاد که با واژگان زیبایی می‌آفریند، پدیده‌اي هنري خلق می‌شود و به‌این‌ترتیب است که زبان و کلام، به قلمرو جادویی هنر، راه پیدا می‌کند و از فن فاصله می‌گیرد! واژگان که کم‌وبیش همان‌هایی هستند که در گفتار و نوشتار به‌کار می‌گیریم، در سروده‌هاي شاعران بزرگ و سخنوران سِترگ، آن‌چنان به‌کار گرفته ‌شده و به هم پیوسته و سامان¬گرفته‌اند که انگار جان‌یافته‌اند. جادوي هنر، مُهر خویش را بر این واژگان نهاده است و گوینده باید از راه دل و هنرمندي خویش، اندازۀ آوایی حروف و کلمه‌ها را در ساختار شعر و نثر و انواع نوشته‌هاي فارسی تعیین کند و با مکث و تأکید و سکوت و دیگر ابزارهاي گویندگی، درآمیزد تا دلپذیر و شنیدنی شود و تقدیم شنونده گردد. واژگان در شعر، به رنگ‌ها می‌مانند در نگاره. شعرهایی که یک‌باره از جوشش‌ها و خیزش‌هاي درون برخاسته‌اند، با همه برهنگی و بی‌زیوري، سراپا شور و شورش‌اند ... اگر گوینده، زیباشناسی، دستور ادب و قانونمندي‌هاي زبان را می‌آموزد، براي آن است که بتواند از آنها در شناخت شعر و انواع متن بهره جوید و در گویندگی به‌کار گیرد. اگر می‌آموزیم که واژه چیست، گونه‌هاي آن کدام است، فعل است یا فاعل یا جز آن، براي آن است که از این آموخته‌ها بهره بگیریم و بتوانیم درست گویندگی کنیم. اگر هنجارهاي زیباشناختی و کاربردهاي ویژه را در ادب می‌آموزیم، براي آن است که بتوانیم آفریده‌هاي ادبی را بر‌اساس زیروبم‌ها و سایه‌روشن‌هایی که زبان را سرشت هنري می‌بخشند، تشخیص دهیم و در گویندگی به‌کارگیریم. البته تنها به آموختن نمی‌توان بسنده کرد؛ در پی آموختن، باید ورزیدنی باشد که با تمرین و تجربه به‌دست می‌آید. (معینی، 1391: 14ـ13)
5. در کتاب «گویندگی و فن‌بیان»، غلامعلی امیرنوری (1384) عنوان می‌کند: نمودِ آوایی یا گفتار که شکل اصلی زبان است، قدمت میلیون‌ساله دارد و از کودکی یا به نظر بعضی زبان‌شناسان از بدوِ تولد، همراه با توانایی‌های تفکر و ژن‌های یادگیری زبان که در خانواده و در معرض زبان فعال می‌شوند، کار خود را آغاز می‌کند و آرام‌آرام دستگاه عصبی و مغزی کودک را هم برای پذیرش و قبول داده‌های زبان آماده می‌سازد و پس از مدت‌زمانی کودک شروع به حرف¬زدن می‌کند. همین نمود گفتاری زبان است که کودک را برای زندگی اجتماعی مهیا می‌سازد. به‌طورکلی همۀ مردم دنیا برای ارتباط میان خود و برای انتقال دانش و تجربه به دیگران و بیان آرزوها و خواست‌های گوناگون خود از این شکل زبان (گفتار) استفاده می‌کنند. هر ارتباطی دوسویه است، یعنی دو طرف دارد، گیرنده و فرستنده. برای ایجاد ارتباط زبانی باید سوی شنیداری آن هم فعال شود، زیرا در برابر گفتار، شنیدار است. گفتن و شنیدن، دو سوی ارتباط زبانی هستند و وقتی این رابطه برقرار شد، خود نوعی انگیزه برای ارتباط‌های بعدی است؛ هر که پیام می‌دهد منتظر است تا پیامش دریافت شود و در برابر، پیامی هم دریافت کند. (امیرنوری، 1384: 44ـ43)
6. کتاب «هنر در حرکت: زیباشناسی انیمیشن»، نوشتۀ مارین فرنیس (1383) و ترجمۀ سارا سعیدیان و شهرزاد اکرمی با همکاری انتشارات بنیاد سینمایی فارابی، به فارسی ترجمه و چاپ شده است. عنوان بخش اول این کتاب «نکات بنیادین» است. در فصل پنجم که در مورد «صدا و طراحی ساختاری» است، عناصر صدا، دیالوگ، جلوه‌های صوتی، موسیقی فیلم و طراحی ساختاری در پویانمایی بررسی‌ شده‌اند. در فصل هفتم، زیباشناسی پویانمایی کامل و محدود و زیباشناسی نخستین پویانمایی‌های تلویزیونی؛ در فصل هشتم، زیباشناسی در پویانمایی سه‌بعدی و در فصل نهم، مسائل زیباشناسی موردبررسی قرار می‌گیرند. همچنین عنوان بخش دوم این کتاب «مطالعاتی بر زیباشناختی انیمیشن» است. در فصل سیزدهم که دربارۀ توجه به فرم در پویانمایی انتزاعی است، تأثیر موسیقی بر محتوا و فرم، آرمونیا یا همان هارمونی از نظر فیثاغورث و ارتعاش و موسیقیِ افلاک، مورد تحلیل قرارگرفته‌اند.
7. کتاب «مونتاژ تصویر و صدا»، نوشتۀ «پی‌یر کاندورفر » (1371) و ترجمۀ بهزاد موسوی با همکاری نشر مینا، به چاپ رسیده است. در بخش اول این کتاب مونتاژ فیلم بررسی‌شده و در بخش دوم که در مورد صدا در فیلم است، بیانیه فیلم ناطق، اهمیت دراماتیکی صدا، گفتار در فیلم، صوت واقعی و گزارش، هم‌زمانی ـ غیرهم‌زمانی، موازی بودن ـ نقطه‌ مقابل، متن گزارش، چگونگی ترکیب فرم و محتوای گزارشی، سروصدا (جلوه‌های صوتی) و موسیقی فیلم تحلیل و بررسی می‌شوند.
8. کتاب مجموعه مقالات «نظریه‌های زیباشناسی فیلم»، از سوی انتشارات بنیاد سینمایی فارابی در سال 1376 به چاپ رسیده است. مهم‌ترین مقاله‌هایی که در این کتاب ارتباط مستقیمی با زیباشناسی دارند، عبارت‌اند از: «زیباشناسی فیلم» نویسنده‌: فرانسیس اسپارشات و مترجم: مجید کاوش، «زیباشناسی و اصالت ماهیت» نویسنده: یان جاروی و مترجم: مینا نوایی، «زیباشناسی از دیدگاه بردزلی و نقد فیلم» نویسنده: «ویلیام کدبِری » و مترجم: علاء‌الدین طباطبایی و «تقلید و تحرک» نویسنده: جرالد مست و مترجم: ارسلان سپهر.
9. کتاب «مبانی سینما 1»، نوشتۀ «ویلیام فیلیپس » (1389) و ترجمۀ رحیم قاسمیان با همکاری نشر ساقی به چاپ رسیده است. کتاب در فصل چهارم به تحلیل و بررسی صدا در سینما پرداخته است. در فصلی که به صدا اختصاص یافته است، صدا در تاریخ سینما، اجزای صدای فیلم (صدا، جلوه‌های صوتی، موسیقی و سکوت) و کاربردهای صدا همانند: کاربرد صدا برای انتقال صحنه و استفاده از صدا در فیلم‌های داستانی مورد بررسی قرار می‌گیرند.
10. کتاب «زیبایی‌شناسی تلویزیون ـ مبانی ادراکی، شناختی و ترکیبی»، نوشتۀ نیکوس متالینوس (1384) و ترجمۀ جمال آل‌احمد با همکاری ادارۀ کل پژوهش‌های سیما، منتشر شده است.
او در مقدمۀ این کتاب می‌گوید: در زمینه‌های گوناگون، پیشرفت‌های مهمی رخ‌داده که در تکوین زیبایی‌شناسی تلویزیون مؤثر بوده است. او پس از اینکه در قسمت «زیبایی‌شناسی، زیبایی‌شناسی رسانه‌ای: پیشرفت‌های عمده» به بررسی تاریخچۀ زیبایی‌شناسی و نظریه‌های مختلف زیبایی‌شناسی می‌پردازد، عنوان می‌کند چهار نظریه، اساس رشد و گسترش زیبایی‌شناسی رسانه‌ها را تشکیل می‌دهند. این چهار نظریه عبارت‌اند از: نظریه سنتی (فلسفی)؛ نظریه شکل‌گرا؛ نظریه بافتاری و نظریه تجربه‌گرا. متالینوس در ادامه معتقد است که این نظریه‌ها نمی‌توانند اصول مستحکمی ارائه کنند تا بتوان بر اساس آن زیبایی‌شناسی تلویزیونی را بنا کرد و هنوز هم مسائل مربوط به فرآیندهای درک سمعی و بصری تصویر متحرک، شناخت یا تفسیر این تصاویر و ترکیب تصویر متحرک صدادار مورد بررسی قرار نگرفته‌اند. او پس از مقدمه، کتاب را به سه بخش اصلی تقسیم می‌کند. در بخش اول، نظریه‌ها، یافته‌های تجربی و اصول تثبیت‌شدۀ درک سمعی، بصری و حرکتی مربوط به تصویر تلویزیونی بررسی می‌شود. در بخش دوم، یافته‌های تجربی مورد کاوش قرار می‌گیرند، نظریه‌ها بررسی و اصول تثبیت‌شدۀ شناخت دربارۀ تصویر تلویزیونی مرور می‌شوند. در بخش سوم هم، دربارۀ توسعۀ اصول ترکیبی رسانۀ تلویزیون است و در آن عرصه‌های گوناگون مؤثر در این توسعه، مورد بررسی قرار می‌گیرند.
11. کتاب «اعجاز صوت و موسیقی»، نوشتۀ محمدرضا امینی (1380)، که باهمکاری «سازمان آفرینش‌های هنری سوره، مرکز هنرهای شنیداری» تهیه و تنظیم شده است، به بررسی صوت تحت عنوان‌های زیر می‌پردازد: پیدایش صوت، صوت و ارتباطات، صوت و طبیعت، صوت و ادبیات، اثرات صوت، فیزیک صوت، صوت و درمان بیماری‌ها، صوت و حیوانات، صوت و بلوغ، جدول تقسیمات اصوات در طبیعت، تقسیم‌بندی اصوات در نحوۀ اجرا، صوت و تاریخ موسیقی، موسیقی، مذهب و حکومت، مقدمه‌ای بر تاریخ موسیقی در ایران، موسیقیدانان ایرانی، تأثیرات شرایط محیط بر اصوات، اثرات صوت بر روان آدمیان، نغمات و دستگاه‌های موسیقی ایرانی، اثرات متقابل صوت و محیط، موسیقی در گذرگاه تاریخ، کاربرد موسیقی، صوت، موسیقی و دیگر هنرها، صوت، موسیقی و هنرهای نمایشی.
12. کتاب «آناتومی فیلم»، نوشتۀ «برنارد اف.دیک » (1391) که حمیدرضا احمدی‌لاری با همکاری نشر ساقی آن را ترجمه و چاپ کرده است. در فصل دوم این کتاب بر اهمیت صدا حتی در دورۀ سینمای صامت تأکید می‌شود. وی می‌گوید، عنوان صامت به این دلیل برایشان به‌کار می‌رفت که فاقد گفت‌وگو بودند، ولی نوعی صدا به شکل جلوه‌های صوتی یا موسیقی داشتند. در ادامه، صدا از جهت‌های مختلف بررسی می‌شود که عبارت‌اند از: صدای واقعی و صدای تفسیری، صدای همگاه و صدای ناهمگاه، هم‌پوشانی یا تداخل صدا و صدای خارج از تصویر؛ که خود حاوی زیر مقوله‌هایی همانند: راوی اول شخص، راوی دانای کل، صدای خواندن نامه، صدای ذهنی، صدای مکرر و صدای منجی است.
13. کتاب «درک رادیو»، نوشتۀ «اندرو کرایسل » (1387) که معصومه عصام با همکاری «اداره کل پژوهش‌های رادیو» آن را ترجمه و چاپ کرده است، به موضوع «علایم و رمزهای رادیویی» پرداخته است. در فصل سوم این کتاب، صدا به چهار بخش: کلمه‌ها، صداها و اصوات، موسیقی و سکوت تقسیم می‌شود و از لحاظ علم نشانه‌شناختی مورد بررسی قرار می‌گیرد.
14. کتاب «دستینۀ رادیو»، اثر «کارول فلمینگ » (1384)، که ناصر بلیغ با همکاری «اداره کل پژوهش و توسعۀ صدا (رادیو)» آن را ترجمه و چاپ کرده به موضوع صدای ایستگاه پرداخته است.
او در فصل چهارم می‌گوید: رادیو، چه بر موسیقی مبتنی باشد و چه بر صحبت، برای برقراری ارتباط با مخاطب نیازمند صدای انسان است. (فلمینگ، 1384:103)
3ـ7ـ1. مقاله
1. «جان بلتن» (۱۳۸۵)، در مقالۀ «تکنولوژی و زیبایی‌شناسی صدای فیلم» عنوان می‌کند: صدابر دنیایی رؤیت‌ناپذیر را ضبط می‌کند (دنیای شنیداری) که متشکل از صدا شامل: دیالوگ، جلوه‌های صوتی و موسیقی است. همچنین معمولاً تجزیه می‌شود و به‌صورت عناصر جداگانه مورد استفاده قرار می‌گیرد. صدا نه‌فقط به‌طورکلی روان‌شناسی متفاوتی نسبت به تصویر دارد، بلکه روان‌شناسی هر یک از مقولات آن نیز اندکی متفاوت است. چنان‌که متز استدلال می‌کند، صدا نه‌فقط به منزلۀ ابژه یا عنصر عینی است، بلکه حکم صفت یا ویژگی اثر را می‌یابد. صوت (منظور: مقولۀ دیالوگ) یکی از صفات یا ویژگی‌های کالبد انسان است، همچنین سروصدا و اصواتی ایجاد می‌کند که در مقولۀ جلوه‌های صوتی قرار می‌گیرد. جلوه‌های صوتی نیز به‌نوبۀ خود جزو صفات جهان و ابژه‌های آن هستند. (عامری مهابادی، ۱۳۸۵: 237)
2. همایون امامی (۱۳۷۹)، در مقالۀ «تأملی در زیبایی‌شناسی و کارکرد صدا و سکوت در سینمای مستند ایران» می‌گوید: بسیاری بر این باورند که جوهر و مبنای سینما بر بنیان تصویر بنانهاده شده است و هرگونه بحث پیرامون سینما به معنای اخص، اصیل و ناب آن لزوماً میبایست ناظر بر این پندار باشد. این تفکر که ریشه در دوران سینمای خاموش دارد، بر صدا و قابلیتهای حسی و زیبایی‌شناختی‌اش دیده فرومی‌بندد و این حقیقت را نادیده می‌گیرد که واقعیت در صورت حذف وجه شنیداری‌اش، پدیده‌ای الکن و ابتر است. از دیگر سو کارکرد و اهمیت مقولۀ صدا به‌گونه‌ای است که تنها الزامات ساختاری و نمایشی در توجیه حذف آن منطقی به نظر می‌رسد و این مدعایی است که در دوره‌های مختلف تاریخ سینما از سوی فیلمسازان و نگرهپردازانی چون فریتس لانگ، رنه کلر، آیزنشتاین، برسون، ولز و تارکوفسکی و بسیاری دیگر نیز ابراز شده است. (امامی، 1379: 177)
3. سید محسن هاشمی (۱۳۸۷)، در مقالۀ «کارکرد سینمایی جلوه‌های صوتی در شاهنامه فردوسی» عنوان می‌کند: آنچه سینمای ناطق را از نظر به‌کارگیری صدا (بعد از ۱۹۲۷) به درجۀ اشباع رسانده بود، اسراف و زیاده‌طلبی متخصصان صدا در به‌کارگیری جلوه‌های صوتی بود؛ اما به‌تدریج آرامش بر مهندسی صدا چیره شد و استفاده از جلوه‌های صوتی، شکلی معقولانه‌تر به خود گرفت. امروزه یکی از بالاترین ارقام دستمزد در سینمای حرفه‌ای جهان، به طراحان صدا اختصاص یافته است. طراح‌صدا با به‌کارگیری عناصری که در صحنه حضور دارند (منطق حضور آنها وجود دارد)، به ایجاد اصواتی می‌پردازد تا هنرمند سینماگر را در کار انتقال اندیشه و عاطفه به مخاطب، یاری دهد. اگرچه بیشتر ادراکات آدمی از طریق چشم صورت می‌پذیرد، اما بایستی اعتراف کرد که ما بیش از آنچه ببینیم، می‌شنویم! زاویه دید آدمی محدود و زاویه شنوایی او نامحدود است. انتقال جلوه‌های صوتی در ادبیات از انواع دیگر صدا به‌مراتب دشوارتر است. در گفتار، بار معنایی کلمات است که اهمیت دارد و در موسیقی، تجربۀ حسی مخاطب از انواع سازهاست که او را در ادراک صدای مورد نظر یاری می‌دهد؛ اما در جلوه‌های صوتی، با توجه به اهمیت کمی و کیفی صدا، توصیف، امری به‌مراتب دشوارتر خواهد بود؛ چراکه اصالتاً استفاده از جلوه‌های صوتی باانگیزه افزایش باورپذیری مخاطب به‌کار می‌رود و همین خصیصه است که هنرمند را در به‌کارگیری آن ترغیب می‌کند. (هاشمی، 1387: 356ـ343)
4. «راندی تام » (۸۴ـ۱۳۸۳)، در مقالۀ «اغواگر نامرئی » می‌گوید: بزرگ‌ترین باور کاذب در مورد ساخت و طراحی‌صدا این است که طراحان صدا درصدد خلق صداهای فوق‌العاده هستند، اما چنین چیزی درست نیست یا حداقل به‌اندازۀ کافی درست نیست. موسیقی، دیالوگ و جلوه¬های صوتی هرکدام می‌توانند، یک کار یا بیشتر کارهای زیر را انجام دهند: حالتی را به وجود بیاورند و احساساتی را برانگیزند؛ سرعت روند داستان را تنظیم کنند؛ نشان‌دادن یک محل جغرافیایی؛ نشان‌دادن یک دورۀ تاریخی؛ شفاف ساختن خط سیر داستان؛ توصیف یک کاراکتر؛ ارتباط برقرار کردن بین ایده‌ها، کاراکترها، مکان‌ها، تصاویر یا لحظات نامرتبط؛ تشدید واقعیت‌گرایی یا کاهش آن؛ تشدید ابهام یا کاهش آن؛ جلب‌توجه مخاطب به‌ جزئیات داستان یا برعکس؛ نشان‌دادن تغییرات زمان؛ روان¬کردن تغییرات ناگهانی بین پلان‌ها و صحنه‌ها؛ تأکید بر انتقال تأثیرات دراماتیک؛ توصیف فضایی شنیداری؛ مبهوت‌ساختن یا تسکین‌بخشیدن؛ غلو کردن وقایع یا متعادل¬کردن آنها. (ورشوچی، ۸۴ـ۱۳۸۳: 80ـ75)
5. لیلا رضایی (۱۳۸۷)، در مقالة «نمادهای صوتی در رادیو» می‌گوید: هر صدایی که از رادیو پخش می‌شود، می‌تواند نماد و نمایندة مفهومی ویژه باشد. این ویژگی هم در عرصه‌ سکوت و هم در عرصه‌ صدا در رادیو وجود دارد. از میان بخش‌های سه‌گانة، حضور صدا در رادیو، افکت یا صداهای پس‌زمینه، کارکردهای نمادین گسترده‌ای در برنامه‌سازی رادیویی و انتقال مفهوم بر عهده دارند. برخلاف واژگان که بشر آنها را اختراع کرده است، این اصوات که به‌صورت افکت در رادیو به‌کار گرفته می‌شوند، طبیعی هستند و شکلی از معنی را که در خارج (در دنیای واقعی) وجود دارد، منتقل می‌کنند. این صداها، حوزه‌ای بسیار گسترده دارند و تمامی آواهایی را که در طبیعت امکان وجود یافته‌اند، دربرمی‌گیرند. (رضایی، 1387: 17)
6. گیتی کاوه (۱۳۸۷)، در مقالۀ «اجمالی بر تاریخچۀ رادیو در ایران ۱۳۸۷ـ۱۳۱۹» عنوان می‌کند: در سال ۱۳۵۳ نظریه‌پردازان و نسل جوان رادیو معتقد بودند صدایی که مردم از رادیو می‌شنوند، صدای عادی و متعلق به مردم نیست. لحن خاص، طرز بیان و حتی کلمات ویژه، مورد انتظار مردم نبود. این کلمات و صداها مغایر با صدایی است که شنونده‌ رادیو از دوست، خواهر یا برادر خود می‌شنید، درنتیجه کمکم به‌جای صداهای خاص گویندگان رادیو که از فرط زیبایی و رسایی و جذابیت به صداهای مخملی معروف شده بود، جای خود را به صداهای معمولی داد. تفکر حاکم بر چنین روندی این بود که وقتی اندیشه‌ای باشد، هر حرف و هر صدا قابل‌شنیدن است. (کاوه، 1387: 75)
7. «ژاک امون و دیگران» (۱۳۸۸)، در مقاله «فیلم به‌مثابه بازنمود شنیداری ـ دیداری » عنوان می‌کنند: بازتولید صدا از مشخصه‌هایی است که از فرم‌های سینمایی معاصر انتظار داریم و صدای همزمان بی‌شک یکی از خصوصیات سینماست که بیشترین تأثیر را در طبیعی نمایاندن آن دارد. بااین‌حال به این دلیل که صدا طبیعی به نظر می‌رسد یکی از حوزههای نظریة فیلم و زیبایی‌شناسی است که تابه‌حال کمتر بدان پرداخته‌شده است. هر کس تشخیص می‌دهد که صدا دادة طبیعیِ بازنمود فیلم نیست و نقش باند صدا و مفهوم آن در گذشته تغییر کرده و هنوز نیز پیوسته از فیلمی به فیلم دیگر در نوسان است. (شیرازی‌عدل، ۱۳۸۸: 138)
8. محمدجعفر نوروزشاد (1385)، در مقاله‌ای که با عنوان «لفظ و معنی در گفتار رادیویی» در شمارة 32 ماهنامة رادیو منتشر کرده است، به بررسی لفظ در زبان و گفتار رادیویی، فصاحت کلام و کلمه، الفاظ در بافت موقعیتی جمله و عناصر زِبَرزنجیری گفتار (آهنگ، تکیه و درنگ) می‌پردازد. (نوروزشاد، 1385: 53ـ50)
 

کلیه حقوق این سایت متعلق به مرکز تحقیقات سازمان صدا و سیما است.